ساختار هويت انسان:
درباره ساختار وجودي انسان و اينکه دو ساحتي است يا تک قطبي، دو نظريه مهم و کلي وجود دارد.
اول. نظريه اکثر انديشمندان غربي مبني بر اينکه انسان هويتي تک قطبي و طبيعي دارد. انسان موجودي مادي و زيستي است که تحت تاثير تاريخ، جامعه ، تربيت ، ويا انتخاب خود ساخته مي شود. اين نظريه عمدتا مربوط به کساني است که روح انسان را از سنخ بدن و طبيعت و ماده مي دانند.
دوم . نظريه انديشمنداني که علاوه بر بعد طبيعي، براي انسان بعدي متافيزيکي نيز قايل اند . کساني که انسان را داراي روحي مجرد و از سنخ ملکوت مي دانند.
اسلام طرفدار نظريه دوم است. از اين ديدگاه آدمي به طور کلي از دو گونه هويت معنوي و مادي برخوردار است. از اين نظر که از بدن مادي و طبيعي سود مي برد ، هويتي بشري و طبيعي دارد و از آن جهت که داراي روحي مجرد و فرا طبيعي است، داراي هويتي مجرد نيز هست.
قرآن کريم به ساختار دو بعدي روح انسان اشاره کرده و مي فرمايد: خداوند آفرينش انسان را ازگل آغاز کرد، سپس او را سازمان هماهنگ بخشيد و از روح خود در او دميد، پس انسان آميزه اى از عنصرى مادي و زمينى و عنصري مجرد و الهى است، و بدأ خلق الانسان من طين ثم سوّاه و نفخ فيه من روحه، شروع خلقت انسان از خاک بود، سپس او را بياراست و از روح خويش در او دميد. سجده / 9 و 7.
در آموزه هاي ديني ما تعبيرهاي فراواني نسبت به دو واقعيت وجودي انسان وجود دارد، همچون: خود حقيقي و خود مجازي، خود ملکوتي و خود ملکي، خود مثبت و خود منفي، خود عالي و خود سافل، خود مجرد و خود مادي، خود معنوي و خود طبيعي و مانند آن.
اينکه انسان داراي دوساحت مادي و مجرد است، قابل انکار نيست، ولي از ديدگاه انسان شناسي و خودشناسي بايد به اين نکته توجه کنيم که ما به عنوان انسان، موجودي فرامادي و روحاني هستيم و بدن مادي، تنها قالب اين جهاني ما است. ما به بدن طبيعي خود در اين دنيا نياز داريم، ولي بدن نيستيم. انسان، طبيعت مادي نيست، انسان يک حقيقت روحاني است و بدن تنها ابزاري است که خداي متعال در اين زندگي در اختيار ما قرار داده تا بتوانيم در عالم عنصري و طبيعت مادي اين عالم زندگي کنيم.
اين رويکرد باعث نمي شود که ما بدن و هويت بشري خود را فراموش کنيم و يا آن را از حيطه فعاليت هاي خودسازانه خارج بدانيم، زيرا در هر صورت انسان تا هنگامي که زنده است و در اين سراي زندگي مي کند، در طبيعت رشد مي کند و به بدن و هويت بشري خود نياز دارد و تا هنگامي که آن را به خوبي مديريت نکند، امکان رشد معنوي و انساني نيز نخواهد داشت.
سه گانگي هويت انسان:
قرآن کريم در مورد انسان از سه واقعيت وجودي نفس، عقل و قلب سخن مي گويد. نفس مجموعه اي از قواي غريزي آدمي است و هويت بشري انسان را مي سازد، عقل که مرکز ادراک و استدلال است، به انسان هويت انساني مي دهد و قلب که عرش رحمان است، به آدمي هويتي الهي مي بخشد.
مطابق اين رويکرد، بعد مجرد انسان نيز خود به دو هويت انساني و الهي تقسيم مي شود. بنابراين در يک نظريه کلي و نهايي درباره ساختار هويت انسان مي توان گفت: انسان به طور کلي داراي سه گونه هويت است.
- هويت بشري که در عرصه حيات طبيعي شکل مي گيرد و توسط نفس مديريت مي شود.
- هويت انساني که در عرصه حيات عقلاني و توسط نيروي عقل رشد مي کند.
- هويت الهي که در عرصه حيات عرفاني و قلب پرورش مي يابد.
سيد مصطفي علم خواه