رويکردها و ديدگاه ها:
تعريف هاي فراوان ديگري در باب خودسازي وجود دارد که اغلب آنها بر اساس رويکرد خاصي ارايه شده اند. قبل از پرداختن به اين رويکردها و تعريف ها، به تعريف هايي اشاره مي کنيم که بسيار کلي و مفهومي هستند و سيستم خاصي از آن فهميده نمي شود.
1- خودسازي به معناي مجموعه اي از فعاليت هاي شناختي، قلبي، ارادي و اجتماعي اي نظام مند و هماهنگ است که کمال شناخته شده براي «خود» را پديد ميآورد.
2- منظور از خود سازي و به طور کلي پرداختن به خويش، شکل دادن و جهت بخشي به فعاليت هاي حياتي و تصحيح و تقويت انگيزه ها ، در نظر گرفتن مقصد نهايي و سو گيري فعاليتها براي قرب به خداوند است. 2
3- خودسازى به معناى شناخت معارف ايجاد ملکات و انجام افعالى است که کمال شناخته شده براى خود را پديد مىآورند.
اين تعريف ها صحيح است، ولي بسيار کلي و مفهومي بوده، حاکي از يک رويکرد خاص که بتوان بر اساس آن، راهبرد، رهنمود و راهکار مشخص کرد، نيستند، بنابراين از ارزش منطقي و علمي چنداني برخوردار نيستند.
در زمينه خودسازي رويکردها و تعريف هاي فراواني وجود دارد که به منظور فهم بهتر معناي خودسازي لازم است مورد اشاره و بررسي مختصر قرار گيرد.
1. جهاد اکبر:
يکي از ديدگاه هايي که در خودسازي ارايه شده، جهاد و مبارزه با نفس است. بر اين ا ساس خودسازي نوعى جهاد و مبارزه با دشمنان درونى تلقي شده است، که در کمين انسان ها هستند تا آنها را از مسير عدالت و سلامت خارج نمايند. همچون شيطان و هواي نفس، عادت ها، دلبستگي به دنيا و مانند آن.
در روايت معروفي آمده است: پيامبر اکرم(ص) گروهى از مجاهدان اسلام را به سوى ميدان جهاد فرستاد، هنگامى که بازگشتند فرمود: آفرين بر جمعيتى که جهاد اصغر را انجام دادند و جهاد اکبر بردوش آنها مانده است; کسى عرض کرد: اى رسولخدا! جهاد اکبر چيست؟ فرمود: جهاد با نفس. سپس فرمود برترين جهاد، جهاد با نفس است. 3
اين رويکرد نيز بيشتر ناظر به رفع موانع و مبارزه با رهزن ها است و شامل تمامي اين عرصه ها نمي شود.
2- تزکيه نفس:
بسياري از آثار اخلاقي که در راستاي مبحث خودسازي تاليف شده اند نيز، عنوان تهذيب و تزکيه نفس را به خود گرفته اند. اين عنوان در قرآن کريم و روايات بسيار مطرح شده است. در سوره والشمس بعد از ده قسم قرآن کريم مي فرمايد: قد افلح من زکيها و قد خاب من دسيها.4 تزکيه نفس اگر چه بسيار مهم است، ولي بيانگر تمامي مراحل خودسازي نيست.
3- طب روحاني:
در يک رويکرد ديگر به خودسازي به عنوان طب روحانى نگريسته شده است. در اين رويکرد، روح انسان همچون جسم او گرفتار انواع بيماري ها مىشود و براى بهبود و سلامت آن لازم است دست به دامن طبيبان روحانى شود، و از داروهاى ويژهاى که ايشان براى هر يک از بيماري هاى اخلاقى تجويز مي نمايند، بهره بگيرد تا روحى سالم، پرنشاط و پر تلاش و فعال داشته باشد.
شايان توجه اين که در دوازده آيه قرآن مجيد از بيماريهاى روحى و اخلاقى، تعبير به مرض شده است; از جمله در آيه10 سوره بقره، صفت زشت نفاق را به عنوان بيمارى قلمداد کرده، درباره منافقان مىفرمايد: فى قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا; در دلهاى آنها نوعى بيمارى است، و خداوند (به خاطر اصرارشان بر گناه و نفاق) بر بيمارى آنها مىافزايد.»
در آيه32 سوره احزاب، شهوت پرستان را بيمار دلانى معرفى مىکند که در کمين زنان باعفت اند; خطاب به همسران پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «فلا تخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض; به گونهاى هوسانگيز سخن نگوييد که بيماردلان در شما طمع کنند.»
در حديثى از على عليه السلام آمده است: «اذا احب الله عبدا خيرا رزقه قلبا سليما وخلقا قويما; هنگامى که خداوند بندهاى را دوست بدارد، به او قلب سليم و اخلاق معتدل و شايسته مىدهد.» 5
مبحث بيماري روحاني و نياز به درمان نيز از مباحث مربوط به خودسازي است، ولي مانند رويکردهاي قبلي بيشتر ناظر به آسيب زدايي است تا کسب فضيلت و قرب.
رويکردهاي نفي گرايانه:
دليل وجود چنين رويکردهايي که ناظر به جنبه نفي موانع است، به خاطر اهميتي است که اين بخش از خودسازي دارد. بخش اثباتي در صورتي موثر است که قبلا رفع مانع شده باشد. تا موانع راه از سر راه سالک برداشته نشود، امکان تحقق شرايط و جنبه هاي اثباتي فراهم نمي شود. در کلمه توحيد "لا اله الا الله" که الگوي تربيتي اسلام است نيز ابتدا "لا اله" يعني نفي هر آلهه آمده و بعد از آن "الا الله" يعني جنبه اثبات معبود و آلهه واحد آمده است. روح اسلام و سيستم تربيتي اسلام بر اساس کلمه توحيد شکل مي گيرد. تا نفي پرستش خدايان دروغين و خواسته هاي نفساني صورت نگيرد، امکان پرستش خداي راستين و حاکم ساختن خواسته خداوند فراهم نمي شود.
4- تخليه، تحليه و تجليه:
برخي از کتاب هاي تاليف شده در زمينه خودسازي بر اساس طرح مباحث سه گانه تخليه، تحليه، و تجليه تنظيم شده و البته در منابع علم اخلاق اسلامي نيز بدان اشاره شده است.
مرحله اول) تخليه: در اين مرحله از تهذيب نفس, باطن انسان بايد از اخلاق و اعمال زشت و ناپسند تخليه شود.
مرحله دوم) تجليه: در اين مرحله بايد باغچه دل را که در مرحله اول از ويروس هاى مضر پاک شده, زينت داده شود و جلا پيدا کند تا اگر ويروسى هم از مرحله اول باقى مانده به طور کلى نابود شود تا بتواند نور و صفاى معنويت را منعکس کند.
مرحله سوم) تحليه: وقتى در مرحله دوم دل انسان پاک و نفس عارى از هرگونه آلودگى گرديد و با عبادت به اين مرحله رسيد و راه هدايت براى او هموار شد, از اين به بعد تقوا و دورى از گناهان باعث مى شود تا انسان راه را از چاه تميز دهد و منحرف نشود.
5- آزادي و بندگي:
اين ديدگاه معتقد است که مسير خود سازي انسان از طريق بندگي و پرستش خداي تعالي انجام مي پذيرد . البته بندگي و پرستشي که در فضاي آزاد زندگي انجام مي شود.
مبناي اين ديدگاه روح توحيدي اسلام است. در شعار استراتژيک اسلام گفته شده: اگر مي خواهيد به فلاح و سعادت دست يابيد، بايد زندگي خود را بر اساس توحيد بنا کنيد. قولوا لا اله الا الله تفلحوا، بگوييد خدايي جز الله نيست تا رستگار شويد. اين شعار که بيان گر روح اسلام است در دو مرحله نفي و اثبات تمام استراتژي و تاکتيک دين را براي رسيدن انسان به کمال و سعادت به روشني بيان مي کند.
مرحله نفي که با جمله (لا اله) بيان مي شود، بيانگر "آزادي" انسان از حب دنيا، نفس پرستي و هرگونه مانع و پرستش اسارت آوري است که با پرستش خداي متعال تعارض دارد و جمله (الا الله) به اين نکته اشاره مي کند که فلاح و رستگاري انسان در گرو "پرستش" توحيدي خداي متعال و عبادت و انس با او است، روشي براي خودسازي که با تمامي آموزه هاي دين نيز کاملا منطبق است.
درست است که تمامي اديان و انبياء الهي به خصوص دين اسلام امت هاي خود را به پرستش خداي مي خواندند و دعوت عمومي انبياء الهي دعوت به بندگي بوده است، ولي با توجه به اينکه انسان تا خود را از بندگي و پرستش غير خداي نرهاند و آزادي خويش را بدست نياورد، عملا نمي تواند در پرستش خداي تعالي موفق شود، انجام عبوديت منوط به نفي هر گونه پرستش شده و آزادي به عنوان شرط اصلي و ابتدايي ورود به مرحله عبوديت مطرح مي باشد.
6- اصلاح روابط:
در برخي منابع اخلاقي خودسازي به عنوان اصلاح رابطه با خود، رابطه با مردم، و رابطه با خداوند مطرح شده است. در اين رويکرد انسان موجودى است با مجموعه اى از توانايىها و گرايشها که کمال آن قرب به خداوند است. اين کمال از طريق اصلاح روابط مختلف انسان به دست مىآيد. بنابراين، خودسازى مجموعه اعمالى است که براى اصلاح روابط خود انجام مىدهيم تا به قرب خداوند نايل شويم. دستهاى از اين اعمال کسب شناختهاى ضرورى براى تقرب به خداوند است و دستهاى ديگر عمل به وظايف اخلاقى و تکاليف شرعى است.
7- رشد توانايي ها و شکوفايي استعداد ها: در يک نگاه انسان محور مي توان گفت: انسان موجودي بسيار با استعداد و توانا است و اين توانايي ها و استعدادهاي فراواني که در نهاد او هست، در عرصه خودسازي شکوفا مي شود، بنابراين خودسازي، يعني روشي براي شکوفايي استعدادها و توانايي هاي انسان از طريق تحصيل دانش، رفتار اجتماعي، صفات اخلاقي، کسب مهارت هاي عملي و فردي که البته در صورتي که همين روش در راستاي قرب الهي توجيه شود، مي تواند خدا محور و با روش خودسازي ديني مطابق باشد.
8- سير و سلوک:
در اين ديدگاه، انسانها به مسافرانى تشبيه شدهاند که در طول عمرخود در اين سراي به راه افتاده و به سوى لقاءالله و قرب ذات پاک حق تعالي که از هر نظر بىنهايت است پيش مىروند.
در اين سفر روحانى مانند سفرهاى جسمانى مرکب و زاد و توشه لازم است و همچنين داراى منزل گاه ها، گردنههاى صعبالعبور و پرتگاه هاى خطرناک، رهزنان بسيار و موانع فراواني است که بايد با کمک راهنمايان آگاه بسلامت از آنها گذشت، و يکى را بعد از ديگرى پشت سرگذاشت تا به سر منزل مقصود نائل شد.
در روش سير و سلوک عرفا به مبحث توحيد و فناي در توحيد توجه ويژه اي شده است. در خصوص روش عرفا به طور کلي مي توان گفت: مراحل فناي در توحيد عبارت است از: فناي افعالي، فناي صفاتي و فناي ذاتي. بنابراين سير و سلوک، يعني طي کردن منازل و مراحلي که انسان را به فناي در توحيد مي رساند و از طريق فنا است که عارف به شهود وحدت هستي راه مي بايد و واصل مي شود.
در سوره علق مىخوانيم: ان الى ربک الرجعى; به يقين بازگشت همه به سوى پروردگارتو است. 6
و در سوره انشقاق آمده است: ياايها الانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقيه; اى انسان تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت پيش مىروى و سرانجام او را ملاقات خواهى کرد.7
متجاوز از بيست آيه از آيات قرآن درباره لقاءالله سخن گفته است که در واقع سر منزل مقصود سالکان الى الله و عارفان الهى مىباشد، لقاء الله، يعنى لقاء معنوى و ديدار روحانى با آن محبوب بىنظير و مقصود بىمانند.
------------------------
پاورقي:
1- سوره حجر، آيه 29.
2- به سوي خود سازي، ص21.
3- بحارالانوار، جلد67، صفحه 65.
4- سوره والشمس، آيه 9 و 10
5- غرر الحکم، جلد سوم، صفحه167 (چاپ دانشگاه تهران).
6- سوره علق، آيه8.
7- سوره انشقاق، آيه6.
سيد مصطفي علم خواه