شاهان حاکم بر مردم اند و دانشمندان حاکم بر شاهان [امام صادق عليه السلام]
کل بازديدها:----29746---
بازديد امروز: ----36-----
  • به آموزه خوش آمديد.
  • روش خودسازي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي و خودسازي ) AMOOZEH.IR
     
     
  • آشنايي با مدير
    به نام خداي هستي بخش. بنده سيد مصطفي علم خواه، دانش آموخته حوزه علميه، حدود سال شصت وارد حوزه علميه شدم، پنج سال در مدرسه مجتهدي تهران و سپس در حوزه علميه قم مشغول تحصيل هستم، تاکنون دوره هاي مقدمات، سطح، خارج فقه و اصول، دوره علوم عقلي، فلسفه و عرفان نظري را طي کرده ام و هماکنون در زمينه پاسخ گويي به سوالات دانشجويان در اداره مشاوره نهاد رهبري در دانشگاه ها، مشغول خدمت به جوانان عزيز هستم.قصد دارم به اميد خدا در اين وبلاگ در زمينه زندگي تئوريک، يعني زندگي بر اساس تئوري مشخص انسان شناسانه و دين شناسانه تئوريزه شده اطلاع رساني کنم..شماره تماس:09192530040
    روش خودسازي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي  و خودسازي ) AMOOZEH.IR

  • پيوندهاي روزانه
  • لوکوي دوستان من
  • اوقات شرعي
  • :جستجو
    مشترک شويد!

    نام:

    ايميل:

     

  • آشنايي با وبلاگ آموزه [2]
    حيات معقول انساني [3]
    زندگي عرفاني [6]
    فلسفه زندگي [7]
    دين و زندگي [3]
    هويت و زندگي خداوند [3]
    شناخت گوهر انساني [2]
    ساختار هويت انسان [2]
    پرورش گوهر انساني
    تعريف خودسازي [7]
    تعديل هويت بشري
    تقويت هويت انساني [4]
    تقويت هويت الهي [8]
    اخلاق اجتماعي [4]
    روش خودسازي [2]
    بازسازي هويت الهي [3]
    تاريخ و سيره [8]
    سير مطالعات اسلامي [20]
    آسيب شناسي اجتماعي [3]
    آسيب شناسي فرهنگي
    درمان خودارضايي [9]
    همسر يابي [7]
    گوناگون
    زندگي شخصيت ها
    مناسبت هاي ديني
    مردم شناسي ارزشي
    حوزه و دانشگاه
  • مشاوره و گفت و گو
  • + انسان و انس!
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه سه‏شنبه 18/10/1386 ساعت 12:10 عصر

     نقش انس در زندگي انسان:

    انسان از انس است، يعني انس در انسانيت انسان افتاده است. پس واژه انس بايد خيلي براي انسان مهم باشد. نکند شاه واژه زندگي انسان همين واژه باشد؟


    بله درست است کليد واژه شناخت و ساخت انسان کلمه "انس" است. اگر بخواهي خودت را بشناسي (خودشناسي) کافي است بداني به چه چيزهايي انس داري، يا نداري و همچنين اگر بخواهي خودت را بسازي (خودسازي) کافي است سيستم انس گيري خودت را تنظيم کني، به آنچه بايد انس بگيري و با آنچه نبايد، انس نگيري. انس گيري باعث مي شود که صفات کس يا چيزي که به آن انس مي گيري به تو سرايت کند و در نتيجه تو به آن نزديک و شبيه بشوي!


    براي تربيت کودک کافي است او را به کارها و صفات خوب عادت بدهيد و کاري کنيد که عادت و انس او نسبت به کارهاي بد کم و قطع شود.


    اگر با کسي دوست شدي و انس گرفتي بايد بدان که خوب يا بد به او شبيه خواهي شد. مي گويند اگر خواستيد در مورد کسي تحقيق کنيد تا بدانيد که آدم خوبي است يا بدي، کافي است که دوستان او را ببينيد و در مورد آنان تحقيق کنيد! هر کسي شبيه دوستان خود است.


     انسان اهل انس است، هم با دنيا انس مي گيرد، هم با خدا. او است که بايد راهش را انتخاب کند. تو بايد ببيني به دنيا انس داري و اهل دنيايي يا به خدا و اهل خدايي!


    هدف زندگي اين است که با خدا انس بگيري. قرآن کريم مي فرمايد: و ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون. جن و انس را نيافريدم مگر براي عبادت. چون عبادت راه انس با پروردگار عالم است، معناي آيه اين مي شود که نيافريدم جن و انس را مگر براي انس با خداوند!


    معيار کمال و سعادت انسان اين است که ببيند با خدا انس دارد يا با دنيا. انس با خدا معيار سعادت انسان است و انس با دنيا زمينه شقاوت.


    تمامي انبياي الهي انسان ها را به عبادت خداوند دعوت مي کردند، بنابراين پيامبران الهي آمده اند تا به انسان کمک کنند تا خود را از انس گرفتن به دنيا برهاند و با خداوند انس بگيرد.


    تمام مشکلات زندگي انسان براي اين است که در اين مسير آنچنان که بايد حرکت نکرده است. متاسفانه بايد قبول کنيم که اکثر انسان ها انس شان با دنيا است و از خداوند دور هستند. اگر قبول نداريد، بررسي کنيد و ببنيد در دل و ذهن آنها چه مي گذرد، در مورد چه موضوعاتي صحبت مي کنند، اکثر حرف هاي مردم راجع به دنيا و امکانات دنيايي است و متاسفانه کم ياد خدا مي افتند.


    اکثر مردم اهل دنيا هستند چون از ياد خدا غافل اند و با دنيا انس دارند. قرآن کريم مي فرمايد اکثر مردم از ياد خدا غافل هستند، دچار غفلت مي شوند، چون خدا را فراموش مي کنند، خودشان را نيز فراموش مي کنند، چون با خدا انس ندارند.


    انس با خدا و با دنيا دو حقيقت متقابل است، انبيا آمده اند تا روش انس و پرستش خداوند را به او آموزش بدهند و او را از محبت و انس با دنيا برحذر دارند.


    واژه انس ام الکلمات زندگي انسان است. اين واژه پرمعناترين و پربارترين واژه اي است که گستره آن به اندازه تمام زندگي و انسان و دين است.


    علي يارتون.


    سيد مصطفي علم خواه


     


     


        نقد و نظر جنابعالي

  • + خوسازي برتر؟
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه سه‏شنبه 11/10/1386 ساعت 10:18 عصر

     

    روش خودسازي در مکتب تشيع:


    خودسازي در حقيقت روش انس و قرب به خداوند از طريق اطاعت و عبادت خداوند است، منتهي براي اين منظور روش اهل سنت با روش شيعه متفاوت است.


    1-                 روش اهل سنت: آنها معتقدند که تنها با عمل به قرآن کريم و استفاده از سنت و سيره پيامبر اکرم(ص) مي توان خودسازي کرد و به خدا نزديک شد. اهل سنت معتقدند که کتاب خدا براي هدايت انسان کافي است و نيازي به امامت و رهبري آنچنان که شيعه بدان معتقد است نيست. برخي از گروه هاي افراطي اهل سنت روش شيعه را در توسل و تمسک به اهل بيت(ع) شرک مي دانند و آن را محکوم مي کنند، در حالي که منظور شيعيان از توسل وسيله قرار دادن معصومين(ع) براي قرب به خداوند است و هرگز قايل به پرستش کسي غير خداوند نيستند.


    2-                 روش شيعه: شيعيان بر اين اعتقادند که انس با خداوند و اطاعت و عبادت حق تعالي از طربق انس با اهل بيت(ع) و اطاعت و همگوني با آنها عملياتي مي شود، امامان دوازده گانه (ع) وسيله و واسطه ميان انسان و خداوند هستند و بدون وساطت ايشان امکان موفقيت در اين مسير وجود ندارد.


    شيعيان به توسل اعتقاد دارند. قرآن کريم صريحا ما را به تمسک به وسيله فراخوانده و فرموده براي رسيدن به خداوند براي خود وسيله بجوييد، و ابتغوا اليه الوسيله، و اين وسايط از نظر شيعيان دوازده امام معصوم (ع) هستند.


    دين که همان روش خودسازي و انسان سازي است در روز غدير خم و با نصب علي (ع) به جانشيني پيامبر(ص) کامل شده اليوم اکملت لکم دينکم و تنها با پيروي از ائمه اطهار مي توان به رضايت خداوند دست يافت، و رضيت لکم الاسلام دينا. ولي اهل سنت به توسل اعتقاد ندارند و آن را شرک مي دانند و دين را نيز بدون امامت کامل مي پندارند.


    شيعه معتقد است که انسان از طريق توسل و پيروي از اهل بيت(ع) جفت و شبيه آنان مي گردد و در اثر اين شباهت لياقت مي يابد که مورد شفاعت ايشان قرار گيرد. شفاعت اصلي ترين عامل نجات انسان در آخرت است، ولي اهل سنت عمدتا به شفاعت اعتقاد ندارند و آن را شرک مي دانند.


    شيعه بر اين اعتقاد است که مقام ولايت تکويني و تشريعي که بالاترين مقام انساني است، تنها از طريق قبول ولايت اهل بيت(ع) و تحت سرپرستي ايشان تحقق مي يابد و بدون ولايت آنها اين امکان وجود ندارد، ولي اهل سنت تنها تمسک به ثقل اکبر، يعني قرآن کريم را براي رشد انسان و کسب مقام ولايت و خلافت خداوند کافي مي دانند.


    اعتقاد به عصمت زيربناي تمامي اعتقادات شيعه است. اگر آنها معصوم نبودند، توجيه واقعي براي لزوم اطاعت و پيروي ايشان وجود نداشت، ولي اهل سنت به عصمت اعتقادي ندارند و از کساني پيروي مي کنند که صرفا صحابي رسول خدا(ص) و يا آشناي به احکام اسلام هستند.


    از طرفي جامعه يکي از عوامل تربيتي انسان است و انسان بعد از بلوغ بيشتر تحت تاثير عوامل محيطي ساخته مي شود و از طرف ديگر هدف دين ساخت عبد صالح است، اگر جامعه اسلامي تحت مديريت صحيح امام معصوم(ع) نباشد، توان تربيت عبد صالح را از دست مي دهد و نمي توان آن را جامعه اسلامي دانست.


    بنابراين شيعه تنها معصومين(ع) را به دليل داشتن علم گسترده و عصمت، شايسته امامت به عنوان يک منصب اجتماعي مي داند و معتقد است تنها آنها مي توانند جامعه اسلامي را آنگونه رهبري کنند که در مسير ياد و انس با خدا و کمال قرار بگيرد، ولي اهل سنت اطاعت از هر حاکمي را واجب مي دانند اگر چه با زور شمشير بر جامعه مسلط شده باشد.


    يا علي:


    سيد مصطفي علم خواه


     


        نقد و نظر جنابعالي