با ستيزه گريِ بسيار، دوستي در کار نيست . [امام علي عليه السلام]
کل بازديدها:----29744---
بازديد امروز: ----34-----
  • به آموزه خوش آمديد.
  • تاريخ و سيره - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي و خودسازي ) AMOOZEH.IR
     
     
  • آشنايي با مدير
    به نام خداي هستي بخش. بنده سيد مصطفي علم خواه، دانش آموخته حوزه علميه، حدود سال شصت وارد حوزه علميه شدم، پنج سال در مدرسه مجتهدي تهران و سپس در حوزه علميه قم مشغول تحصيل هستم، تاکنون دوره هاي مقدمات، سطح، خارج فقه و اصول، دوره علوم عقلي، فلسفه و عرفان نظري را طي کرده ام و هماکنون در زمينه پاسخ گويي به سوالات دانشجويان در اداره مشاوره نهاد رهبري در دانشگاه ها، مشغول خدمت به جوانان عزيز هستم.قصد دارم به اميد خدا در اين وبلاگ در زمينه زندگي تئوريک، يعني زندگي بر اساس تئوري مشخص انسان شناسانه و دين شناسانه تئوريزه شده اطلاع رساني کنم..شماره تماس:09192530040
    تاريخ و سيره - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي  و خودسازي ) AMOOZEH.IR

  • پيوندهاي روزانه
  • لوکوي دوستان من
  • اوقات شرعي
  • :جستجو
    مشترک شويد!

    نام:

    ايميل:

     

  • آشنايي با وبلاگ آموزه [2]
    حيات معقول انساني [3]
    زندگي عرفاني [6]
    فلسفه زندگي [7]
    دين و زندگي [3]
    هويت و زندگي خداوند [3]
    شناخت گوهر انساني [2]
    ساختار هويت انسان [2]
    پرورش گوهر انساني
    تعريف خودسازي [7]
    تعديل هويت بشري
    تقويت هويت انساني [4]
    تقويت هويت الهي [8]
    اخلاق اجتماعي [4]
    روش خودسازي [2]
    بازسازي هويت الهي [3]
    تاريخ و سيره [8]
    سير مطالعات اسلامي [20]
    آسيب شناسي اجتماعي [3]
    آسيب شناسي فرهنگي
    درمان خودارضايي [9]
    همسر يابي [7]
    گوناگون
    زندگي شخصيت ها
    مناسبت هاي ديني
    مردم شناسي ارزشي
    حوزه و دانشگاه
  • مشاوره و گفت و گو
  • + اگر عاشورا نبود؟
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه پنجشنبه 11/11/1386 ساعت 7:55 عصر

     اگر عاشورا نبود؟

    آيا تا به حال فکر کرده ايد که اگر عاشورا نبود، و اگر حسين (ع) به کربلا نمي رفت و قيام نمي کرد و شهيد نمي شد و هزينه حيات دين را نمي پرداخت الان ما چه حال و روزي داشتيم؟


    عاشورا مبدا تاريخ شيعه است. ما از عاشورا شروع مي شويم. اگر عاشورا نبود و حسين (ع) اين حماسه بزرگ را نمي آفريد ، راه خدا بسته مي شد، چشمه عشق مي خشکيد، چراغ هدايت خاموش مي شد و همه چيز از بين مي رفت.


    اگر عاشورا نبود انسانيت و ايمان در معرض نابودي بود، زيرا يزيد سنبل توحش و مروج حيوانيت و دنيا طلبي بود و با اسلام سر جنگ داشت.


    بني اميه پليد ترين آدميان بودند و کارشان ترويج فساد و زشتي بود. حسين (ع) با قيام عاشورا زيبايي آفريد، تمام خوبي ها را دوباره زنده کرد و به ارزش ها حيات بخشيد. بعد از عاشورا هر کس در طول تاريخ شيعه به هر کمالي که رسيده است به برکت خون امام حسين(ع) بوده است.


    تمام انسان ها تا روز قيامت مديون قيام عاشورا و خون خدا هستند. همه انسان ها، مومنان، عارفان و عاشقان خداوند از چشمه حسين(ع) سيراب مي شوند و تمام جنبش ها و قيام هاي آزادي بخش از قيام عاشورا الهام مي گيرند.


    اگر امروز بعد از گذشت هزار و اندي سال هنوز ما مسلمانيم، نماز مي خوانيم، دعا مي کنيم، با خدا ارتباط داريم، محبت و عاطفه در وجود ما زنده است، اهل ولايت ايم، به برکت خون امام حسين(ع) است.


    اگر هنوز رسم مردانگي و مروت و وفا در جهان باقي است، به خاطر مردانگي آن حضرت است. اگر صداقت وجود دارد و فداکاري در زندگي هست، به برکت مردانگي و صداقت حسين (ع) است.


    اگر هنوز ما به عنوان يک شيعه زنده ايم، به خاطر اين است که امام حسين(ع) شهيد شده است. اگر امروزه ما در آرامش و امنيت به سر مي بريم، به خاطر اين است که حسين(ع) در عاشورا آرامش و قرار نداشت و خانواده امام حسين(ع) امنيت نداشتند. آنها از همه چيز خود گذشتند تا ما به همه چيز برسيم.


    طاغوت، يعني دشمن خدا و کسي که انسان را از راه خدا باز مي دارد و آدميان را به تبعيت از شيطان مي خواند. يزيد طاغوت بود و حسين(ع) با تمام هستي خود قيام کرد تا طاغوت زمان خود را بشکند، بشريت را از شر او نجات دهد و به تمامي انسان هاي مومن و آزاده آموزش بدهد که چگونه بايد با ظلم و ستم طاغوت هاي زمان خود ستيز کنند.


    گاندي رهبر انقلاب هندوستان گفت: که من درس آزادگي و ظلم ستيزي را از حسين(ع) آموختم، انقلاب اسلامي ايران از قيام امام حسين(ع) الهام گرفت و ما درس ظلم ستيزي، طاغوت گريزي، شهادت طلبي و ايثار جان و مال را از قيام عاشورا  و توسط فرزند برومند او امام خميني (رض) آموختيم. اگر راه شهادت هنوز باز است به برکت شهادت حسين(ع) است.


    بني اميه داشتند دوباره بساط بت پرستي و دنيا طلبي را مي گستردند و مسلمانان را از هويت توحيدي خود خارج مي کردند، عاشورا دوباره راه توحيد و يکتا پرستي را به روي انسان ها گشود.


    معاويه دستور داده بود تا علي(ع) را بر منبرهاي شيطاني سب کنند تا شايد محبت او از دلها برود و بساط عشق برچيده شود، حسين (ع) دوباره آتش محبت را شعله ور ساخت، مکتب عشق را بازگشايي کرد و عاشقان فراواني را در طول تاريخ پروش داد، تا راه محبت همچنان باز باشد، نور ولايت بر چهره تاريخ بدرخشد و راه انسان به سوي خداوند روشن باشد.


    يزيد شعري سرود و در آن همه چيز را انکار کرد و گفت: نه پيامبري آمده و نه وحيي در کار است و تصميم داشت ريشه دين را بخشکاند. دين، يعني راه محبت و عشق ورزي با خداوند، عاشورا باعث شد تفکر يزيد نابود شود، دين دوباره زنده گردد و راه محبت خدا باز بماند.


    امروز شيعيان لبنان و ايران و عراق و هرکجاي زمين از حسين (ع) قدرت مي گيرند. اگر دشمن توان مقابله با شيعيان را ندارد، به خاطر نيرويي است که از عاشورا مي گيرند، اگر انقلاب اسلامي هنوز باقي است به خاطر قدرت ايماني است که حسين (ع) به جامعه ما تزريق کرده است، فرهنگ عاشورا باعث شده که تمامي ابرقدرت ها از نيروي کشور اسلامي ايران هراس داشته باشند.


    اکنون استکبار جهاني با تمام قوا با تفکر و اقتدار شيعه مي ستيزد، زيرا آنها مي دانند اگر شيعه به قدرت دست بايد با داشتن فرهنگ شهادت و نيرويي که از عاشورا مي گيرد و رهبري امام حسين(ع)، شکست ناپذير مي شود و کيان ظالمان و کافران را به باد فنا خواهد داد.


    ما تا امام حسين (ع) را داريم و تا عاشورا زنده است، زنده ايم و از هيچ کسي هراس نداريم!


    يا حسين.


    سيد مصطفي علم خواه


        نقد و نظر جنابعالي

  • + خطر يزيد؟
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه سه‏شنبه 2/11/1386 ساعت 6:46 عصر

     امام حسين(ع) و احساس خطر!!

    در مورد هدف يا اهداف امام حسين (ع) از آمدن به کربلا و برپايي قيام عاشورا حرف ها و نظرهاي فراواني وجود دارد.


    بعضي ها با نگاه سياسي به قضيه نگاه مي کنند و معتقد هستند که امام حسين (ع) به قصد ساقط کردن حکومت يزيد قيام کرد و هدفش قبضه کردن حکومت بود و بعضي ها مي گويند: نه هدف امام حسين (ع) حکومت نبود. امام حسين عاشق خداوند بود و چون خدا خواسته بود که او شهيد شود، به کربلا آمد تا به لقاء الله و مقام شهادت برسد.


    خود آن حضرت فرمود: من براي اصلاح امت جدم قيام کردم يا در جاي ديگري فرمود: من براي امر به معروف و نهي از منکر به پا خواستم، در کلام ديگري نيز دارد: من قيام کردم تا امت جدم را ز تاريکي جهالت و گمراهي برهانم و هدايت کنم.


    ولي جداي از اين ديدگاه ها و گفتار ها اين سوال مطرح مي شود که چه چيزي وجود داشته است که امام حسين مي خواسته با تمام وجود خود و يارانش آن را حفظ کند؟ چه موضوعي بوده که ارزش اين را داشته است که شخصيتي مانند آن حضرت (ع) خود و هفتاد و دو يار و فرزندش را فداي آن کند؟


    حتما موضوع خيلي مهمي در کار بوده است و آن حضرت خطر بزرگي را احساس مي کرده است.


    بله خطر بزرگي وجود داشته که بايد آن حضرت حتي با فدا کردن فرزندان و کودکان خود جلوي آن را بگيرد. احساس خطر بزرگي وجود داشته.


    ما تا درک نکنيم که آن حضرت چه خطري را حس مي کرده و آن خطر چقدر بزرگ بوده نمي توانيم اهميت قيام امام حسين (ع) و دست آورد هاي عاشورا را درک کنيم. درک هدف اصلي امام حسين (ع) هم به همين بستگي دارد.


    بايد بفهميم چه چيزي براي آن حضرت مهم بوده و چه خطري آن چيز مهم را تهديد مي کرده که ارزش اين فداکاري بزرگ را داشته است.


    در طول تاريخ روزي مانند روز امام حسين (ع) و عاشورا نبوده، حادثه اي اتفاق افتاده که نسل بشر به ياد ندارد. در عاشورا وقايعي به وجود آمده که بشريت از درک آن عاجز است.


    آن حادثه و مصيبت آنقدر سنگين است که اگر کسي که محب اهل بيت (ع) است به هر صورتي حقيقت عاشورا را درک کند، بعيد به نظر مي رسد بتواند زنده بماند و زندگي کند.


    ما از درک آن حادثه عاجزيم. اگر کسي بتواند آن را تصور کند قالب تهي خواهد کرد. اين مصيبت براي بشر قابل تحمل نيست. کسي فرزند شش ماهه خود را به ميدان نبرد با آن انسان هاي وحشي بياورد و آنها جلوي چشم او گلوي آن کودک را پاره کنند، بعد آن کودک را به خيمه بياورد و به مادرش تحويل دهد و يا نتواند تحويل دهد و بيايد در پشت خيمه براي او قبري بکند و دفنش کند. اين حادثه براي ما قابل درک نيست وگرنه نمي توانستيم تحمل کنيم.


    خوب اين فقط يکي از صحنه هايي است که مي شود تصور کرد. از اين صحنه ها دردناک تر هم وجود داشته. صحنه شهادت عبد الله پسر امام حسن (ع) که بسيار کوچک بوده هم يکي از صحنه هاي دردناک بي نظير تاريخ است.


    حالا سوال اين است که اين همه به خاطر چه چيزي بوده و آن حضرت براي نگه داري چه امر و موضوع مهمي اين همه خطر کرده و چه خطري حس مي کرده است؟


    پاسخ اين سوال خيلي ساده است. چيزي براي آن حضرت مهم تر از دين نبوده است. هيچ چيز براي يک مسلمان مهمتر از دين اش وجود ندارد. ديني که آخرين و کامل ترين دين الهي است و توسط جدش محمد (ص) به عنوان خاتم پيامبران الهي آورده شده تا بشريت در طول تاريخ و تا قيامت به وسيله آن به تکامل برسد و به خدا نزديک شود.


    ديني که حاصل تلاش و اميد و آرزوي تمامي انبياي الهي بوده است. حاصل تلاش جد و پدر و برادرش بوده و همگي آنها در راه ايجاد و حفظ آن زحمات فراوان کشيدند و در نهايت شهيد شدند. ديني که مي خواهد تمام انسان ها را تا قيامت به آروزي خود برساند.


    امام حسين(ع) قيام کرد تا دين جدش را حفظ کند و معروف هم همين بوده است. امر به معروف و نهي از منکر هم براي همين بوده که دين حفظ شود و براي آيندگان بماند.


    دين مهمترين سرمايه اي است که بشر در زندگي خود دارد و بزرگترين منبع قدرت براي انسان محسوب مي شود.


    خطري هم که آن حضرت احساس مي کرد از همين ناحيه بود. هدف بني اميه نابودي اسلام و يگانه پرستي بود. اصولا بني اميه بت پرست بودند و با زور مسلمان شده بودند. يزيد با شعري که در اين زمينه سرود آشکارا پرده از اين راز  برداشت. او در شعر خود گفت: که ولا خبر جاء و لا وحي نزل، نه خبري آمده و نه وحيي نازل شده است و به صورت علني دين را انکار کرد.


    هدف آنها نابودي اسلام بود و اين خطري بود که آن حضرت احساس مي کرد و با قيام خود اين خطر را از ساحت اسلام زدود و در حقيقت اين دين را که آخرين دين الهي است با خون خود بيمه کرد.


    يکي از راه هاي تحقق اين هدف اين بود که يزيد را از حکومت ساقط کند، همان تلاشي که علي (ع) نيز نسبت به معاويه کرده بود، ولي در اثر حوادثي موفق نشد. بنابراين آن حضرت قصد سياسي هم داشت و اگر مي توانست اين کار را مي کرد، ولي هدف آن حضرت حکومت کردن نبود، هدف حفظ دين بود.


    ولي هنگامي که ديد از اين راه نمي شود، راه ديگري را انتخاب کرد و آن اين بود که با آفريدن حماسه بزرگي از اين خطر جلوگيري کند و البته موفق هم شد و براي هميشه تاريخ، اسلام و به خصوص تشيع را حفظ و بيمه نمود و الان ما هر چه داريم از او است و تاريخ تشيع و حيات شيعه از عاشورا شروع مي شود.


    اميد است که ما نيز بتوانيم عاشورا را به حقيقت درک کنيم و پيرو راستين ائمه اطهار (ع) باشيم.


    سيد مصطفي علم خواه 11-محرم-1386


     


        نقد و نظر جنابعالي

  • + سيره اخلاقي پيامبر اعظم (ص) (6) – پوشش:
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه شنبه 2/10/1385 ساعت 4:11 عصر

     سيره اخلاقي پيامبر اعظم (ص) (6) – پوشش:

    مقدمه:
    حجاب و پوشش تاريخي به درازاي عمر انسان دارد و خاستگاه آن فطرت و سرشت آدمي است. انسان ازآن هنگام که خويشتن را شناخته است، هرگز به صورت عريان زيست نکرده و همواره با تن پوشي مناسب با زمان و اقليم زندگي خود به سر برده وبدن خويش را پوشانيده است.


    لباس، بدن انسان را از سرما و گرما محفوظ مي دارد و به آدمي شخصيت، امنيت، زيبائي، وقار و آراستگي مي بخشد. از ميان اديان الهي به خصوص اسلام بر حفظ حجاب و پوشش تاکيد فراوان نموده، سيره و سنت پيامبر اسلام (ص) در اين زمينه الگوي مناسبي براي انتخاب پوشش است. ويژگي هاي لباس آن حضرت را مي توان در تنوع، رنگ، زيبائي، آراستگي، تميزي، سادگي و جنس آن جستجو کرد.


     از رواياتي که در زمينه سيره عملي پيامبر (ص) داريم استفاده مي شود که آن حضرت همواره به يک جامه بسنده نمي کرد، بلکه لباس هاي متنوعي داشت که درهنگامه هاي مختلف جنگ و صلح  يا جمعه و جماعت مي پوشيد و در جامعه ظاهر مي شد و همچنين بر مي آيد که آن حضرت در انتخاب رنگ، زيبائي، آراستگي، تميزي، سادگي و جنس تن پوش خود اهتمام ويژه اي داشت. ما در اين نوشتار کوشيده ايم به برخي از اين ويژگي ها اشاره کنيم.

    1- سادگي، نوع و آداب پوشش:
     پيراهن هاي آن حضرت تا  بالاي قوزک پا بلند بود و روي آن روپوشي مي پوشيد که تا نصف ساق پايش را مي گرفت و بند آن را روي پيراهن خود مي بست و گاهي هم درحال نماز و غيرآن، بند را مي گشود.
    بسيار مي شد که تنها يک روپوش و يا يک عبا مي پوشيد.ادامه مطلب...

        نقد و نظر جنابعالي

  • + سيره اخلاقي پيامبر(ص)-4-نظافت و بهداشت
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه شنبه 2/10/1385 ساعت 4:10 عصر

     سيره اخلاقي پيامبر اعظم(ص)-4- نظافت و بهداشت:

     رسول اکرم(ص) در بيان اهميت نظافت بهداشت تن و رابطه آن با بعد معنوي انسان فرمود: «نظافت از ايمان است، يعني مؤمن پاک و نظيف است کسي که نظافت را رعايت نکند ايمان کاملي ندارد.»[1]
    امام کاظم(ع) در باب رعايت بهداشت و نظافت بدن فرموده: «ده چيز سنت است:
    -        
    مسواک دندان
    -        
    شستن دهان
    -        
    استنشاق بيني
    -        
    شانه زدن سر
    -        
    ختنه کردن
    -        
    ازاله موي عانه و زير بغل
    -        
    ناخن گرفتن
    -        
    و شستشوي بدن.»[2]
    نظافت ظاهر انسان با پاکي روح او پيوندي عميق دارد همان گونه که جمال ظاهر انسان حکايت از جمال باطن او مي کند.
    پيامبر اسلام(ص) خود پيام آور پاکي و نظافت بود. در هنگام ملاقات با او اولين ويژگي اي که چشم و دل هر بيننده را نوازش مي داد، آراستگي، پاکي و زيبايي ظاهر آن حضرت(ص) بود. قرض کردن به خودي خود امري مکروه است، ولي آن حضرت(ص)  به خاطر اهميتي که براي نظافت و بهداشت تن و خانواده قائل بود فرمود: «هر کس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، ازاله موي عانه را چهل روز به تأخير نمي اندازد، اگر امکان آن را نيافت قرض کند و بيش از اين در اين کار تأخير نکند.»
    [3]
    اگر چه هدف اصلي بعثت انبياء الهي هدايت معنوي و روحاني بشر است ولي از آن جايي که معنويت انسان با زندگي طبيعي او در هم آميخته است، هرگز ايشان از رعايت و فرمان دادن به زيبائي، بهداشت و پاکي غفلت نورزيده اند و به تمامي موارد حتي ازاله موئي که در بيني مي رويد، فرمان داده اند.
    رسول اکرم(ص) شخصا ادامه مطلب...

        نقد و نظر جنابعالي

  • + خوردن و آشاميدن-سيره اخلاقي پيامبر(ص)-5
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه چهارشنبه 1/9/1385 ساعت 4:6 عصر


    نقش تغذيه در زندگي انسان فوق العاده با اهميت است؛ چرا که حدوث, بقا و رشد جسم و روح انسان با تغذيه در ارتباط است. در اين زمينه حتي اگر بگوييم سعادت و شقاوت انسان از سفره و تغذيه آغاز مي شود, سخن به گزاف نگفته ايم. اسلام عزيز براي کميت, کيفيت و نوع خوردني هاي انسان اهميت بسياري قايل شده است و دستورالعمل هاي فراواني دارد. قرآن کريم مي فرمايد: فالينظر الانسان الي طعامه _ بايد انسان نگاه کند که چه مي خورد_ (عبس، آيه 24) چرا که سلامتي آينده و برخي زمينه هاي سعادت او در گرو نحوه انتخاب او در تغذيه است. سخن کنوني ما در تغذيه مادي انسان است, ولي روح انسان نيز از اين نوع تغذيه نصيب نيست. همين غذاهائي که مي خوريم در يک فرايند پيچيده تبديل به انرژي, حيات و حتي انديشه مي شود. تفاوت انسان ها در نوع انديشه نيز با تفاوت آن ها در نوع تغذيه ارتباط دارد.


    علم ودين متفق القولند که اکثر بيماري هاي جسماني و انحرافات اخلاقي انسان از پرخوري آغاز مي شود و بيشتر سلامتي و حسن اخلاق او مديون عفت شکم و اندک خوري است. سيرو وسلوک انسان به سوي خداوند از سفره و کنترل شکم آغاز مي شود. تا کسي موفق به تربيت شکم خود نشود و اندک خوري را تمرين نکند, قادر نخواهد بود وقت خواب خود را تنظيم نمايد و همين طور در سلوک, تهجد و خود سازي توفيق چنداني بدست نمي آورد


    خواب و خورت ز مرتبه عشق دور کرد           آنگه رسي به دوست, که بي خواب و خورشوي


    شکم و پيرو آن شهوت, گردنه هاي هستند برسر راه انسانيت که اگر انسان از آنها عبور کند, مانع بزرگ ديگري بر سر راه تکامل و سعادت خود نخواهد يافت. اهميت روزه و رمضان نيز به خاطر تاثير تربيتي و سازنده اي است که عمدتا در مورد شکم و شهوت روزه دار دارد و بدين وسيله راه شيطان را مي بندد, انسان را از بند و اسارت نفس مي رهاند و زمينه پرواز معنوي او را فراهم مي آورد.


    يکي از قهرمانان اين ميدان که خود يکي از ميدان هاي بزرگ جهاد با نفس است, پيامبر عظيم الشان اسلام, حضرت محمد مصطفي(صلوات الله عليه و آله) است. آن حضرت در نيک خوري, اندک خوري و انتخاب غذاهاي مناسب براي انسان, الگوي تمامي مسلمانان بود؛ بدين خاطر چه شيرين است که به مطالعه سير ه آن حضرت در خوردن و آشاميدن بنشينيم و خورشيد درخشان محمدي را فرا راه زندگي خويش مي سازيم. ادامه مطلب...

        نقد و نظر جنابعالي

  • + تجمل و آراستگي - سيره اخلاقي پيامبر اعظم(ص) 3
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه چهارشنبه 29/6/1385 ساعت 10:11 عصر

                                                                 

    پيامبر(ص) چون مي خواست به مجلسي وارد شود و با مردم ملاقات کند, به آراستگي ظاهر خويش توجه وافري داشت, در آينه مي نگريست, موي ها و محاسن مبارکش را شانه مي زد, لباس تميز و مرتب مي پوشيد و چنان خويش را معطر مي ساخت که از مسافتي دور, بوي خوش عطر آن حضرت به مشام مي رسيد.


    يکي از ياران پيامبر(ص) مي گفت: «قبل از اين که حضرت به مسجد وارد شود, ما خبردار مي شديم, زيرا بوي عطرش مي پيچيد و ما را متوجه ورودش مي ساخت.»


    محبوب ترين عطرها نزد آن حضرت(ص) مشک بود. مشکداني داشت که پس از هر وضو بلافاصله آن را بدست مي گرفت و خود را معطر مي ساخت, در نتيجه چون خانه را ترک مي کرد, بوي خوش آن در معبر آن حضرت(ص) منتشر مي شد.


    از امام صادق(ع) نقل است هزينه اي که آن حضرت(ص) براي تهيه عطر مي پرداخت, بيش از آن مقداري بود که براي تهيه خوراک صرف مي کرد.


    به طور کلي آن حضرت(ص) بوي خوش را دوست مي داشت و از بوهاي بد متنفر بود.


    در روايتي به علي(ع) فرمود: «يا علي!  ادامه مطلب...

        نقد و نظر جنابعالي

  • + معيشت و کسب روزي - سيره اخلاقي پيامبر اعظم(ص) 2
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه سه‏شنبه 28/6/1385 ساعت 10:37 عصر

     

    مردي از انصار از او کمک مادي خواست. پيامبر خدا(ص) از او پرسيد در خانه چيزي داري؟ مرد پاسخ داد: آري! گليمي دارم و کاسه اي چوبين. حضرت(ص) فرمود: آنها را بياور. مرد آنها را آورد. حضرت(ص) آنها را گرفت و فرمود: آيا کسي هست که اين ها را بخرد؟ مردي گفت: هر دو را به يک درهم مي خرم. پيامبر(ص) پرسيد: چه کسي بيشتر مي خرد؟ مرد ديگري گفت: من دو درهم مي خرم. حضرت آنها را به آن مرد داد و دو درهم را گرفت و به مرد انصاري داد و فرمود: با يک درهم غذايي بخر و به خانواده ات بده و با يک درهم ديگه تيشه تهيه کن و برايم بياور.


    مرد چنين کرد. حضرت(ص) چوبي را به عنوان دسته در آن قرار داد و فرمود: برو هيزم جمع آوري کن و تا پانزده روز ديگر نزد من بيا.


    مرد پس از دو هفته با ده درهم آمد و ب آن لباس و مواد غذايي خريد. پيامبر(ص) فرمود:  ادامه مطلب...

        نقد و نظر جنابعالي

  • + جمال آفتاب - سيره اخلاقي پيامبر اعظم - 1
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه شنبه 25/6/1385 ساعت 11:32 عصر

      

    راستي چگونه مي توان دستاورد نهايي آفرينش، ثمره تمام و کامل هستي و خلاصه انوار و تجليات و جودي خداوند را در قالب ناقص الفاظ و واژه ها جاي داد؟


    ابر انساني که خالق هستي در حق او فرمود ( لولاک لما خلقت الأفلاک ) اگر تو نبودي هر آينه افلاک را نمي آفريدم. کسي که تا « قاب قوسين او أدني » به خداوند نزديک شد و مکانتي يافت که هرگز جبرئيل امين که ملک مقرب و واسطه وحي الهي بود  بدان مکانت راه نيافت و با صراحت به او عرض کرد: «اگر يک موي بالاتر روم به نور تجلي بسوزد پرم.»


    توصيف انسان کامل نخستين و کسي که خود فرمود: «اي علي(ع) جز خداي و تو، کسي را ياراي شناختن من نيست، چگونه ممکن خواهد بود.»


    پس بهتر است که لب فروبنديم و ادامه مطلب...

        نقد و نظر جنابعالي