از شهوت پنهان بپرهيزيد : دانشمند دوست دارد که کنارش بنشينند . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
کل بازديدها:----29746---
بازديد امروز: ----36-----
  • به آموزه خوش آمديد.
  • سير مطالعات اسلامي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي و خودسازي ) AMOOZEH.IR
     
     
  • آشنايي با مدير
    به نام خداي هستي بخش. بنده سيد مصطفي علم خواه، دانش آموخته حوزه علميه، حدود سال شصت وارد حوزه علميه شدم، پنج سال در مدرسه مجتهدي تهران و سپس در حوزه علميه قم مشغول تحصيل هستم، تاکنون دوره هاي مقدمات، سطح، خارج فقه و اصول، دوره علوم عقلي، فلسفه و عرفان نظري را طي کرده ام و هماکنون در زمينه پاسخ گويي به سوالات دانشجويان در اداره مشاوره نهاد رهبري در دانشگاه ها، مشغول خدمت به جوانان عزيز هستم.قصد دارم به اميد خدا در اين وبلاگ در زمينه زندگي تئوريک، يعني زندگي بر اساس تئوري مشخص انسان شناسانه و دين شناسانه تئوريزه شده اطلاع رساني کنم..شماره تماس:09192530040
    سير مطالعات اسلامي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي  و خودسازي ) AMOOZEH.IR

  • پيوندهاي روزانه
  • لوکوي دوستان من
  • اوقات شرعي
  • :جستجو
    مشترک شويد!

    نام:

    ايميل:

     

  • آشنايي با وبلاگ آموزه [2]
    حيات معقول انساني [3]
    زندگي عرفاني [6]
    فلسفه زندگي [7]
    دين و زندگي [3]
    هويت و زندگي خداوند [3]
    شناخت گوهر انساني [2]
    ساختار هويت انسان [2]
    پرورش گوهر انساني
    تعريف خودسازي [7]
    تعديل هويت بشري
    تقويت هويت انساني [4]
    تقويت هويت الهي [8]
    اخلاق اجتماعي [4]
    روش خودسازي [2]
    بازسازي هويت الهي [3]
    تاريخ و سيره [8]
    سير مطالعات اسلامي [20]
    آسيب شناسي اجتماعي [3]
    آسيب شناسي فرهنگي
    درمان خودارضايي [9]
    همسر يابي [7]
    گوناگون
    زندگي شخصيت ها
    مناسبت هاي ديني
    مردم شناسي ارزشي
    حوزه و دانشگاه
  • مشاوره و گفت و گو
       1   2      >
  • + سير مطالعات رفتاري
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه چهارشنبه 12/4/1387 ساعت 5:39 عصر

    سير مطالعات رفتاري اسلام:


    رشد شخصيت و مديريت صحيح زندگي انسان، از نظرگاه اسلام، عميقا وابسته به ايمان و عمل صالح است، ولي خود ايمان و عمل صالح نيز سخت وابسته به دانش و اطلاعات است.


    و نيز از نظر اسلام، ضرورت مطالعه، درباره احکام عملي، به خاطر ضرورت خود عمل و عبادت، در راستاي سعادت و رشد انسان است. در صورتي که انسان بداند سعادت او با عملگرايي برخواسته از ايمان عميق قلبي تامين مي شود، براي دريافت چنين اطلاعاتي علاقه وافر نشان خواهد داد.


    حسن فعلي و فاعلي:


    همچنين گفتني است: از نظر دين و اخلاق اسلامي، ارزش و تاثير مثبت عمل بر روي انسان، منوط به دو شرط "حسن فعلي" و "حسن فاعلي" عمل است.


    حسن فعلي، در صورتي محقق مي شود که عمل و رفتار مسلمان از نظر شرعي صحيح و مطابق با ضوابط فقهي انجام شود و حسن فاعلي نيز منوط به داشتن نيت صحيح و خالص در راستاي کسب رضايت و قرب خداوند است.


    به عبارت ديگر عملي مورد قبول خداي متعال قرار مي گيرد و همچنين از نظر اخلاقي بر انسان تاثير مثبت و سازنده مي گذارد که اولا، به لحاظ ساختاري مورد تاييد دين باشد و ثانيا، براي کسب رضايت الهي و خالص انجام شود.


    هر دو شرط حسن فعلي و فاعلي به اطلاعات و دانش نياز دارد، منتهي براي انجام صحيح اعمال ديني و تحقق شرط حسن فعلي، نيازمند داشتن اطلاعات صحيح فقهي هستيم، ولي منبع تامين کننده اطلاعات مربوط به حسن فاعلي، بيشتر علم اخلاق است.


    به عبارت ديگر داشتن نيت و رعايت اخلاص، از مباحث اخلاقي است و براي آموزش آن بايد به کتاب هاي اخلاقي مراجعه نمود، ولي انجام صحيح عمل، موضوع علم فقه است و لازم است از طريق ارتباط با رساله هاي عمليه مراجع آموخته شود.


    تعبدي و توصلي:


    همچنين رفتار ديني انسان شامل دو بخش عبادي و غير عبادي و يا به عبارتي تعبدي و توصلي است، بنابراين عرصه هاي سير مطالعات عملي نيز به دو بخش تعبدي و توصلي تقسيم مي شود. تعبدي، مانند نماز و توصلي، مانند شراکت و معامله.


    بنابراين ما در تمامي عرصه هاي زندگي فردي و اجتماعي، چه تعبدي و چه توصلي، بي نياز از احکام عملي و قوانين رفتاري و آشنايي با حقوق ديگران نيستيم. از آن رو در اين بخش از سير مطالعاتي، لازم است کتاب هايي را مطالعه کنيم که ما را با آداب و احکام اعمال غير عبادي، مانند معاملات و حقوق ديني و همچنين اعمال عبادي، مانند نماز و روزه و حج و امثال آن، آشنا مي کند.


    از طريق آشنايي با چنين اطلاعاتي است که ما قادر خواهيم بود زندگي طبيعي، اجتماعي، عقلاني و عرفاني خويش را به خوبي مديريت و راهبري نماييم و به کمال مطلوب خويش برسيم.


    عرصه هاي مطالعه رفتاري و عبادي:


    1-     احکام عملي:


    2-     آداب و سنن:


    3-     حقوق شرعي:


    4-     عبادت و بندگي:


    12-4-87


        نقد و نظر جنابعالي

  • + سير مطالعه در متون ديني
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه سه‏شنبه 11/4/1387 ساعت 5:46 عصر

    سير مطالعه در متون ديني: ( قرآن کريم و سنت منقول ).


    قرآن کريم که سخن خداوند است و روايات اسلامي که سخن انسان هاي کامل معصوم است سرآمد دانستني هاي مفيد و مورد نياز بشريت است.


    هيچ کتاب و اثر ديگري از جهت آگاهي بخشي و بيدارسازي بشر، ايجاد تحرک و پويايي و مديريت صحيح زندگي فردي و اجتماعي براي انسان، در رقابت با آموزه هاي قرآن کريم و روايات قرار ندارد، بنابراين مطالعه متون ديني برگرفته از وحي و عصمت، از جهتي در راس مطالعات اسلامي قرار دارد.


    دليل اين امر تاکيد فراواني است که در روايات اسلامي و حتي خود قرآن کريم درباره تلاوت و قرائت مداوم قرآن وجود دارد. مطالعه هر کتاب ديگري را مي توان ترک کرد، اما هرگز نمي توان با حفظ هويت ديني و اسلامي، تلاوت قرآن کريم را ترک نمود.


    اين که در روايات اسلامي تاکيد شده است مسلمان بايد در برنامه روزانه خود وقتي را به تلاوت قرآن اختصاص دهد و روزي يک جزء يا کمتر و بيشتر از آن را بخواند، به خاطر تاثير سازنده اي است که اين کتاب مقدس بر زندگي انسان دارد. قرآن کريم در جهت مديريت زندگي طبيعي، احياي هويت انساني و الهي و هدايت انسان در مسير کمال و قرب به خداوند نقش اساسي و يدون جايگزين به عهده دارد. ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم.


    درباره تاثير تلاوت قرآن کريم مي توان گفت:


    1-     ابتدا به انسان اطلاعات، آگاهي و بيدار مي دهد و روح ايمان را در او مي دمد.


    2-     بعد در اثر بيداري و ايمان ايجاد شده، انسان را به حرکت عملي و پويايي در راه کمال و احياي هويت حقيقي خويش وامي دارد.


    3-     سپس او را به سوي سعادت تا رسيدن به مقصد نهايي، هدايت و راهنمايي مي کند.


    البته بيدارسازي، مطابق با اهداف ابتدايي دين که همانا بيدارسازي و به حرکت در آوردن انسان ها است، بيشتر براي مبتديان نافع است، ولي چون انسان در طول حيات خود همواره در معرض غفلت و فراموشي قرار دارد، هيچ گاه انسان، در هر مرتبه از کمال و شکوفايي که باشد، از تلاوت کلام خدا بي نياز نيست.


    بنابراين قرآن کريم کتابي نيست که در يک مقطع از سير مطالعاتي خوانده شود و سپس بتوان به راحتي از آن عبور کرد. کلام الهي اين ويژگي انحصاري را دارد که هم براي مبتديان محرک و مفيد است، هم متوسطين و سالکين را به سوي کمال راهبري مي کند و هم براي اهل معرفت و وصول، قابل تعمق و استفاده است، از آن رو تمامي مومنان اعم از عوام و خواص بدان ارادت دارند و هر يک به قدر ظرفيت و وسعت وجودي خويش از آن بهره مي گيرند.


    مهمترين خاصيت تلاوت مداوم قرآن کريم، آن است که خواننده خود را، بدون اينکه آشکارا متوجه تغييرات حاصله در خود شود، در تمامي ابعاد اعتقادي، اخلاقي و عملي، راهبري، تعديل و تنظيم مي کند.


    قرآن کريم از اين جهت يک کتاب تربيتي و اثر بخش کامل است که مي تواند ناهمواري هاي وجود آدمي را هموار، ناآگاهي ها و غفلت هاي او را مرتفع کند و از افراد بشري، انسان هايي وارسته، معتقد، متعادل و الهي بسازد .


    اين تاثير گذاري را در تاکيدهاي قرآن کريم بر لزوم ايمان، توجه به خداوند، ذکر معاد، بيان سختي هاي مرگ، قيامت، عذاب جهنم، توصيه ها، هشدارها، تشويق به بهشت و قرب الهي و نيز داستان گويي، ذکر مثال ها و تشبيهات قرآني مي توان مشاهده کرد و اذعان نمود که چگونه اين کتاب جاويدان بر روي نقاطي از روح انسان دست مي گذارد و حتي به صورت تکراري به اندازه اي هشدار مي دهد که او را بيدار کند و به حرکت در آورد و چالش هاي او را هموار سازد.


    قرآن اصلي ترين منبع پرورش دهنده حکمت و خرد انساني است، درک عميق گفتار هاي قرآن کريم ساده نيست، براي نفوذ به ژرفا و صيد گوهرهاي گران بهاي آن، در يک مرحله بالاتر، لازم است در پايان سلوک نظري و عملي و با سرمايه عظيم علمي، بار ديگر به سراغ آن رفت و به جستجوي اسرار آن پرداخت. براي رسيدن به اين مرحله لازم است از علوم مختلف ادبي، تفسيري، عقلي، نقلي و عرفاني که به اين مهم کمک مي کنند ، بهره برد.


    همچنين روايات اسلامي نه به اندازه قرآن کريم، ولي در همين راستا و در کنار اين کتاب مقدس، منبع بزرگي براي سعادت مندي انسان محسوب مي شوند.


    قرآن کريم و روايات اسلامي، تمامي اطلاعات مورد نياز انسان براي داشتن زندگي سعادتمندانه، همراه با عزت و سر بلندي را در اختيار او قرار مي دهد. پيامبر خدا (ص) هنگام رحلت فرمود: اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي. من از ميان شما مي روم و دو چيز سنگين برايتان مي گذارم ، کتاب خدا و اهل بيتم . تا هنگامي که به اين دو تمسک مي جوييد، هرگز گمراه نمي شويد. اين دو هرگز از هم جدا نمي شوند تا در قيامت و حوض کوثر بر من وارد شوند.


    بدون شک تلاوت قرآن کريم همراه با تدبر و ترتيل آن، در صورتي که پيوسته و با درک معاني کلمات و آيه هاي آن باشد ، تاثير عميقي شکل دهي شخصيت انسان و تنظيم و تعديل قواي دروني و بيروني او خواهد گذاشت.


    همين تاثير در روايات اسلامي نيز هست. روايات اسلامي به خصوص روايات شيعه که در کتب معتبر روايي، مانند اصول کافي گرد آمده است، تاثير به سزايي در فهم قرآن کريم و هويت بخشي به انسان دارد.


     


    سير مطالعه در متون ديني:


    1-     قرآن کريم.


    2-     نهج البلاغه.


    3-     صحيفه سجاديه.


    4-     اصول کافي.


    5-     ميزان الحکمه،


    6-     تفسير الميزان يا تفسير نمونه.


    11-4-87


        نقد و نظر جنابعالي

  • + سير مطالعات شيعه شناسي
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه يکشنبه 9/4/1387 ساعت 7:21 عصر

    سير مطالعات شيعه شناسي:


    از نظر تاريخي موضوع پديد آمد فرق و مذاهب گوناگون، اتفاقي است که در اديان بزرگ تاريخي افتاده است. ريشه پديد آمدن فرقه هاي گوناگون مذهبي، وجود اختلاف اعتقادي و عملي است. اختلافي که پس از استقرار دين و از ميان رفتن رهبر و پيامبر پديد آورندهآ‹ آ‹ندديي  آ، در پيروان آن دين، رخ مي نمايد.


    دين اسلام نيز از وجود چنين اختلاف هايي مصون نبوده است. پس از رحلت پيامبر اسلام حضرت محمد(ص) امت اسلامي در اثر اختلافاتي که در شروع سياسي و سپس عقيدتي و عملي بود، دچار نوعي تعدد مذهبي و پديد آمد فرقه هاي گوناگون شد. در برخي از روايات اشاره شده است که تعداد اين مذاهب به هفتاد و دو فرقه نيز مي رسد که يکي از آنها اهل نجات اند و ساير فرقه ها هلاک خواهند شد.


    اين موضوع، يعني وجود فرق و مذاهب گوناگون، اين سوال مهم را فراروي کساني که مي خواهند، با پيروي از يک دين و مذهب کامل، به کمال و سعادت نهايي خويش برسند، برمي انگيزد که: از ميان اين همه فرقه هاي گوناگون و مذاهب مختلف، کداميک انسان را به مقصد و مقصود خود مي رساند؟ کدام مذهب از معيار حقانيت، کارآيي و کارآمدي لازم و کافي در زمينه رشد انسان و جامعه برخوردار است؟ زيرا مي دانيم همان گونه که از ميان اديان تاريخي، تنها يک دين بر حق و کامل است ان الدين عند الله الاسلام، و براي پرورش انسان، کارآمدي دارد، از ميان مذاهب گوناگون نيز تنها يک مذهب برحق است و مي تواند انسان ها را به هدف و مقصد نهايي زندگي خويش که همان به خدا رسيدن و لقاي او است، برساند. خداوند حقيقت واحدي است، پس نمي شود که تمامي راه ها و روش ها برحق و نويد دهنده انسان براي رسيدن به حقيقت واحد باشد.


    بنابراين يکي از ضرورت هاي تحقيق و مطالعه در حوزه دين شناسي، مطالعات مذهبي است و در اين خصوص شيعه شناسي و آگاهي درباره رهبران مذهب تشيع، به انسان طالب حقيقت، در زمينه حقانيت، کارآيي و کارآمدي اين مذهب به عنوان روش انتخابي براي زندگي سعادت بخش، اطمينان مي دهد.


    به اعتقاد ما اسلام کاملترين دين الهي و مذهب شيعه کارآمدترين روشي است که اين ماموريت را به خوبي انجام مي دهد، انسان را در تمامي ابعاد بشري، انساني و الهي، رشد مي دهد و براي تمامي ابعاد زندگي طبيعي، معقول و عرفاني انسان، برنامه و دستورالعمل دارد.


    از نکات مهمي که در طول سير مطالعات شيعه شناسي به خصوص مطالعه در انديشه و سيره عملي معصومين(ع) بايد هميشه مد نظر داشته باشيم، نحوه زندگي طبيعي فردي و اجتماعي و حيات معقول و زندگي عرفاني آن ها است، زيرا هدف کلي سير مطالعات اسلامي، فراگيري شيوه صحيح رشد و خودسازي، در تمامي ابعاد هويت در عرصه هاي گوناگون زندگي است.


     


    سير مطالعات شيعه شناسي:


    1.     تاريخ تشيع:


    2.     اثبات حقانيت شيعه:


    3.     تاريخ زندگي امامان شيعه:


    4.     سيره عملي امامان شيعه:


    9-4-87


        نقد و نظر جنابعالي

  • + سير مطالعه در تاريخ اسلام
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه شنبه 8/4/1387 ساعت 8:26 عصر

    سير مطالعه در تاريخ اسلام:


    ضرورت و منطق نياز به مطالعات تاريخ اسلام دو چيز است:


    1- هويت فردي و اجتماعي امروز هر يک از ما به عنوان مسلمان، ريشه در سنت و تاريخ گذشته دارد و ما براي شناخت هويت اسلامي خود به شناخت تاريخ و گذشته مسلمانان نياز مبرم داريم.


    2- از آن رهگذر که بسياري از سنت هاي حاکم بر تاريخ ثابت و پايداراند، شناخت آينده در بسياري از موارد، با شناخت گذشته تحليل و تفسير مي شود.


    بنابراين تاريخ همچون آينده اي است که در گذشته اتفاق افتاده و مي تواند درس آموز حال حاضر زندگي انسان باشد. تاريخ به تنهايي منبع مستقلي براي عبرت آموزي و انتخاب صحيح راه زندگي و تحصيل سعادت فردي و اجتماعي است.


    در تاريخ و پيشينه زندگي انسان همه راه ها تجربه شده است و برآيند نيک و بد هر انتخابي به خوبي نمايان است، بنابراين آموزه هاي تاريخي مي تواند مانند مکتب کاملي هدايت گر انسان به سوي خير و نيکبختي باشند.


    به طور کلي فايده مهمي که سير مطالعات تاريخي براي ما دارد، آشنايي با ديدگاه ها، درس آموزي از پيروزي ها و عبرت آموزي از ناکامي هاي گذشتگان است تا آن را فرا راه زندگي حال و آينده خود سازيم، آزموده را دوباره نيازماييم، خطاي گذشتگان را تکرار نکنيم و بهتر از گذشتگان انتخاب نماييم.


    پيدايش و سرگذشت انسان ، حکومت ها ، جوامع ، امت ها ، اديان ، انديشه ها، علوم و سيره اخلاقي و عملي بزرگان، شاخه هاي مختلف مطالعات تاريخي هستند که از اين ميان، مقصود از سير مطالعات تاريخ اسلام، تنها مطالعه در تاريخ پيدايش اسلام، سير تطور، حوادث و پيشامدها و زندگي رهبران آن است.


    تاريخ اسلام در حقيقت، تاريخ تطور ايمان امت اسلامي است. اينکه چگونه نيروي ايمان، امت محمد (ص) را در مسير خدايي شدن، به پيش برده است و چه قدرت شگرفي در تمدن و فرهنگ پيروان خود ايجاد کرده است.


    به صورت دقيق تر مي توان گفت: تحولات حيات بشري، حيات عقلاني و حيات عرفاني مسلمانان و سير تطور زندگي آنان، مهمترين موضوعي است که بايد از تاريخ بياموزيم و در آن مطالعه کنيم.


     


    عرصه مطالعات تاريخ اسلام:


    1.     تاريخ اسلام


    2.     تاريخ تمدن اسلامي.


    3.     تاريخ زندگي پيامبر(ص).


    4.     سيره عملي پيامبر(ص).


    8-4-87 


        نقد و نظر جنابعالي

  • + سير مطالعات سياسي و اجتماعي
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه شنبه 8/4/1387 ساعت 6:22 عصر

    سير مطالعات سياسي و اجتماعي:


    منطق لزوم مطالعات سياسي و آگاهي هاي اجتماعي، تعامل، تاثيرپذيري و تاثيرگذاري متقابل فرد و جامعه است. به طور کلي انسان موجودي اجتماعي است. هر اجتماعي از افراد تشکيل مي شود و هر فرد، عضوي از جامعه اي است که در آن زندگي مي کند.


    هر عضو جامعه، هم به لحاظ تربيتي و شخصيتي و هم در ساير تعاملات مديريتي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي، از محيط اجتماعي خود تاثير مي پذيرد و همچنين مي تواند با کسب موقعيت اجتماعي و ايفاي نقش، بر جامعه و مردم خود تاثير گذار باشد.


    تمامي عقلاي عالم بر ضرورت وجود حکومت و نهاد هاي مديريتي در جامعه اذعان دارند. در تمامي جوامع بشري و نظام هاي سياسي، اجتماعي به خصوص نظام سياسي اجتماعي اسلام، براي حاکميت اجتماعي اهميت فوق العاده اي قايل هستند، چون همه آنها مي دانند که انسان در بستر اجتماع زندگي و رشد مي کند و جامعه در تربيت ، رفاه، امنيت و سلامت نسل انسان، نقش اساسي دارد.


    همچنين به لحاظ حقوقي، تمامي افراد يک جامعه حق دارند به عنوان شهروند در امور حکومتي کشور خود با مشارکت در انتخاب نوع حکومت و مديريت جامعه دخالت کنند.


    تعامل با جامعه مستلزم داشتن آگاهي هاي بسيار وسيعي در حوزه هاي سياست، اجتماع، اقتصاد، فرهنگ و تمدن است که بايد از طريق مطالعه و تحقيق علمي تحصيل شود.


    دليل ديگر اهميت مطالعات سياسي و داشتن حساسيت نسبت به مديريت کلان اجتماعي، به خصوص در بخش مطالعات اسلامي، مسئله انحراف سياسي است . انحراف سياسي مهمترين آسيبي است که پس از رحلت پيامبر (ص) در دين پديد آمد و پي آمد آن تا قيامت دامن گير امت اسلامي خواهد بود .


    انحراف سياسي از نظر اهل سنت تنها يک انحراف عملي قلمداد مي شود ، چون آنها به اصل امامت به عنوان يک اصل اعتقادي مانند نبوت و توحيد معتقد نيستند ، ولي از ديدگاه شيعه علاوه بر آن به عنوان يک انحراف عقيدتي و ايماني نيز تلقي مي گردد .


    براي فهم اهميت پرداختن به مسايل حکومتي و سياسي از نگاه شيعه، بايد متوجه نتايج ايماني آن باشيم . از نظر ما مومن به کسي اطلاق مي شود که علاوه بر ايمان و اعتقاد به خداوند ، پيامبر اسلام، قرآن و معاد، به اصل ولايت و امامت به عنوان مقام تفسير و اجراي دين در جامعه که مستلزم اعتقاد به حکومت اسلامي و مديريت ديني جامعه است، نيز ايمان داشته باشد.


    مصادف شدن اين روزگار با عصر غيبت امام معصوم (ع) و ظهور فتنه ها و پيچيدگي هاي سياسي خاص آخر الزمان مي طلبد که در هر لحظه بر بيداري و آگاهي سياسي خويش بيفزائيم .


     


    عرصه مطالعات سياسي و اجتماعي:


    1.     نظام سياسي اسلام.


    2.     فرهنگ و تمدن اسلامي.


    3.     اقتصاد اسلامي.


    4.     انقلاب اسلامي ايران.


    5.     حکومت اسلامي ايران.


    6.     گروه ها و احزاب سياسي ايران.


     8-4-87 


        نقد و نظر جنابعالي

  • + سير مطالعات دين شناسي
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه دوشنبه 3/4/1387 ساعت 5:22 عصر

    سير مطالعات دين شناسي :


    به اعتقاد ما اسلام آخرين و کامل ترين دين الهي است. معيار اصلي کمال يک دين، کارآيي، کارآمدي و کامل بودن آموزه هاي آن در راستاي پرورش هويت انساني و الهي انسان و تامين سعادت دنيوي و اخروي او است. يکي از راه هاي اثبات حقانيت اسلام مطالعات دين شناسانه درباره اديان تاريخي و مکاتب بشري و انديشه هاي کلامي ديگر و مقايسه آنها است. مطالعه در انديشه هاي ديني و غير ديني و فرق و مذاهب تاثير فراواني در شناخت ديني و تعميق باور و ايمان اسلامي دارد، از آن رو در سير مطالعات اسلامي توصيه مي شود، در مورد اديان ديگر هم تحقيق و بررسي انجام شود، تا طالب حقيقت با اطمينان از درستي راهي که مي رود، در اين مسير محکم و آسوده خاطر به سوي آن گام بردارد.


    عرصه هاي مطالعات دين شناسي:



    1. دين پژوهي.

    2. مطالعه اديان تاريخي.

    3. مطالعه مکاتب فلسفي.

    4. مطالعه فرقه هاي مذهبي.

    5. مطالعه انديشه هاي کلامي .

    3-4-87


     


        نقد و نظر جنابعالي

  • + سير مطالعات اخلاقي
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه جمعه 31/3/1387 ساعت 6:43 عصر

    سير مطالعات اخلاقي:


    موضوعاتي که در اين زمينه مورد مطالعه قرار مي گيرند عبارتند از :


    1- خودشناسي و خودسازي:


    اقوام روزگار به اخلاق زنده اند. هر قوم نيست صاحب اخلاق مردني است.


    اولين و مهمترين وظيفه اي که هر کسي در زندگي به عهده دارد، ساخت هويت و شخصيت خود است، بنابراين عرصه اخلاق و خودسازي مهمترين عرصه مورد نياز انسان در زندگي است.


    دين داراي چند عرصه اعتقاد، اخلاق و احکام عملي فردي و اجتماعي است، ولي از اين ميان عرصه اخلاق ريشه اي ترين و با اهميت ترين عرصه اي است که انسان در آن رشد مي کند و به شکوفايي مي رسد.


    علم اخلاق اسلامي به عنوان اشرف علوم ديني، به صورت استراتژيک برنامه کلي سير تکاملي را به انسان نشان مي دهد. آدمي براي اينکه شکوفا شود، به اعتقاد و عمل نياز مبرم دارد، ولي اين فرايند به طور مستقيم در عرصه اخلاق برنامه ريزي و پي گيري مي شود.


    اخلاق اسلامي اولا به انسان مي آموزد که هويت خويش را به درستي باز شناسد و سپس راه مديريت صحيح زندگي طبيعي و روش تقويت حيات عقلاني و احياي زندگي عرفاني را به او ياد مي دهد.


    در مسير سلوک و خودسازي اولين ضرورت اين است که انسان خودش را پيدا کند و عواملي که باعث مسخ هويت انساني و الهي او شده و آدمي را دچار خود فراموش نموده اند را کنار بزند و سپس هويت خودش را احيا کند و با طي کردن مراحل کمال انساني به سعادت جاودان برسد .


    انسان در مسير خودسازي در درجه اول بايد بکوشد انسان شود و سپس به کمال در انسانيت دست يابد و اين دو مرحله در عرصه اخلاق اسلامي و خودسازي برنامه ريزي مي شود.


    انسان مظهر خداوند و برترين مظاهر هستي است و هر چه از کمال در او شکوفا مي شود از ناحيه مبدا کمال يعني خداي متعال به او داد مي شود ، بنابراين بدون ارتباط پرستش گرانه با حق تعالي و اطاعت و عبادت او هرگز راه به جايي نمي برد و اگر هم به پيشرفت هايي در زندگي مادي و عقلاني دست يابد ، برايش کمال آور نخواهد بود ، زيرا کمال انسان تنها با قرب به خداوند تعريف و تفسير مي شود و راه ديگري ندارد .


    معنويت و ارتباط با خداوند به عنوان کمال مطلق، منبع و منشا فيض هستي، در مسير خودسازي، همراه با مديريت حيات طبيعي، باز کردن زنجير هاي اسارت دنيا، کنار زدن عوامل بي هويتي ، رفع غفلت و خود فراموشي و در کنار احياء هويت انساني و حيات عقلاني، مسيري است که سعادت انسان در گرو پيمودن آن است.


    در اين حوزه مسايل و اطلاعات بسيار گسترده اي وجود دارد که در حقيقت همان مسايل و آموزه هاي درون ديني اسلام در زمينه مديريت صحيح حيات طبيعي، تقويت حيات معقول انساني و احياي زندگي عرفاني و ارتباط با خداوند است.


    3- اخلاق خانواده : در ابتداي زندگي مهمترين قسمت شخصيت انسان در خانواده شکل مي گيرد . کانون خانواده جامعه کوچکي است که افراد آن به سه طبقه و در سه نقش عهده دار مسوليت و صاحب حق اند ، نقش پدر ، نقش مادر و نقش فرزندان ، وظايفي که هر يک به عهده دارد و حقوقي که در قبال اين وظايف بايد رعايت


     شود . بنابراين عمده ترين مسايل مربوط به کانون خانواده ، 1-نقش ارکان خانواده ، 2- وظايف آنها و 3- حقوق ايشان است. اطلاعاتي که انسان در اين حوزه نياز دارد نيز پاسخ گوي همين مسايل است .


    تاثير گزاري مناسب ، تاثير پذيري صحيح ، مديريت کانون خانواده و موفقيت آن در تامين آرامش و آماده سازي بستري مناسب براي رشد و شکوفايي اعضاي آن مستلزم داشتن دانش فراوان و اطلاعات گسترده اي است که بايد از طريق مطالعه و استفاده از تجربه ديگران تامين شود .


    به هر ميزان که خانواده عالمانه و آگاهانه اداره شود ، مي تواند مهد آرامش بيشتر و شکوفايي فزون تري براي اعضاي آن باشد و در صورتي که افراد آن از دانش لازم در تنظيم مناسبات خود برخوردار نباشند ، ثمرات رضايت بخش نخواهد داشت . 


    4- اخلاق اجتماعي : پس از خانواده و در ادامه راه زندگي، بيشتر استعدادهاي انسان در عرصه روابط اخلاقي او با ساير انسانها شکوفا مي شود و شخصيت و صفات باطني او در بستر مناسبات اجتماعي اخلاقي شکل مي گيرد ، بنابراين تنظيم صحيح اين مناسبات و داشتن روابط اخلاقي سازنده با افراد جامعه چه در جهت اثر پذيري از ديگران و چه در نقش اثر گذاري بر محيط بسيار مهم و سر نوشت ساز است.


    البته تمامي اديان تاريخي و مکاتب الهي و بشري توجه ويژه اي به اخلاق اجتماعي و روابط ميان انسان ها داشته اند ولي از اين ميان به خصوص دين اسلام در جهت تقويت و تحکيم برادري ، پيوند عاطفي ، وحدت و يگانگي ، حفظ حقوق و آداب رفاقت و معاشرت آموزه ها و راهبرد هاي فراواني را به بشريت عرضه کرده است . ارزش هاي اخلاقي اي که به سلامت و آرامش حيات فردي و اجتماعي انسان منتهي مي شود و بستر بسيار مناسبي را براي رشد و شکوفائي شخصيت او فراهم مي آورد .


    تنظيم صحيح اين روابط و برخورد مناسب با چالش هايي که احيانا در روابط اجتماعي پديد مي آيد ، داشتن پيوند عاطفي و منطقي با افرادي که با آنها سروکار داريم و از اين طريق ساختن شخصيت باطني و تنظيم ملکات اخلاقي خود ، نيازمند داشتن اطلاعات فراواني است که در اين مقطع از سير مطالعاتي بدان خواهيم پرداخت .


    5- اخلاق حرفه اي: علاوه بر اصول عمومي اخلاق و خودسازي، در عرصه مشاغل اجتماعي و روابط کاري افراد جامعه، هر شغلي نياز به تبيين اصول اخلاقي خاصي دارد که تحت عنوان اخلاق حرفه اي مانند اخلاق پزشکي و اخلاق مديريت، عرضه مي شود.


    در اين رابطه صاحبان حرفه بايد با اصول اخلاقي حرفه خود آشنا باشند، تا در کل، جامعه اسلامي به صورت يک اجتماع اخلاقي در آيد و زيبايي هاي اخلاق در آن نمود عيني پيدا کند. در سايه اخلاق است که تخصص با تعهد مي آميزد و زندگي اجتماعي انسان رضايت بخش و قابل تحمل مي شود.


     


    عرصه هاي مطالعات اخلاقي و عرفاني:



    1. خودشناسي.

    2. خودسازي و سلوک.

    3. اخلاق خانواده.

    4. اخلاق اجتماعي.

    5. اخلاق حرفه اي.

    1-4-87 


        نقد و نظر جنابعالي

  • + سير مطالعه در انديشه هاي بنيادين
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه شنبه 18/3/1387 ساعت 11:43 صبح

    سير مطالعه در انديشه هاي بنيادين :


    شناخت هاي ديني به دو دسته شناخت هاي نظري و بنيادين (بينش ديني) و شناخت هاي عملي و کاربردي (دانش ديني) طبقه بندي مي شود.


    شناخت هاي بنيادين، بيشتر پاسخ گوي سوال هاي کلي و اساسي انسان در زندگي و زمينه ساز تقويت باورداشت و ايمان او هستند و شناخت هاي عملي وظيفه تامين نياز هاي شناختي انسان در زمينه تنظيم روابط عملي با خود ، خداوند ، جامعه انساني و طبيعت را به عهده دارند.


    در سير مطالعات نظري حداقل پنج سوال اساسي کلي وجود دارد که البته با سوالاتي که به عنوان زير مجموعه براي هر يک مطرح مي شود، سلسله اي از سوال هاي فراوان نظري را ترتيب مي دهند . طرح منظم اين سوال ها و پاسخ يابي آنها تعريف کننده سير مطالعات نظري در اين بخش است .


    سوال اساسي و ترتيب آنها:


    سالها فکر من اين است و همه شب سخنم.


     که چرا غافل از احوال تن خويش تنم.


    از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود.


    به کجا مي روم آخر ننمايي وطنم.


    گاهي گفته مي شود که سوال هاي اساسي زندگي انسان سه سوال است، از کجا آمده ام، در کجا هستم و به کجا خواهم رفت، ولي به نظر مي رسد لازم است دو سوال ديگر به اين سه سوال افزوده شود و روي هم پنج سوال طرح و پاسخ يابي گردد . ازکجا آمده ام؟ کيستم؟ کجا هستم؟ به کجا خواهم رفت؟ چه بايد بکنم و چگونه بروم؟


    سرنوشت سازترين کنجکاوي انسان درباره خداوند است. هيچ سوالي مانند سوال از خدا و اينکه چه کسي انسان و جهان را آفريده مهم نيست. در جاي خود خواهيم گفت که چرا اين سوال براي انسان مطرح است و ضرورت طرح و فوايد آن چيست.


    خود شناسي و به تعبيري معرفت نفس و همچنين جهان شناسي که به تعبير قرآن کريم، همان معرفت آفاقي و انفسي خداوند است، از بهترين راه هاي شناخت خداي متعال و رسيدن به توحيد او است.


    البته تنها کاربرد انسان شناسي و جهان شناسي در جهت معرفت خداوند نيست، اين دو شناخت علاوه بر آن، نيازهاي شناختي فراواني را براي انسان در زندگي فردي، اجتماعي، اخلاقي، و حتي سياسي تامين مي کند.


    پس از آن اين پرسش برايش مطرح مي شود که سير حرکت اين جهان به سوي چه هدفي است و سرانجام انسان چه خواهد بود؟


    معلوم است که ما در اين جهان براي هميشه زندگي نمي کنيم و به زودي بايد به سراي ديگري رخت بربنديم، بنابراين براي انسان اين پرسش پديد مي آيد که هدف چيست؟، مقصد کجا است و چه عاقبتي در انتظار آدمي است؟ با طرح اين سوال به مباحث معاد شناسي روي مي آوريم و در باره سرانجام خود به مطالعه و تفکر خواهيم پرداخت.


    و در نهايت پس از اينکه موضع گيري انسان در بخش جهان بيني روشن شد، در صورتي که در اين مسير رهزن نيابد و از راه راست خداشناسي و توحيد منحرف نشود و به بينش الهي معتقد گردد، احساس مسئوليت بزرگي را بر دوش خود حس مي کند و در مي يابد که بايد به گونه اي زندگي اين جهاني خود را سامان دهد که در عوالم بعدي همچون عالم برزخ و آخرت، اولا دچار کمبود و عوارض ناشي از آن نشود و ثانيا موقعيت مناسبي براي حيات جاودانه خويش آنچنان فراهم آورد که دچار حسرت نگردد، از آن روي به شناخت دين که همان برنامه عملي زندگي انسان براي دست يابي به اهداف فراطبيعي و اخروي است روي مي آورد.


    پيش فرض وجود و حقانيت اديان اعتقاد به بعد متافيزيکي انسان و جهان و وجود معاد است، زيرا تنها در اين صورت است که انسان جاودانه تعريف مي شود و براي تحقق اين جاودانگي و سعادت ماندگار، خويش را نيازمند روشي مي بيند که در اين راستا راهبرد ، کارايي و کارآمدي لازم و کافي را داشته باشد.


    در ذيل مباحث ديني سوال مهم ديگر اين است که چرا اسلام؟ و چرا تشيع؟ زيرا اديان تاريخي فراوان اند و مذاهب گوناگوني براي پيروي وجود دارند که معلوم نيست همگي آن ها کارآمد باشند، بنابراين در اين زمينه نيز بايد انتخاب کرد.


    هر يک از شاخه هاي علوم نظري و منازل سير و سلوک شناختي، يعني خداشناسي، انسان شناسي ، جهان شناسي ، معاد شناسي و دين شناسي، پاسخ گوي سوال هاي فراواني در زير مجموعه خود است که بايد در همان حوزه مطرح و توسط دانش پژوه پاسخ يابي شود .


     


    شاخه هاي مطالعات اعتقادي و بنيادين:


    1-     خدا شناسي.


    2-     انسان شناسي.</