سير مطالعات اخلاقي:
موضوعاتي که در اين زمينه مورد مطالعه قرار مي گيرند عبارتند از :
1- خودشناسي و خودسازي:
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند. هر قوم نيست صاحب اخلاق مردني است.
اولين و مهمترين وظيفه اي که هر کسي در زندگي به عهده دارد، ساخت هويت و شخصيت خود است، بنابراين عرصه اخلاق و خودسازي مهمترين عرصه مورد نياز انسان در زندگي است.
دين داراي چند عرصه اعتقاد، اخلاق و احکام عملي فردي و اجتماعي است، ولي از اين ميان عرصه اخلاق ريشه اي ترين و با اهميت ترين عرصه اي است که انسان در آن رشد مي کند و به شکوفايي مي رسد.
علم اخلاق اسلامي به عنوان اشرف علوم ديني، به صورت استراتژيک برنامه کلي سير تکاملي را به انسان نشان مي دهد. آدمي براي اينکه شکوفا شود، به اعتقاد و عمل نياز مبرم دارد، ولي اين فرايند به طور مستقيم در عرصه اخلاق برنامه ريزي و پي گيري مي شود.
اخلاق اسلامي اولا به انسان مي آموزد که هويت خويش را به درستي باز شناسد و سپس راه مديريت صحيح زندگي طبيعي و روش تقويت حيات عقلاني و احياي زندگي عرفاني را به او ياد مي دهد.
در مسير سلوک و خودسازي اولين ضرورت اين است که انسان خودش را پيدا کند و عواملي که باعث مسخ هويت انساني و الهي او شده و آدمي را دچار خود فراموش نموده اند را کنار بزند و سپس هويت خودش را احيا کند و با طي کردن مراحل کمال انساني به سعادت جاودان برسد .
انسان در مسير خودسازي در درجه اول بايد بکوشد انسان شود و سپس به کمال در انسانيت دست يابد و اين دو مرحله در عرصه اخلاق اسلامي و خودسازي برنامه ريزي مي شود.
انسان مظهر خداوند و برترين مظاهر هستي است و هر چه از کمال در او شکوفا مي شود از ناحيه مبدا کمال يعني خداي متعال به او داد مي شود ، بنابراين بدون ارتباط پرستش گرانه با حق تعالي و اطاعت و عبادت او هرگز راه به جايي نمي برد و اگر هم به پيشرفت هايي در زندگي مادي و عقلاني دست يابد ، برايش کمال آور نخواهد بود ، زيرا کمال انسان تنها با قرب به خداوند تعريف و تفسير مي شود و راه ديگري ندارد .
معنويت و ارتباط با خداوند به عنوان کمال مطلق، منبع و منشا فيض هستي، در مسير خودسازي، همراه با مديريت حيات طبيعي، باز کردن زنجير هاي اسارت دنيا، کنار زدن عوامل بي هويتي ، رفع غفلت و خود فراموشي و در کنار احياء هويت انساني و حيات عقلاني، مسيري است که سعادت انسان در گرو پيمودن آن است.
در اين حوزه مسايل و اطلاعات بسيار گسترده اي وجود دارد که در حقيقت همان مسايل و آموزه هاي درون ديني اسلام در زمينه مديريت صحيح حيات طبيعي، تقويت حيات معقول انساني و احياي زندگي عرفاني و ارتباط با خداوند است.
3- اخلاق خانواده : در ابتداي زندگي مهمترين قسمت شخصيت انسان در خانواده شکل مي گيرد . کانون خانواده جامعه کوچکي است که افراد آن به سه طبقه و در سه نقش عهده دار مسوليت و صاحب حق اند ، نقش پدر ، نقش مادر و نقش فرزندان ، وظايفي که هر يک به عهده دارد و حقوقي که در قبال اين وظايف بايد رعايت
شود . بنابراين عمده ترين مسايل مربوط به کانون خانواده ، 1-نقش ارکان خانواده ، 2- وظايف آنها و 3- حقوق ايشان است. اطلاعاتي که انسان در اين حوزه نياز دارد نيز پاسخ گوي همين مسايل است .
تاثير گزاري مناسب ، تاثير پذيري صحيح ، مديريت کانون خانواده و موفقيت آن در تامين آرامش و آماده سازي بستري مناسب براي رشد و شکوفايي اعضاي آن مستلزم داشتن دانش فراوان و اطلاعات گسترده اي است که بايد از طريق مطالعه و استفاده از تجربه ديگران تامين شود .
به هر ميزان که خانواده عالمانه و آگاهانه اداره شود ، مي تواند مهد آرامش بيشتر و شکوفايي فزون تري براي اعضاي آن باشد و در صورتي که افراد آن از دانش لازم در تنظيم مناسبات خود برخوردار نباشند ، ثمرات رضايت بخش نخواهد داشت .
4- اخلاق اجتماعي : پس از خانواده و در ادامه راه زندگي، بيشتر استعدادهاي انسان در عرصه روابط اخلاقي او با ساير انسانها شکوفا مي شود و شخصيت و صفات باطني او در بستر مناسبات اجتماعي اخلاقي شکل مي گيرد ، بنابراين تنظيم صحيح اين مناسبات و داشتن روابط اخلاقي سازنده با افراد جامعه چه در جهت اثر پذيري از ديگران و چه در نقش اثر گذاري بر محيط بسيار مهم و سر نوشت ساز است.
البته تمامي اديان تاريخي و مکاتب الهي و بشري توجه ويژه اي به اخلاق اجتماعي و روابط ميان انسان ها داشته اند ولي از اين ميان به خصوص دين اسلام در جهت تقويت و تحکيم برادري ، پيوند عاطفي ، وحدت و يگانگي ، حفظ حقوق و آداب رفاقت و معاشرت آموزه ها و راهبرد هاي فراواني را به بشريت عرضه کرده است . ارزش هاي اخلاقي اي که به سلامت و آرامش حيات فردي و اجتماعي انسان منتهي مي شود و بستر بسيار مناسبي را براي رشد و شکوفائي شخصيت او فراهم مي آورد .
تنظيم صحيح اين روابط و برخورد مناسب با چالش هايي که احيانا در روابط اجتماعي پديد مي آيد ، داشتن پيوند عاطفي و منطقي با افرادي که با آنها سروکار داريم و از اين طريق ساختن شخصيت باطني و تنظيم ملکات اخلاقي خود ، نيازمند داشتن اطلاعات فراواني است که در اين مقطع از سير مطالعاتي بدان خواهيم پرداخت .
5- اخلاق حرفه اي: علاوه بر اصول عمومي اخلاق و خودسازي، در عرصه مشاغل اجتماعي و روابط کاري افراد جامعه، هر شغلي نياز به تبيين اصول اخلاقي خاصي دارد که تحت عنوان اخلاق حرفه اي مانند اخلاق پزشکي و اخلاق مديريت، عرضه مي شود.
در اين رابطه صاحبان حرفه بايد با اصول اخلاقي حرفه خود آشنا باشند، تا در کل، جامعه اسلامي به صورت يک اجتماع اخلاقي در آيد و زيبايي هاي اخلاق در آن نمود عيني پيدا کند. در سايه اخلاق است که تخصص با تعهد مي آميزد و زندگي اجتماعي انسان رضايت بخش و قابل تحمل مي شود.
عرصه هاي مطالعات اخلاقي و عرفاني:
- خودشناسي.
- خودسازي و سلوک.
- اخلاق خانواده.
- اخلاق اجتماعي.
- اخلاق حرفه اي.
1-4-87