ايمان برهنه است و جامه آن تقوا و زيورش حيا و دارايي اش فقه و ميوه اش دانش است . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
کل بازديدها:----29747---
بازديد امروز: ----37-----
  • به آموزه خوش آمديد.
  • آسيب شناسي فرهنگي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي و خودسازي ) AMOOZEH.IR
     
     
  • آشنايي با مدير
    به نام خداي هستي بخش. بنده سيد مصطفي علم خواه، دانش آموخته حوزه علميه، حدود سال شصت وارد حوزه علميه شدم، پنج سال در مدرسه مجتهدي تهران و سپس در حوزه علميه قم مشغول تحصيل هستم، تاکنون دوره هاي مقدمات، سطح، خارج فقه و اصول، دوره علوم عقلي، فلسفه و عرفان نظري را طي کرده ام و هماکنون در زمينه پاسخ گويي به سوالات دانشجويان در اداره مشاوره نهاد رهبري در دانشگاه ها، مشغول خدمت به جوانان عزيز هستم.قصد دارم به اميد خدا در اين وبلاگ در زمينه زندگي تئوريک، يعني زندگي بر اساس تئوري مشخص انسان شناسانه و دين شناسانه تئوريزه شده اطلاع رساني کنم..شماره تماس:09192530040
    آسيب شناسي فرهنگي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي  و خودسازي ) AMOOZEH.IR

  • پيوندهاي روزانه
  • لوکوي دوستان من
  • اوقات شرعي
  • :جستجو
    مشترک شويد!

    نام:

    ايميل:

     

  • آشنايي با وبلاگ آموزه [2]
    حيات معقول انساني [3]
    زندگي عرفاني [6]
    فلسفه زندگي [7]
    دين و زندگي [3]
    هويت و زندگي خداوند [3]
    شناخت گوهر انساني [2]
    ساختار هويت انسان [2]
    پرورش گوهر انساني
    تعريف خودسازي [7]
    تعديل هويت بشري
    تقويت هويت انساني [4]
    تقويت هويت الهي [8]
    اخلاق اجتماعي [4]
    روش خودسازي [2]
    بازسازي هويت الهي [3]
    تاريخ و سيره [8]
    سير مطالعات اسلامي [20]
    آسيب شناسي اجتماعي [3]
    آسيب شناسي فرهنگي
    درمان خودارضايي [9]
    همسر يابي [7]
    گوناگون
    زندگي شخصيت ها
    مناسبت هاي ديني
    مردم شناسي ارزشي
    حوزه و دانشگاه
  • مشاوره و گفت و گو
  • + مديريت تئوريک
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه سه‏شنبه 3/2/1387 ساعت 9:52 عصر

    از جلوي درب پژوهشکده حوزه و دانشگاه مي گذشتم، چشمم به بنري افتاد که در آن همايش مديريت استراتژيک فرهنگي را اعلام و براي تشکيل آن فراخوان کرده بود. به نظرم رسيد که آنها از يک نکته مهم غافل هستند، بنابراين تصميم گرفتم اين مطلب را بنويسم.


    ضعف تئوريک مديريت فرهنگي:


    امروزه بيشتر در مورد مديريت استراتژيک فرهنگي يا اقتصادي و يا سياسي بحث مي شود و همايش و سمينارها بيشتر ناظر به اين مرحله از مديريت است، غافل از اينکه قبل از طرح اين نوع مديريت بايد درباره مديريت تئوريک سخن گفت.


    مشکل مديريت امروزي جوامع و از جمله کشور ما بيشتر ناشي از نداشتن يک تئوري جامع نگر نظري پشتيبان است. در برنامه هاي کشوري نهايتا در مورد استراتژي و راهبرد کلي چند ساله مثلا، تصميم گيري مي شود،‌ ولي در مورد داشتن تئوري و مشاوره با تئوريسين ها اهتمام جدي وجود ندارد.


    التبه در مورد داشتن تئوريسين هم با کمبود جدي مواجه هستيم. حوزه تئوري به خصوص در اين روزگار با چالش هاي فراوان و سردرگمي بسياري روبرو است. ما تئوري هاي نظري در مورد جهان بيني و زندگي انسان را معمولا از فلسفه مي گيريم، در حالي که فلسفه کنوني و کساني که ذهن فلسفي دارند، حتي در فلسفه دان هاي اسلامي، به هيچ وجه قابل اعتماد نيستند و اين حالت ناشي از مشکل ذهن گرايي و خرافاتي است که در فلسفه وجود دارد. عرفان نظري تئوري جامع تر و واقعي تري را نسبت به هستي عرضه مي کند، ولي در اين زمينه هم مشکلات فراواني وجود دارد،‌ اولا عرفان نظري بايد توسط شيعه ويرايش و پردازش شود تا مشکلات ناشي از ذهنيت کلامي عرفاي اهل سنت از آن پاک گردد و ثانيا به عنوان يک انديشه تئوريک به آن نگاه شود و انديشه مندان با بدبيني و عدم درک از کنار آن بي توجه عبور نکنند.


    در زمينه مديريت تئوريک در غرب شکل کار خوب است، غربي ها مشکل تئوري ندارند، از نظر روش آنها از ما کاملتر عمل مي کنند، يعني راهبردهاي اجتماعي شان تئوريک است، تصميم گيري هاي کلي و جزئي آنها در عرصه سياست و فرهنگ و جامعه از انديشه شروع مي شود و در غرب فيلسوفان هستند که جوامع را هدايت مي کنند.


    در اين نوع جوامع شکل کار خوب است، ولي محتواي آنها مشکل جدي دارد. مشکل آنها نداشتن تئوري نيست، آنها تئوري دارند، ‌منتها تئوري آنها ناقص، محدود و مادي گرا است، در نتيجه، تمامي برنامه هاي راهبردي فرهنگي و اجتماعي آنها انسان ها را به سمت مادي گرايي و فرهنگ مادي سوق مي دهد.


    ولي در جوامع مسلمان وضعيت بسيار پيچيده است. ما فلسفه و جهان بيني الهي داريم، ولي اولا در اين زمينه تئوري کامل و جامعي وجود ندارد، متکلم و فيلسوف و عارف هر کدام نظريه خاصي را در مورد حقيقت، هستي و زندگي انسان ارايه مي دهند و نظم تئوريک پذيرفته شده اي در عرصه انديشه و جامعه وجود ندارد. ثانيا راهبرد هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و مانند آن از تئوري پردازي اسلامي ناشي نمي شود. اينگونه راهبردها عموما مستقل از انديشه اسلامي و در اغلب موارد تحت تاثير آموزه هاي ترجمه شده غربي ارايه مي شود.


    به عبارت ديگر ما هم مشکل شکلي داريم و هم مشکل محتوايي. اولا رابطه ايدوئولوژي با جهان بيني آنچنان که بايد برقرار نيست، نظامات راهبردي و اجرايي، از نظامات انديشه اي جداگانه حرکت مي کنند، جامعه فکري و فرهنگي توسط فيلسوف و عارف واقعي و تئوريسن رهبري نمي شود و ثانيا در خود فهم جهان بيني دچار چند گانگي و ذهنيت گرايي و مشکلات معرفتي فراواني هستيم که فلسفه ما را منزوي و از صحنه جامعه خارج کرده است.


    البته در اين زمان امام خميني رض يک تئوريسن بود و با قدرت تئوريک خود توانست انقلاب اسلامي را رهبري کند و حکومت اسلامي تشکيل بدهد. اصولا تشکيل يک نحله جديد در انديشه و يا سياست و حکومت کار تئوريسين است و امام خميني با فهم تئوريکي که از دين و هستي داشت در اين روزگار توانست حکومت جمهوري اسلامي، يعني مردم سالاري اسلامي را به عنوان يک سياست و روش حکومتي جديد به جهانيان عرضه کند.


    ولي خوب امثال امام خميني رض خيلي کم هستند و نبايد از هر کسي که اندکي فلسفه يا عرفان خوانده توقع داشت که بتواند يک تئوريسين ماهر و کامل باشد. در اين روزگار ما با مشکل جدي کمبود تئوريسين مواجه هستيم. البته کساني که ادعاي آن را داشته باشند، فراوان اند، ولي کساني که به حقيقت از جامع و کلان نگري هستي شناسانه، دين شناسانه و انسان شناسانه برخوردار باشند، بسيار نادر الوجودند.


    مديريت فرهنگي در راس همه مديريت ها است. اگر مديريت فرهنگي تئوريک باشد،‌ آنگاه مي توان توقع داشت که مديريت هاي ديگر که زير مجموعه فرهنگ هستند، تئوريک و جامع نگر شوند.


    مشکل امروز جامعه ما اين است که فرهنگ کشور نهايتا دست تکنيسين ها افتاده و رهبري تئوريک قابل اعتنايي در آن ديده نمي شود. هنر اسلامي و فرهنگ اسلامي داريم، ولي هيچگونه تعريف واقعي و تئوريکي از اسلامي بودن در دست نيست.


    مي خواهيم دانشگاه اسلامي داشته باشيم، ولي اسلامي کردن دانشگاه يک کار تئوريک است. به خاطر همين هم نابساماني بسيار زيادي در اين عرصه به چشم مي خورد و ما حتي هنوز نتوانسته ايم فلسفه حجاب و پوشش را به درستي و به صورت تئوريک براي نسل جوان بيان کنيم تا اين نسل با آرامش و آگاهي خود انتخاب گر ارزش هاي فرهنگي اسلام باشد.


    دين گريزي امروزي جوان ها و جوامع انساني عمدتا به خاطر اين است که دستگاه هاي فرهنگي و فرهيختگان و انديش مندان جامعه در بيان تئوريک زندگي انسان و هدف آن دچار ضعف هستند. موسساتي که دائم در پي تعيين راهبرد و استراتژي در بخش هاي مختلف جامعه هستند، فراوانند و تلاش هاي زيادي هم انجام مي شود، ولي تا زماني که اين تلاش ها توسط انديش مندان و تئوري شناسان اسلامي هدايت نشود، به جاي خوبي نخواهد رسيد.


    3-2-87 


        نقد و نظر جنابعالي