آسيب شناسي خود ارضايي:
آسيبهاى ناشى از خودارضايى به گونههاى مختلفى تقسيمپذير است که به اختصار به برخى از آنها اشاره مىشود:
يک. آسيبهاى جسمانى:
يکى از روشهاى شناخت پيشرفت بيمارىها در پزشکى، مرحلهبندى علايم بيمارى است. براين اساس، برحسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايى، سه مرحله بيان شده است:
1. مرحله مشکل ساز .
در افرادى که مدتى است گرفتار خودارضايى شده اند، زودرس ترين عوارض ناشىاز خودارضايى عبارت است از:
الف. خستگى و کوفتگى .
ب. عدم تمرکز حواس .
ج. ضعف حافظه .
د. استرس و اضطراب .
2. مرحله گرفتارى شديد .
بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است که شدت ابتلاى وى يا مدت آن بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدترى ظاهر شده است:
الف. خستگى و کوفتگى .
ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقى .
ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجى .
د. کمردرد .
ه. نازک شدن موها .
و. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى .
ز. بىخوابى يا بدخوابى و مشکلات مشابه .
3. مرحله گرفتارى بسيار شديد يا حالت اعتياد .
الف. خستگى و کوفتگى .
ب. ريزش شديد موها .
ج. تارشدن ديد چشمها .
د. وز وز گوش .
ه. انزال زودرس و غيرارادى يا خروج منى به صورت قطره قطره .
و. درد کشاله ران و ناحيه تناسلى .
ز. دردهاى قولنجى در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه .
نحوه پيدايش عوارض
در دانش پزشکى، روند پيدايش علايم يک بيمارى و چگونگى بروز عوارض و نشانههاى کلينيکى، در شناخت هر چه بيشتر يک بيمارى بسيار مهم است و مىتواند پزشک را در تشخيص و درمان بهتر بيمارى و مريض را در پيشگيرى کمک کند. به اين دليل مناسب است درباره نحوه پيدايش برخى از عوارض خود ارضايى که در به آن اشاره شد بيشتر به آن توضيح داده شود تا خواننده عزيز با روند پيدايش اين عوارض، يا به اصطلاح پاتوفيزيولوژى آن آشنا شود.
1. خستگى و کوفتگى: انقباض شديد و يک مرتبه تمام عضلات بدن در جريان انزال (ارگاسم يا اوج لذت جنسى)، باعث مصرف سريع مواد غذايى ذخيره شده در عضلات و به طور عمده کاهش گليکوژن (ماده اصلى لازم براى توليد انرژى عضلانى) مىشود. خستگى عضلانى تقريبا با سرعت تهى شدن عضلات از گليکوژن رابطه مستقيم دارد و هرچه اين سرعت بيشتر باشد، خستگى بيشتر استفيزيولوژى گايتون، ترجمه دکتر فرخ شادان، تجديد نظر هفتم، 1986 (تهران: چهر، 1365)، ج 1، ص 313.. در خودارضايى، به علت انقباضهاى مکرر عضلات بدن، ذخاير گليکوژن عضلات به سرعت تمام مىشود و خستگى و کوفتگى هميشه از عوارض بديهى آن است.
2. ريزش مو: خودارضايى به تدريج با تغييرات هورمونى و شيميايى که در بدن ايجاد مىکند، باعث افزايش هورمون جنسى مردانه؛ يعنى، تستوسترون به دى هيدرو تستوسترون مىشود که از عواقب بالا بودن ماده DHTدر خون، ريزش موها و تاسى و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشى از آن در پيرى است.
3. خود ارضايى مکرر باعث تحريک بيش از حد سيستم عصبى پاراسمپاتيک و افزايش تخليه اَسِتيل کولين از انتهاى اين رشته ها در مغز مىگردد که اين خود باعث پارهاى از عوارض جسمانى و روانى، چون حواسپرتى ، کمى حافظه ، عدم تمرکز حواس، سياهى رفتن چشم و در نهايت تارى ديد مىشود. تمام اين علامتها ناشى از تغيير تعادل ميزان مواد شيميايى موجود در مغز است که بين سلولهاى عصبى رد و بدل مىشود و انتقال پيامهاى مختلف را بر عهده دارد.
4. برخى نيز بر اين عقيدهاند که علت بروز اختلالات مغزى (مانند حواس پرتى، عدم تمرکز حواس و کاهش حافظه) ناشى از ظرفيت عظيمى از انرژى بدن است که در هر بار انزال، تخليه شده و هدر مىرود؛ زيرا مايع منى حاوى مقدار بسيار زيادى DNA(هسته 400-300، اسپرمى که در هر انزال خارج مىشود)، RNA آنزيمها، پروتئينها، مواد قندى، لسيتين ، کلسيم، فسفر، نمکهاى بيولوژيک، تستوسترون و... است. اين ذخاير عظيم انرژى - که بايد در بدن براى رشد و تقويت بخشهاى مختلف مورد استفاده قرار گيرد - بيهوده و به طور مکرر از بدن خارج مىشود و هر کدام عوارضى را به دنبال مىآورند.
براى مثال از آنجا که سلولهاى خونى و پلاکتها در مغز استخوانها توليد مىشود و به تکامل نهايى مىرسد و براى توليد آنها نيز انرژى بسيار زيادى مورد نياز است؛ در افراد گرفتار خودارضايى، تکامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلولهاى خونى با مشکل مواجه شده و منشأ کم خونى، ضعف و خستگى در اين افراد است. نيز دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزالهاى مکرر، باعث کاهش ذخاير اين مواد مىشود که مواد حياتى براى سلامتى سلولهاى عصبى هستند و در نتيجه اختلال عملکرد سيستم عصبى، مانند حواس پرتى، عدم تمرکز حواس و... بروز خواهد کرد.
دو. آسيبهاى روحى و روانى
ضعف حافظه و حواسپرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشهگيرى، افسردگى، بىنشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، بداخلاقى و تندخويى، کسالت دائمى و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهاى روانى و روحى خودارضايى است. شرح پارهاى از اين موارد در مباحث گذشته روشن شد.
سه. آسيبهاى اجتماعى
ناسازگارى خانوادگى، بىميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزّت، پاکى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگى مشترکجهت آگاهى بيشتر نگا: قائمى، على، خانواده و مسائل جنسى کودکان، (تهران: انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهورى اسلامى ايران، چاپ دهم، 1376)..
چهار. آسيبهاى معنوى و اخروى
هيچ يک از آسيبهاى پيش گفته، به اهميت آسيبهاى معنوى نيست؛ زيرا آسيبهاى معنوى، جان و دل و به عبارت ديگر کنه حقيقت وجود آدمى را تباه مىسازد. خودارضايى از نظر دين يک گناه است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مىنهد: «کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا يَکْسِبُونَ»؛ مطففين (83)، آيه 24.؛ «چنين مباد! بلکه اعمال (ناشايست) دلهاى آنان را زنگار زده است».
زنگ يا زنگار در اشياى مادى، همان چيزى است که روى فلزات و اشياى قيمتى مىنشيند و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتنِ شفافيت و درخشندگى آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است.
علامه طباطبايى در تفسير الميزانطباطبايى، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، (تلخيص)، (قم: دفتر انتشارات اسلامى، بىچا، بىتا)، ج 20، ص 385. مىفرمايد: از آيه شريفه سه نکته استفاده مىشود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتى به نفس و روح انسان مىدهند؛
2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است که نفس آدمى حق و حقيقت را درک کند؛
3. نفس آدمى به حسب طبع اوليهاش صفا و جلايى دارد که با داشتن آن، حق را آن طور که هست درک مىکند.
همچنين آسيبهاى معنوى جهان گذران را در مىنوردد و اگر اصلاح نگردد، حيات جاودان آدمى را در معرض تباهى و شوربختى قرار مىدهد. از اين رو نصوص دينى نسبت به آن هشدارهاى لازم را دادهاند. پيامبر اکرمصلى الله عليه وآله وسلم در اين باره مىفرمايد: «ناکح الکف ملعون»؛رى شهرى، محمد، ميزان الحکمة، ج 12، ص 5654.؛ «ملعون است کسى که خودارضايى کند».
امام صادقعليه السلام نيز مىفرمايد: «با سه گروه خداوند در روز قيامت سخن نمىگويد و پاکشان نمىخواند و عذابى دردناک دارند، از آن سهاند، خودارضايى کننده و کسى که لواط دهد»همان، ح 19049..
در روايات ديگرى امام صادقعليه السلام خودارضايى را گناه عظيم و مورد نهى الهى معرفى فرموده استهمان، ح 19050..