سپارنده دانش نزد غير اهل آن، مانند آويزنده گوهر و مرواريد و طلا برگردن خوکان است . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
کل بازديدها:----29747---
بازديد امروز: ----37-----
  • به آموزه خوش آمديد.
  • بازسازي هويت الهي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي و خودسازي ) AMOOZEH.IR
     
     
  • آشنايي با مدير
    به نام خداي هستي بخش. بنده سيد مصطفي علم خواه، دانش آموخته حوزه علميه، حدود سال شصت وارد حوزه علميه شدم، پنج سال در مدرسه مجتهدي تهران و سپس در حوزه علميه قم مشغول تحصيل هستم، تاکنون دوره هاي مقدمات، سطح، خارج فقه و اصول، دوره علوم عقلي، فلسفه و عرفان نظري را طي کرده ام و هماکنون در زمينه پاسخ گويي به سوالات دانشجويان در اداره مشاوره نهاد رهبري در دانشگاه ها، مشغول خدمت به جوانان عزيز هستم.قصد دارم به اميد خدا در اين وبلاگ در زمينه زندگي تئوريک، يعني زندگي بر اساس تئوري مشخص انسان شناسانه و دين شناسانه تئوريزه شده اطلاع رساني کنم..شماره تماس:09192530040
    بازسازي هويت الهي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي  و خودسازي ) AMOOZEH.IR

  • پيوندهاي روزانه
  • لوکوي دوستان من
  • اوقات شرعي
  • :جستجو
    مشترک شويد!

    نام:

    ايميل:

     

  • آشنايي با وبلاگ آموزه [2]
    حيات معقول انساني [3]
    زندگي عرفاني [6]
    فلسفه زندگي [7]
    دين و زندگي [3]
    هويت و زندگي خداوند [3]
    شناخت گوهر انساني [2]
    ساختار هويت انسان [2]
    پرورش گوهر انساني
    تعريف خودسازي [7]
    تعديل هويت بشري
    تقويت هويت انساني [4]
    تقويت هويت الهي [8]
    اخلاق اجتماعي [4]
    روش خودسازي [2]
    بازسازي هويت الهي [3]
    تاريخ و سيره [8]
    سير مطالعات اسلامي [20]
    آسيب شناسي اجتماعي [3]
    آسيب شناسي فرهنگي
    درمان خودارضايي [9]
    همسر يابي [7]
    گوناگون
    زندگي شخصيت ها
    مناسبت هاي ديني
    مردم شناسي ارزشي
    حوزه و دانشگاه
  • مشاوره و گفت و گو
  • + قدرت ترک گناه 2
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه يکشنبه 2/4/1387 ساعت 9:59 صبح

    دستور العمل:


    1- ترک زمينه گناه: اين خود زيرمجموعه‏اى دارد که مهمترين آن عبارت از است:


     کنترل چشم: دقيقا بايد مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و کلاً هر آنچه که شهوت‏انگيز است، نگاه شود. امام صادق(ع) فرمود: نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد» 6 تا حد امکان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد.


     کنترل گوش: بايد از شنيدنى‏هايى که ممکن است به حرام منجر شوند و زمينه‏ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند موسيقى حرام، صداى شهوت‏انگيز نامحرم و... .


    ترک مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى که باعث مى‏شوند انسان گناه را مزمزه کند، در واقع دشمن هستند و بايد از آنها پرهيز کرد.


    از امام سجاد(ع) نقل شده: حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج کس را نهى فرموده: کذاب، گناهکار، بخيل، احمق و کسى که قطع رحم کرده است». 7


    البته اينها از مهمترين زمينه‏هاى گناه هستند که بايد ترک شوند ولى کلاً هر چيزى که زمينه گناه را فراهم مى‏کندبايد ترک شود.


    2- ترک فکر گناه: ترک زمينه گناه سهم به سزايى در ترک فکر گناه دارد ازاين‏رو هر چه بيشتر و دقيقتر زمينه گناه ترک شود فکر گناه کمتر به سراغ انسان مى‏آيد. اين فکر گناه است که شوق در انسان ايجاد مى‏نمايد و بعد از شوق اراده‏ى عمل سپس خود گناه محقق مى‏شود، مسلما تا اراده و شوق و ميل نسبت به کارى نباشد انسان مرتکب آن کار نمى‏گردد.


    سعي نماييد فکر گناه را به ياد خداي تبديل نماييد، زيرا ياد خدا عامل گناه زدايي از ذهن، ضمير و عمل انسان خواهد شد و جديت و موفقيت در اين امر پيروزي بزرگي براي انسان است. ياد خدا در واقع دفع دشمن شيطان و نفس از همان خاکريز اول است . قرآن مجيد در وصف پارسايان مي فرمايد: پرهيزگاران چون گرفتار وسوسه شيطان شوند هماندم متذکر (ياد خدا) شده و بصيرت يابند. 8


    3- اشتغال به برنامه شبانه‏روزى: حتما بايد شبانه‏روز خود را با برنامه‏ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر کنيد و هيچ ساعت بيکارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول کند. در اوقات بيکارى وسوسه‏هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى‏آيد و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مى‏کشاند اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: براستى و حقيقت که اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى‏کند در نتيجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏کشاند». 9


    4- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى‏کند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فکر گناه هم کم‏رنگ مى‏شود. امام جعفر صادق (ع) فرمودند: هرگاه شکم پر شود طغيان مى‏کند. 10 مفهومش اين است اگر شکم بر نشود طغيان نمى‏کند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است.


    تذکر اين نکته بسيار ضرورى است که اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى کارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج‏شنبه باشد نه بيشتر، ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود.


    5- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش‏هايى باشد که براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حرکت‏هاى کششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد.


    6- ياد مرگ و قيامت: ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى‏سازد و انسان را از گناه و فکر گناه باز مى‏دارد آنچه که بسيار مهم است اين است که اولاً اين فکر هر روز و مستدام باشد اگر شبانه‏روزى نيم‏ساعت باشد کافى است ثانيا در مکان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مکان خلوت خود محيط قبرستان باشد به هر گونه که اين فکر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد بسيار مطلوب است مثلاً يکى از کيفيت‏هاى فکر در مرگ را يکى از بزرگان چنين مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امکان مثل يک فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند که همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى که خويشان و نزديکان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شيرينى‏ها وداع مى‏کند و... همه و همه را به خوبى تأمل کند تا دل بلرزند و چشم بگريد.


     اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: ياد کنيد (مرگ را) درهم کوبنده لذات را و تيره و تلخ کننده شهوات را و دعوت کننده جدايى‏ها را». 11


    سخن آخر اين است که اين دستورات وقتى نتيجه مى‏بخشد که هر چه دقيق‏تر به آن عمل شود زمان نتيجه آن بستگى به شرايط و خصوصيات افراد دارد.


    چند توصيه:


    يک) هيچ گناهي را کوچک نشماريد.


    دو) در ابتداي روز با خداي متعال شرط کنيد که گناه نکنيد و در طول روز مراقب اعمال و رفتار خود باشيد و در پايان روز از خويش حساب بکشيد. اگر از عملکرد خويش راضي بوديد، خداي را شکر گوييد و در صورتي که راضي نبوديد، بر خويش سخت بگيريد.


    سه). بدانيد که همواره در محضر خداي بزرگ هستيد ، او بر شراشر وجود شما اشراف دارد و از ظاهر و باطن شما آگاه است.


    چهار) از خداوند با دعا و نيايش استعانت و استمداد بجوييد، زيرا که خود فرمود: اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هيچ کدام به فضيلت و تزکيه روي نمي آورديد. 12  


    پنج) اعمال و عادات نيکو را جايگزين رفتار ناپسند نماييد; مانند شرکت دائمي در نماز جماعت، نماز شب، زيارت اهل قبور و دعا. قرآن کريم مي فرمايد: خوبي ها سرانجام ميدان را بر بدي ها تنگ خواهد کرد و آنها را از بين خواهد برد. 13  


     شش) مطالعه پيرامون زندگي پارسايان و زاهدان و مطالعه کتب اخلاقي ر فراموش نکنيد. 


     


    پاورقي:


    1- ( کافي، ج2، 136) 


    2- ( فاطر، 28)


    3-       (علق، آيه 14)


         4- (احزاب، آيه 41)


    5- (تفسير مجمع البيان، ج9 ص212، به نقل از تفسير نمونه، ج23 ص194)


    6- (سفينة‏البحار، شيخ عباسى قمى، ماده نظر).


         7- (همان، ماده صحب).


        8- ( اعراف, آيه 201)


        9-. (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 544، ح 4).


        10- (المحجة‏البيضاء، ملا محسن فيض کاشانى، ج 5، ص 150).


        11-  (الغرر والدرر، باب الموت، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 2، ص 159)


        12-  (نور، آيه 21)


        13-  (هود، آيه 114)


     


    در اين زمينه ر.ک:


    1-گناه شناسي/ محسن قرائتي.


    2-گناهان کبيره/ شهيد دستغيب.


    3- شهيد دستغيب، قيامت و قرآن (تفسير سوره طور).


        نقد و نظر جنابعالي

  • + قدرت ترک گناه 1
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه يکشنبه 2/4/1387 ساعت 9:58 صبح

    در زمينه گناه و انحراف عملي و زمينه هاي آن مي توان گفت: خطا و گناه آدمى، ريشه در ناآگاهي ، دنيا دوستى ، گرايش افراطى به لذت‏هاى مادى و طبيعى و در ضعف عقلاني انسان دارد.در روايت است که دوستي دنيا سرآمد هر خطا است.1


    بنابراين اگر کسى بخواهد دلش را از گناه خالى کند، بايد با ريشه هاي  آن بستيزد و بکوشد که از شدت محبت دنيا در دلش بکاهد و گرايش به لذت‏هاى طبيعى را در نفس خويش تعديل نمايد و در جهت تقويت آگاهي و عقلانيت خود بکوشد.


     اگر چنين کند، با استعانت از خداى متعال، مى‏تواند دلش را از گناه خالى کند و به جاى آن محبت خداى بزرگ و اولياى او را جايگزين نمايد.


    علماى اخلاق مى گويند: منشا و انگيزه ى گناهان ، سه قوه است : قوه شهويّه، قوه غضبيّه، قوه وهميّه .


    قوه شهويّه ، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى ، مى کشاند، که سرانجامش ، غرق شدن در فحشا و زشتى ها است .


    قوهّ غضبيّه ، انسان را به ظلم، طغيان، آزار رسانى و تجاوز، وادار مى کند.


    قوهّ وهميّه ، برترى طلبى، انحصار جويى، تکبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى کند و او را به گناهان بزرگى وارد مى نمايد.


    اگر با دقت بررسى کنيم در مى يابيم اکثر گناهان (اگر نگوييم همه ى گناهان ) به اين سه قوه باز مى گردند.


    اين سه قوه در وجود انسان لازم است ، ولى اگر کنترل وتعديل نشود و به افراط و تفريط کشانده شود، سرچشمه ى گناهان بسيار خواهد شد.


    براى توضيح بيشتر به اين مثال توجه کنيد: آب ، در عين حال که مايه ى حيات تمامي جانداران از انسان، حيوان و گياه مى باشد، اگر مهار نشود به صورت سيلابي جريان مي يابد و باعث نابودي حيات بشر مي شود ؛ بنابراين حتي اين پديده حيات بخش نيز نياز به سد سازي و مهار دارد و در صورتي براي بشد مفيد خواهد بود که به هنگام نياز در کانال کنترل شده خاصي قرار گيرد و از دريچه مخصوصي، به مقدار نياز، جريان يابد، در غير اين صورت طغيان مي کند و ديوانه وار به باغ ها و کشتزارها و خانه ها سرازير شده و همه را ويران خواهد ساخت.


    در مورد انسان نيز، نيروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است ، ولى اگر اين دو غريزه بر اثر افسار گسيختگى طغيان کنند، موجب بروز جنايات ويرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.


    در نتيجه اگر بخواهيم جامعه را از لوث گناه پاک سازيم ، و يا وجود خويش را از آلودگى گناه ، حفظ کنيم ، راهي جز کنترل و تعديل غرايز و تمايلات نفسانى نداريم .


    البته علاوه بر هواي نفس و نيروهاي غريزي دروني که زمينه افراط و انحراف عمل و گناه را فراهم مي کند، عوامل بيروني همچون شيطان‏هاى انس و جن، جاذبه‏هاى فريبنده دنيا، اطاعت از طاغوت‏ها و سد کنندگان راه خدا و همنشينى با منحرفان نيز در تحريک انسان به سمت گناه نقش دارند.


    براي حل مشکل:


    در درجه اول بايد به اين نکته واقف باشيم که ترک گناه و رعايت تقوي يک فرايند تدريجي و دراز مدت است ، راهي است که بايد با استقامت و تحمل فراوان طي نمود و اينگونه نيست که بتوان يک شبه آن را پيمود و در درجه بعدي بدانيم که راه اصلي آن تقويت مبادي اختيار؛ يعني آگاهي و آزادي در انسان است و بدون آگاهي و اراده قوي و آزاد،  کنترل نهايي نفس براي انسان ممکن نيست.


    حتما توجه داريد که پرسش شما در حقيقت ناظر به کشف راز عصمت در انبياء الهي و عدالت در عالمان وارسته و پارسا است؟ چرا ما دچار گناه مي شويم و آنها نمي شدند؟ چه نيرويي در آنها بوده که باعث مي شوه مصون بمانند؟ چکار کنيم که قادر شويم نفس خود را کنترل نماييد و دچار خطا و گناه نشويم؟


    اگر کمي تامل نماييم در خواهيم يافت که راز عصمت و عدالت، اولا در بينش و آگاهي قطعي و يقيني و ثانيا در ايمان قوي و ثالثا در آزادي آنها از عوامل اسارت بخش و بيماري هاي اخلاقي و رابعا در عنايت خاص الهي به ايشان نهفته است، آنها به اين دليل معصوم بودند که عالم بودند و خويش را از بند هوا و شيطان رها ساخته بودند.


    البته مقام عصمت مطلقه خاص معصومين (ع) است و کسي را ياراي اين مقام نيست، ولي مکانيزم دست يابي به مراتبي از آن اختصاص به ايشان ندارد، هر کس قادر است به مقدار اختيار؛ يعني آگاهي،  آزادي و ايمان خود از عنايت الهي و صفت عدالت و عصمت برخوردار شود.


    در اين زمينه اساسي ترين و مهمترين کاري که بايد انجام دهيم ، تقويت مبادي اختيار است. اگر انسان موفق شود که گزينش هاي خود را از روي آگاهي و آزادي انجام دهد، و به حقانيت و کارايي دين اسلام براي به سعادت رساندن انسان، ايمان داشته باشد، به راحتي خواهد توانست با حاکم نمودن عقل و شرع بر کشور وجودي خويش، نفس را تحت کنترل در آورد و از لغزش و گناه مصون بماند.


    روش اساسي مبارزه با گناه:


    1-  گناه شناسي: مبارزه مستقيم با گناه از طريق شناخت گناهان و تفکر در آثار و عواقب دنيوي و اخروي آنها.


    2- گناه ستيزي: مبارزه اساسي وغير مستقيم با گناه از طريق مبارزه با زمينه هاي گناه و تقويت زمينه هاي صلاح.


    به طور کلي زمينه هاي گناه عبارتند از:


           الف . ضعف شناختي: ريشه تمامي ضعفها ي گرايشي ، اسارتها ، رزايل اخلاقي و گناهان عملي تا حدود زيادي در ضعف شناختي و عقلاني انسان نهفته است، به همين دليل هم راه اصلي اصلاح  و تکامل انسان از شناختن و کسب آگاهي و تقويت عقل آغاز مي شود. قرآن کريم مي فرمايد: انما يخشي الله من عباده العلماء. تنها عالمان از خداوند پروا دارند. 2


           ب . ضعف گرايش ديني : باورهاي غلط ، بي ايماني يا ضعف ايمان و گرايش اعتقادي، زمينه ضعف گرايش عملي و درنتيجه گناه و نافرماني خواهد شد.


           پ . رذايل اخلاقي: رذايل اخلاقي مانند حسد، کبر، خود خواهي، غرور، خود پسندي و مانند آن در بسياري از موارد زمينه گناه را فراهم مي کند.


          ت . ضعف آزادي: اسارت دنيا ، لذت طلبي افراطي،  هواي نفس ، شيطان ، عادت هاي مذموم، دوست بد، تجمل گرايي، مد گرايي افراطي  و مانند آن اراده را ضعيف، شهوت را تحريک و زمينه گناه را در انسان فراهم مي آورد.


    نکته: در يک نگرش کلي و کلان مي توان به اين نتيجه رسيد که زمينه گناه در انسان چيزي جز ضعف شناخت و اراده نيست، بنابر اين در صورتي که انسان موفق شود مبادي اختيار؛ يعني آگاهي و آزادي را در خويش تقويت نمايد، خواهد توانست توسط آن هم ضعف عقلاني خود را جبران نمايد و هم کنترل قواي نفساني خود را در دست گيرد و جسم و جان خويش را از آلودگي و گناه حفظ نمايد، در غير اين صورت راه هايي که به طور معمول ارائه مي شود، چندان کار ساز نخواهد بود.


    .تقويت مبادي اختيار: با توجه به آنچه گذشت، مبادي اختيار در انسان و تقويت آن داراي گزينه هايي به شرح زير است.


         1- تقويت شناخت ، باور و عقلانيت: در زمينه  خود شناسي و دين شناسي و هستي شناسي( خدا و جهان) و معاد شناسي. دراين قسمت ما برآن نيستيم که وارد حوزه هاي معرفتي فوق شويم و بخواهيم در باره آنها بحث نماييم زيرا که مجال آن جاي ديگري است، ولي با طرح سوال هاي کوتاه و پاسخ آنها به گشودن راه کمک مي نماييم.


    الف- چرا بايد خودمان را بشناسيم؟ چون اگر استعداد بي نهايت و ارزش هاي وجودي خود را نشناسيم، هرگز حرکتي نخواهيم کرد، تمام حرکت تکاملي انسان بسته به نوع و عمق شناخت انسان نسبت به ارزشهاي وجودي خود است.


    ب- چرا بايد هستي را شناسايي نماييم؟ چون انسان خلاصه هستي است و با هماهنگ و همراه شدن با هستي و قرب به خداي هستي و رنگ خدايي گرفتن به کمال مي رسد ، اگر هستي را نشناسد نمي داند چه بايد کند به عبارت ديگر انسان قانون کمال را از هستي فرا مي گيرد.


    پ- نقش دين در زندگي انسان چيست؟ اگر چه انسان از هستي مي آموزد و بايد کتاب تکويني حق را مطالعه و مشاهده کند‘ ولي براي مطالعه آن کتاب نياز به شناخت فراواني دارد ‹ مشاهده کتاب تکوين کار هر کسي نيست، خصوصا در ابتداي راه آدمي با زبان هستي آشنا نيست و نياز به مترجم دارد. دين ترجمان هستي است و به نحو بسيار ظريفي انسان را به رنگ هستي در مي آورد. تمام دين در جهت به خدا رسيدن و قرب الهي برنامه ريزي شده است.


    ت- در نهايت دانستن سرنوشت انسان در حيات اخروي و معاد چه کمکي به انسان مي کند؟ معاد و قيامت فرداي زندگي انسان است ، فردايي که بايد آن را بسازد و تا ابديت در آن بماند، بايد بداند ره سپار کدام وادي و مسافر کدام اقليم وجود است ، بايد براي فرداي خود چه توشه اي فراهم کند و چه مقدار به کار و کوشش بپردازد. ببيند با چه کسي مي خواهد همراه و همنشين شود از همين نشئه با او آشنا و همراه شود تا در قيامت با مشکل روبرو نگردد.  


    2- اصلاح صفاتي: اصلاح صفات و ملکات اخلاقي از طريق مبارزه مستمر با رزايل اخلاقي و درمان بيماري هاي قلبي و اخلاقي، مانند آنچه در بالا گذشت با روش بکار گرفتن ضد آن صفات، مطابق با آنچه در کتب اخلاقي آمده است، يکي از مهمترين مراحل خود سازي و رفع زمينه هاي گرايش به گناه است. اين کار باعث خواهد شد که ريشه بسياري از گناهان که رزايل نفساني هستند، از درون انسان پاک شود و آدمي به قلب سليم برسد و روحش آز آلودگي هاي نفساني برکنار باشد.


    3- تحصيل آزادي: کار مهم ديگري که بايد در اين زمينه انجام پذيرد، مبارزه پي گير با عوامل اسارت و تضعيف کننده مبادي اختيار و اراده ( رزايل اخلاقي ، دلبستگي به دنيا و ماديات ، وابستگي هاي بي مورد به اشياء و افراد، عادت هاي بد، سنت هاي غلط، و مانند آن) است. اين مرحله انسان را قادر مي سازد که در يک محيط کاملا آزاد و بدون هرگونه فشار از درون و بيرون، با اراده اي قوي و آگاهي کامل براي سعادت امروز و فرداي خود تصميم بگيرد و در حفظ خويش از گناه و تباهي و کسب سعادت دنيا و آخرت موفق گردد.


    نقش ذکر و ياد خدا:


    ذکر خدا آثار مثبت فراواني دارد. «ذکر» از آن جهت که با ذاکر اتحاد وجودي مي يابد و باعث حضور خداوند در دل و جان مومن است، موجب مي شود که ذاکر خود را در مشهد و محضر خدا حاضر ببيند، و از کمال قرب او بهره مند شود. در نتيجه بر محور حيا از بسياري از افکار پليد و اخلاق زشت و اعمال نکوهيده احتراز مي کند.


    اين که انسان «حيا» را سرلوحه افکار و اعمال خود قرار دهد از مهمترين اهداف تربيتي اسلام شمرده مي شود. خداوند در اولين آيات نازل شده بر پيامبر( صلي الله عليه و آله) روي اين اصل تربيتي تاکيد بسيار نموده، آنجا که مي فرمايد: آيا انسان نمي داند ( و حيا نمي کند) از اين که خدا او را مي بيند؟ 3


    مومن با اين ويژگي در مصاف با اهريمن درون و بيرون که او را به هوي فرا مي خواند و بساط هوس را را به روي او مي گشايد، (بر آنها) پيروز مي شود به طوري که براي دفع هر خطر آلودگي به گناه محفوظ مي ماند يا براي رفع گناه مرتکب شده، تائبانه کوشش مي کند. از سوي ديگر شيطان که عامل نسيان و غفلت از حق است با ذکر خدا رانده مي شود. پس ذکر و ياد خدا يکي از دو اثر مثبت را خواهد داشت: يکي آن که مانع غفلت است و به اصطلاح جنبه دفع خطر دارد و ديگر آنکه نسيان پديد آمده را به توجه تبديل مي کند و به تعبيري جنبه رفع خطر دارد.


    نکته مهمي که درباره ذکر خدا بايد مراعات شود استمرار آن است. شيطان هرگز از تعدي نسبت به انسان صرف نظر نمي کند، بنابراين بايد عامل دفع يا رفع آن نيز استمرار داشته باشد. از اين رو به «ذکر کثير» امر شده است. اي مومنان خداي را بسيار ياد کنيد. 4


    يکي از مهمترين نمونه هاي ذکر، تلاوت قرآن است. سعي کنيد از هر فرصتي براي اين منظور استفاده کرده، آيات قرآن را با توجه به معاني و مفاهيم آن قرائت نمائيد. مخصوصا شبها سوره واقعه را بخوانيد. در باره فضيلت تلاوت اين سوره از پيامبر عظيم الشأن اسلام نقل شده که فرمود: کسي که سوره واقعه را بخواند، نوشته مي شود که اين فرد از غافلان نيست. 5


    به قول حافظ :  زاهد ار رندي حافظ نکند فهم چه باک        ديو بگريزد از آن قوم که قرآن خوانند.


     


        نقد و نظر جنابعالي

  • + توبه يعني؟
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه سه‏شنبه 18/10/1386 ساعت 12:4 عصر

     حقيقت توبه؟

    حقيقت توبه مانند اين است که شما براي سفر به شهري حرکت کنيد، در مسير خود به يک دوراهي برسيد، يک راه سربالايي و ظاهرا سخت و يک راه سرپاييني و به ظاهر آسان جلوي شما ظاهر شود، شما به راهنمايي تمايلات دروني خود، راه آسان و سرپاييني را انتخاب کنيد و به خيال اينکه شما را به آن شهر مي رساند، تا نيمه هاي آن راه برويد و بعد  ناگهان تابلويي جلوي شما ظاهر شود و متوجه شويد که راه را به کلي اشتباه آمده ايد و بايد از راه ديگري که در مقابل اين جاده بود، حرکت مي کرديد.


    در اين هنگام چه حالتي به شما دست مي دهد؟ سخت پشيمان و ناراحت مي شويد و خود را سرزنش مي کنيد و با خود مي گوييد: چرا در همان اول راه و سر دوراهي که رسيدم از کسي نپرسيدم که راه کدام است، چرا بر اثر غفلت و بي توجهي آنقدر وقت صرف کردم و آنهمه انرژي و امکانات خود را هدر دادم، حالا چگونه اين راه را دوباره برگردم، چگونه مي توانم گذشته را جبران کنم؟


    ولي چاره چيست، بايد برگردم، هر چه زودتر بهتر، پشيمان و خسته دور مي زنيد و برمي گرديد و خود را در مسير صحيح رسيدن به مقصد واقعي قرار مي دهيد.


    انسان در زندگي بر سر يک دوراهي بزرگ براي تصميم و انتخاب قرار دارد. انتخاب دنيا و حرکت به سوي مواهب و لذت هاي دنيوي و اهل دنيا شدن، يا انتخاب خدا و حرکت به سوي انس با خدا و خدايي شدن و به رنگ خدا در آمدن.


    چون ما ابتدا با دنيا انس داريم و سرآغاز پيدايش مان مادي است و از مادر دنيا زاده مي شويم، به سوي آن مايليم و اگر کسي نباشد که ما را هدايت کند و به سوي خدا بخواند، به طور غريزي به سوي دنيا حرکت مي کنيم، البته دنيا جاذبه هاي خود را نيز دارد و شيطان و طاغوت نيز آدميان را به دنيا طلبي فرا مي خوانند، ولي در هر صورت اين هدايت وجود دارد.


    اگر انسان از هدايت انبيا استفاده کند، مي تواند راه اصلي زندگي را بشناسد و در مسير صحيح آن که صراط مستقيم عبادت خداوند و انس با او است، قرار بگيرد، و ان اعبدوني هذا صراط مستقيم. و به سعادت برسد، ولي اکثر مردم در اثر غفلت و بي خبري از اين هدايت استفاده نمي کنند، اين گروه در اثر انس با دنيا و لذت هاي آن، اهل دنيا مي شوند و هلاک مي گردند.


    تنها گروهي از مردم هستند که به توفيق الهي موفق مي شوند تا با مطالعه و تفکر در مسايل اساسي زندگي، و برخي حوادث عبرت آموز و برخورد با انسان هاي بيدار، از خواب غفلت بيدار شوند و پشيمان و نادم از گذشته خود، توبه کنند و جهت حرکت خود را به سمت خدا و انس با او اصلاح نمايند.


    اين گروه که توبه کنندگان واقعي هستند، بايد سعي کنند خود را از آلودگي به دنيا پاک و قلب خود را از محبت دنيا خالي نمايند و با انجام وظايف ديني، گذشته خود را جبران و از خداوند نيز به جهت غفلتي که داشته اند، عذر خواهي و طلب بخشش نمايند.


    آنگاه لذت عبادت و انس با خداوند را خواهند چشيد و به جرگه مومنان و عاشقان خداوند خواهند پيوست و بلکه محبوب خداي تعالي مي شوند. ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين. خداوند توبه کنندگان و تطهير کنندگان را دوست دارد.


    علي يارتان


    سيد مصطفي علم خواه 


     


        نقد و نظر جنابعالي