با رغبت به آنچه نزد خداوند است، با اودوستي کن [امام علي عليه السلام]
کل بازديدها:----29746---
بازديد امروز: ----36-----
  • به آموزه خوش آمديد.
  • همسر يابي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي و خودسازي ) AMOOZEH.IR
     
     
  • آشنايي با مدير
    به نام خداي هستي بخش. بنده سيد مصطفي علم خواه، دانش آموخته حوزه علميه، حدود سال شصت وارد حوزه علميه شدم، پنج سال در مدرسه مجتهدي تهران و سپس در حوزه علميه قم مشغول تحصيل هستم، تاکنون دوره هاي مقدمات، سطح، خارج فقه و اصول، دوره علوم عقلي، فلسفه و عرفان نظري را طي کرده ام و هماکنون در زمينه پاسخ گويي به سوالات دانشجويان در اداره مشاوره نهاد رهبري در دانشگاه ها، مشغول خدمت به جوانان عزيز هستم.قصد دارم به اميد خدا در اين وبلاگ در زمينه زندگي تئوريک، يعني زندگي بر اساس تئوري مشخص انسان شناسانه و دين شناسانه تئوريزه شده اطلاع رساني کنم..شماره تماس:09192530040
    همسر يابي - وبلاگ آموزه ( درباره زندگي  و خودسازي ) AMOOZEH.IR

  • پيوندهاي روزانه
  • لوکوي دوستان من
  • اوقات شرعي
  • :جستجو
    مشترک شويد!

    نام:

    ايميل:

     

  • آشنايي با وبلاگ آموزه [2]
    حيات معقول انساني [3]
    زندگي عرفاني [6]
    فلسفه زندگي [7]
    دين و زندگي [3]
    هويت و زندگي خداوند [3]
    شناخت گوهر انساني [2]
    ساختار هويت انسان [2]
    پرورش گوهر انساني
    تعريف خودسازي [7]
    تعديل هويت بشري
    تقويت هويت انساني [4]
    تقويت هويت الهي [8]
    اخلاق اجتماعي [4]
    روش خودسازي [2]
    بازسازي هويت الهي [3]
    تاريخ و سيره [8]
    سير مطالعات اسلامي [20]
    آسيب شناسي اجتماعي [3]
    آسيب شناسي فرهنگي
    درمان خودارضايي [9]
    همسر يابي [7]
    گوناگون
    زندگي شخصيت ها
    مناسبت هاي ديني
    مردم شناسي ارزشي
    حوزه و دانشگاه
  • مشاوره و گفت و گو
  • + معيار انتخاب همسر؟
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه سه‏شنبه 18/10/1386 ساعت 12:13 عصر

    معيار اصلي انتخاب همسر:


    تنها معيار ازدواج کفويت و همتايي است. براي اينکه انسان همتاي خود را انتخاب کند، بايد اهليت ها را در نظر بگيرد. مهمترين اهليت اهليت ايماني است. يعني ببيند اگر خودش اهل ايمان و انس با خدا است و هدف اش اين است که به رنگ خدا زندگي کند، همسري انتخاب کند که او هم در همين مسير باشد.


    همتايي و اهليت ها عبارتند از:


    1-     اهليت در دين.


    2-     اهليت در مذهب.


    3-     همتايي در فرهنگ و زبان و سواد.


    4-     اهليت در کشور و شهر.


    5-     همتايي در ديدگاه سياسي.


    6-     همتايي خانوادگي در طبقه اقتصادي و اجتماعي.


    7-     همتايي در مقدار سن و سال.


    8-     همتايي در زيبايي ظاهري.


    معيار اصلي ازدواج اهليت در ايمان، يعني دين و مذهب است، ولي اهليت ها و همتايي هاي ديگر هم مهم است و به هر مقدار که بيشتر اين گونه اهليت ها رعايت شود، افراد خانواده اي که مي خواهد تشکيل شود اعم از زن و شوهر و فرزندان بيشتر به هم نزديک هستند، به هنجارتراند، با هم انس بيشتري مي گيرند، نسبت به هم درک و تفاهم بهتري دارند و در نتيجه زندگي برايشان شيرين تر و آميخته با خوشبختي بيشتر است.


    همتايي و اهليت، يعني ببيني با چه کسي مي خواهي انس بگيري و الفت برقرار کني، جهت زندگي براي انتخاب همسر خيلي مهم است. با کسي که جهت زندگي اش مخالف تو است، نمي تواني انس بگيري. زن و شوهر بايد هر دو همسفر يک جاده باشند و به سمت يک هدف حرکت کنند تا بتوانند با هم مانوس بشوند و همديگر را درک کنند.


    دو همسر اگر در دو جهت مقابل در حرکت باشند، ممکن است بدن هاي شان با هم باشد و ظاهرا در زير يک سقف زندگي کنند، ولي روح ها و دل هاي شان با هم فاصله دارد و به جايگاه هاي متفاوتي تعلق دارد.


    قرآن کريم براي بيان کفويت و همتايي مي فرمايد: مومنان براي مومنان و کافران براي کافران هستند، يعني اهليت ايماني براي ازدواج لازم است. دليل آن هم روشن است. روح مومن با مومن انس دارد و روح کافر با کافر.


    مومن، يعني کسي که ماوراي ماده و خداوند را قبول دارد و باور کرده است که سعادت انسان از طريق انس با خدا و قرب به او تامين مي شود، انبيا براي اين آمده اند که انسان را با خدا آشنا کنند و راه انس به خدا را به او بياموزند.


    و کافر يعني کسي که اين فرايند را قبون ندارد و سعادت خود را در انس به دنيا و بهره مندي از مواهب و لذت هاي دنيوي مي داند، به ماوراي ماده اعتقادي ندارد و از آن رو با دين نيز آشنايي ندارد و از آن بهره نمي برد.


    اگر مردي در مسير انس با خدا باشد و همسرش در مسير انس به دنيا و يا بالعکس، بدترين نوع عدم هماهنگي و نبود همتايي اتفاق افتاده است. در چنين خانواده اي ناهنجارترين فرزندان پرورش مي يابند، حتي بدتر از اينکه هر دو اهل دنيا باشند.


    بهترين و به هنجارين حالت اين است که هر دو مومن و به رنگ خدا باشند، ولي همتايي آنقدر موثر است که حتي اگر هر دو اهل دنيا و کافر باشند، ممکن است نسبت به خانواده اي که زن و مرد همتايي در ايمان ندارند، فرزندان بهتري داشته باشند، چون با هم هماهنگ اند و هر دو نوع تربيت خاصي را با هماهنگي اجرا مي کنند، ولي در صورتي که اين همتايي وجود نداشته باشد، وضعيت بسيار نابهنجار مي شود و فرزنداني که از اين خانواده تحويل جامعه مي شود، شخصيت هاي ضعيف و متزلزلي دارند، چون نمي دانند اهل کجا هستند، به راهي بروند که پدرشان پيشنهاد مي کند، يا به حرف مادرشان گوش بکنند و با او همراه شوند.


    اين گونه فرزندان براي انتخاب رشته تحصيلي، انتخاب شغل و همسر با دشواري هاي بسياري در گزينش روبرو هستند و همواره با دو نظر و ديدگاه متفاوت و متقابل والدين خود مواجه اند و نمي توانند تصميم بگيرند.


    يا علي مدد


    سيد مصطفي علم خواه


      


        نقد و نظر جنابعالي

  • + ازدواج دانشجويي؟
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه جمعه 30/9/1386 ساعت 9:44 صبح

     مشکل ازدواج و درد دل جوان ها:

    اکثر جوان ها و دانشجوها در زمينه ازدواج دچار مشکل زيادي هستند، تا جايي که قسمت مهمي از فکر و دل آنها به اين موضوع مشغول مي شه و بهشون ضربه ها و ضررهاي زيادي وارد مي کنه که کمترين آنها افت تحصيلي است.


    خوب يک دانشجو از يک طرف درس مي خونه و بايد درسش را تمام کند و مدرک بگيرد تا در جامعه بتواند نقش و شغل مناسب داشته باشد و زندگي کند، و از طرفي هم در اوج بلوغ جنسي و سن ازدواج است و با شرايط فرهنگي موجود تحت فشار دروني و غريزي فراواني قرار دارد، شرايط ازدواج هم برايش مهيا نيست، ازدواج موقت هم اگر چه شرعا جايزه، ولي انگار عرفا حرامه يا اگر هم به عرف معتقد نباشيم، حالا از کجا يک زن صيغه اي سالم و نجيب گير مياد، تازه کي جرئت داره اين موضوع رو مطرح کنه؟


    خودارضايي هم که مي گويند نکنيد، راست هم مي گويند، چون آسيب و عوارض بي شماري داره و قدرت و توانايي هاي جوون ها را از بين مي بره و آنها را دچار انواع بيماري ها و ضعف هاي بدني و رواني زيادي مي کنه، خوب در اين شرايط واقعا يک جوان بايد چکار کنه؟


    مسئولين ممکتي هم که تنها به دادن وام اکتفا مي کنند و کسي به فکر فرهنگ سازي براي آسان شدن امر ازدواج جوان ها نيست، هيچ کسي هم حاضر نيست يک کانون ازدواج درست و حسابي درست کنه و حداقل در سطح دانشگاه ها واسطه ميان دختر و پسرها بشه، واقعا معلوم نيست چرا ما اينقدر در اين زمينه دچار خودسانسوري و محافظه کاري مفرط و حياي غير معقول شديم و هيچ کس حاضر نيست به خاطر خدا آبروي خودشو توي اين راه بگذاره و دست به کاري بزنه که تا حدودي بتونه آلام و سختي هاي جوان ها را کم کنه و براشون در اين زمينه تسکيني باشه و آنها را به زندگي و انقلاب و اسلام خوش بين کنه.


    شهوت قوي ترين نيرويي است که خدا در انسان قرار داده، اخه يک جوان مگه چقدر مي تونه طاقت بياره؟ کوه که نيست اگه کوه هم بود با اين فشار از هم مي پاشيد. البته هستند توي جوان ها که حتي با اين شرايط خودشون رو حفظ مي کنند، در برابر هواي نفس و خواهش ها و فشار غريزه مقاومت مي کنند، حتي در اين فضاي به شدت آلوده فرهنگي و شهوت زا سالم موندند، خوب اين دسته ايمان شان خيلي قوي است و با روح تقوا و معنويت قوي تونستند، مقاومت کنند، اما خوب همه که اينطور نيستند، همه جوون ها اينقدر نيرو و توان ندارند که بتونند خودشون رو نگه دارند، واقعا بايد براي اين گروه کاري کرد، اين ها استعداد و توان زيادي دارن که داره به خاطر همين موضوع از بين مي ره.


    کساني که بايد دانشمندان‘ رهبران علمي و مديران سياسي آينده کشور شوند، دارند تلف مي شوند، همه نيروهاي شان دارد از بين مي رود، يعني يا صرف ارضاي شهوت مي شود و يا صرف کنترل آن. ما داريم به خاطر اين موضوع تلفات نيروي انساني زيادي رو تحمل مي کنيم، داريم جوان ها مون رو از دست مي ديم، نسل آينده ضعيف تربيت مي شه، با اين نسل ضعيف ديگه نمي تونيم جلوي دشمن بايستيم، نمي تونيم آينده کشورمون رو بسازيم. انسان براي اينکه زندگي کنه، پيشرفت کنه بايد آرامش داشته باشه، فايده اصلي ازدواج رسيدن به آرامشه. ولي متاسفانه نتونستيم اين آرامش رو به نسل جوان کشور هديه کنيم، خيلي از ناهنجاري هاي اجتماعي هم ريشه اش در همين عدم آرامش جنسي و سخت گيري هايي است که در امر ازدواج وجود داره.


    در حال حاضر اگه از يک جوان سوال کنيد که مشکل اصلي ات چيه، حتما مي گه مشکلم اينه که نمي تونم ازدواج کنم، چون کار ندارم، چون دارم درس مي خونم، چون هنوز سربازي نرفتم، چون کسي حاضر نيست به يک دانشجو دختر بده، چون پدر و مادرم درکم نمي کنند و حاضر نيستند کمکم کنند.


    احساس گناه مي کنم، دارم داغون مي شم، چون مجبورم خودارضايي کنم، ديگه خسته شدم، گوشه گير و منزوي شدم، موهام داره مي ريزه، چشمام ضعيف شدند، افسرده شدم، به يک همسر نياز دارم، به کسي که مونس تنهايي هام باشه، کسي که درکم کنه و بهم آرامش بده، ولي افسوس!!!


    من توي اين قسمت فقط سعي کردم شرايط يک جوان رو درک کنم و نمي دونم تونستم کمي از احساس اون ها رو داشته باشم يا نه، فکر مي کنم عذابي که اونها مي کشند، خيلي بيشتر از چيزي است که بنده تونستم براي خودم تصور کنم و احساس کنم. خيلي عذاب مي کشند، خيلي و فقط خدا بايد رحم کنه و وسايل ازدواج جوان ها رو فراهم کنه.


    غربي ها تمام راه ها رو باز گذاشتند و به آدم ها آزادي افراطي دادند و ما به عکس اونها همه راه ها رو بستيم و حالا ازدواج شده هفت خان رستم. مي گيم خودارضايي نکن، زنا و رابطه نامشروع حرومه و از گناهان کبيره است، دختر بازي هم کار آدم با شخصيت نيست، ازدواج موقت هم خوب نيست، اگه واقعا هم زن مي خواهي و مي خواهي تشکيل زندگي بدي، بايد شغل مناسب، درآمد خوب و آبرومند، خانه و ماشين و مبايل داشته باشي، هزارتا سکه هم مهريه کني، شيربها و خرج عقد و عروسي و خريد و ...... خوب با اين شرايط کي جرئت داره از اين طرف ها رد بشه؟


    خوب اين مشکل جوان ها است و اين حرف ها تا اينجا مقدمه بود براي اينکه يک راهکار نشون بدم، البته به دانشجوها و فرقي نداره هر جواني که شرايطش شبيه آنها است و آن راهکار ازدواج دانشجويي است.


    راهکار ازدواج دانشجويي:


    بهترين راهکار براي رفع مشکلات پيش آمده براي جوانان دانشجو ازدواج دائم است. البته نمي خواهيم ازدواج موقت را نفي کنيم، ولي با توجه به مشکلات موجود و عدم مساعد بودن شرايط فرهنگي، فکر مي کنيم، هنوز هم بهترين راهکار براي يک جوان ازدواج دائم است. بدون شک نياز اقتصادي و داشتن شغل و درآمد از نيازهاي اساسي انسان در زندگي است، بنابراين براي مديريت زندگي مشترک و پس از ازدواج اين نياز وجود خواهد داشت و بايد به شکلي ( هر چند از طريق مساعدت والدين و...)تامين شود، ولي براي اقدام به ازدواج نياز نيست که حتما شغل و درآمدي داشته باشيد و نبايد آنقدر عقلاني و محاسبه گرانه با اين موضوع برخورد نماييد.
    به نظر ما بهترين گزينه در شرايط فعلي اقدام به خواستگاري و  فراهم نمودن مقدمات ازدواج است و اين امر باعث مي شود که شما انگيزه بيشتري براي دستيابي به شغل مناسب پيدا کنيد زيرا باعقد بستن احساس مسؤوليت شما چند برابر مي شود و همين باعث مي شود که با جديت بيشتري دنبال کسب و کار برويد.


    البته اين را هم بگوييم که اول بايد يک خانواده منصف و فهميده و مومن پيدا کنيد که منطقي باشند و درد جوان ها رو بفهمند که البته کم هم نيستند اين خانواده ها و اگه سعي کنيد حتما موفق مي شويد.
    برخي افراد فقر و نداشتن شغل مناسب را بهانه مي کنند و زير بار ازدواج نمي روند. قرآن کريم اين فرهنگ را غلط دانسته و با صراحت اعلام مي دارد هرکس پا به عرصه ازدواج و خانواده گذارد خداوند وضع اقتصادي او را نيز دگرگون مي کند: «و أنکحوا الأيمي منکم والصلحين من عبادکم و اما يکم ان يکونوا فقراء يغنهم الله من فضله والله واسع عليم: (32 سوره نور )
    و مردان و زنان بي همسر را همسر دهيد، و همچنين غلامان و کنيزاني را که صلاحيت ازدواج دارند. و اگر نيازمند و فقير باشند خداوند از فضلش آنان را بي نياز خواهد ساخت و خداوند گشايش دهنده و داناست.»
    در اين آيه شريفه يک واژه وجود دارد که خيلي دقيق است و آن واژه "فضل" است. فضل يعني اضافي. براي درک اين حقيقت خوب است نسبت به موضوع روزي و رزق دقت کنيد. روزي انسان دست خداوند است و قابل محاسبه معمولي و عقلاني نيست. روزي با حقوق و مقرري که انسان از دولت يا جاي ديگري مي گيرد فرق دارد. روي حساب حقوقي که مي گيريم اگر بخواهيم حساب کنيم به اين نتيجه مي رسيم که حتي براي خريدن يک خانه، نياز به مثلا پنجاه سال پس انداز داريم، در حالي که خيلي از مردم بدون اتکا به حقوق مشخص در زمان بسيار کوتاه تري خانه دار مي شوند و حتي خودشان هم تعجب مي کنند که چطور خانه دار شده اند.


    کسي که حتي درست نمي تواند مخارج عادي زندگي اش را تامين کند، بعد از مدتي ممکن است خانه بخرد يا ماشين بخرد و اين اصلا با حساب هاي عادي و محاسبات عقلاني بشري درست در نمي آيد. ما طلبه ها در زندگي خودمان موضوع رزق را بسيار تجربه مي کنيم و اگر دقت کنيد شما هم حتما در زندگي خودتان اين تجربه را داريد. بين مردم هم معروف است که مي گويند خداوند خرج ازدواج و خانه را تامين مي کند. خوب اين تجربه آنها است و درست هم هست و در روايات و آيه شريفه فوق هم آمده است.


    درست است که ما کار مي کنيم يا حتي ممکن است کاري فعلا نداشته باشيم، ولي غني و بي نياز نمودن و رزق دادن کار خدا است و خودش وسايلي فراهم مي کند که انسان به همه چيز مي رسد و بي نياز مي شود. ترسيدن در اين امور و محاسبات افراطي کردن از ضعف ايمان است. کسي که ايمان دارد از چيزي نمي ترسد و کسي که به قدرت خدا توکل مي کند، بسيار شجاعانه و با آرامش عمل مي کند و موفق هم مي شود. همه ما همين طور عمل کرده ايم و موفق هم شده ايم. اين تجربه مسلمي است که اکثر مردم دارند، مگه تمام کساني که ازدواج کرده اند و در حال حاضر خانواده و خانه و ماشين دارند، از اول اين چيزها را داشته اند؟ اکثر قريب به اتفاق افراد دارايي هاي خودشان را بعد از ازدواج بدست آورده اند.
    خوب البته نمي خواهيم به کلي عقل را کنار بگذاريم، نه شما مي توانيد از برخي از راهکارهاي عقلاني هم استفاده کنيد و با به تاخير انداختن برخي مراحل بعدي آمادگي اقتصادي و روحي و اجتماعي لازم را نيز پيدا نموده و خود را براي پذيرش مسئوليت آماده کنيد.


    راهکار اين است که فرد مناسب را پيدا کنيد، و پس ان ا نجام خواستگاري، با توافق دو خانواده مدت زمان عقد را طولاني نماييد. از اين طريق مي توانيد هم به نيازهاي عاطفي خود پاسخ مناسب بدهيد، و هم بار اقتصادي خانواده روي دوش شما نيست و مي توانيد با آرامش تا زمان فراهم شدن شرايط و يافتن شغل مناسب و پايان تحصيلات، صبر کنيد و عروسي را به تاخير بياندازيد. اين مشکل را خانواده دختر هم دارد و آنها هم مايل نيستند، دختران شان در خانه بماند و براي يافتن همسر مناسب در انتظاري سخت بسر ببرد و چشم به راه خواستگاري باشد که به او آرامش و عشق هديه دهد.
    دوست عزيز آنچه اهميت دارد شناسايي فرد مناسب و اعمال تدابير صحيح براي برخورداري از حسن سلوک با همسر و خانواده تان مي باشد لذا توصيه مي شود جهت اطلاعات بيشتر و دقيق تر و تصميم گيري واقع بينانه تر براي مهمترين تصميم دوران زندگي از تدابير زير غفلت ننماييد
    1- تفکر بيشتري داشته باشيد.
    2- با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازيد.
    3- از نظرات مشورتي افراد با تجربه استفاده نمايند.
    4-کتاب هاي معرفي شده را نيز مطالعه فرماييد.
    - جوانان و انتخاب همسر، علي اکبر مظاهري، انتشارات پارسايان
    - انتخاب همسر، آيت الله ابراهيم اميني، سازمان تبليغات اسلامي
    - تشکيل خانواده از سري آموز خانواده، جمعي از مؤلفان، انجمن اولياء مربيان


    سيد مصطفي علم خواه


     


        نقد و نظر جنابعالي

  • + رابطه دختر و پسر؟
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه چهارشنبه 30/3/1386 ساعت 9:2 صبح

    رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج:
    در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور کلي سه ديدگاه مطرح است:
    1. ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رويکرد ليبراليستي)
    به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آن‏ها حاکم است.
    فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيت‏ها و محروميت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏ها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد مي‏کند، همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد.
    راسل در کتاب«جهاني که من مي‏شناسم» مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم» (جهاني که من مي‏شناسم، ص 68)

    2. ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويکرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نکوهش مي‏باشد.
    اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است.
    برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر مي‏گويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثال‏هاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر مي‏کند.
    در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بوده‏اند که طرفداري از تجرد مي‏کرده‏اند، مانند اسنيت‏ها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.» (کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25)
    راسل در جاي ديگر مي‏گويد: پدران کليسا از ازدواج به زشت‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده مي‏شد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30)

    3. ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلکه ارتباط بين دو جنس مخالف در يک چهارچوب [
    Context] مشخص تعريف شده است.
    ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است.

    بنابراين، توصيه اکيد ما اين است که:
    اولاً، اگر ضرورتى ايجاب نمى‏کند حتّى الامکان چنين روابطى با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نامحرم، رفتارى متکبّرانه داشته باشند نه رفتارى صميمانه. اينکه در احکام شرعى مى‏فرمايند در غير ضرورت مثلاً مکروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به اين دليل است که چه بسا همين هم صحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريک کند و يک اُلفت و محبّت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطه‏ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بکاود و باطنش را عميقا مطالعه کند که مثلاً صحبت کردن با افراد نامحرم چه ضرورتى براى او دارد.
    ثانيا: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حريم احکام الهى منجر نشود، اشکالى ندارد.
    بنابراين، گفتگو و نگاه‏هاى متعارف بدون قصد لذّت و ريبه، اشکالى ندارد. امّا با اين حال، حتى‏الامکان لازم است در کلاس‏ها به گونه‏اى باشند که کمترين اختلاط پديد. روشن است که هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است. «بل الانسان على نفسه بصيره؛ آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست»، (قيامت ، آيه 14).
    روابط بين زن و مرد چند صورت دارد: 1. رابطه زن و شوهري، 2. رابطه علمي، 3. رابطه حرفه اي و شغلي، 4. رابطه دوستانه.
    T}الف - رابطه زن و شوهري:{T
    اسلام رابطه زن و شوهر را که براساس موازين شرعي و عقد رسمي تحقق پيدا مي کند مورد تأکيد قرار داده و ده ها آيه و صدها روايت از معصوم در مورد اهميت ازدواج و روابط زناشويي شاهد بر مدعاست و مهمترين کانون و نهاد اجتماعي خانواده است که با ازدواج و رابطه زن و مرد شکل مي گيرد بنابراين از نظر اسلام اين نوع رابطه اجتماعي مشروع و مورد تأکيد است و زن و مرد هر دو در شکل گيري آن سهيم اند.
    T}ب - رابطه علمي بين زن و مرد:{T
    اين نوع رابطه با حفظ موازين شرعي و رعايت حدود الهي از ناحيه زن و مرد مجاز است و بهترين مصداق بارز آن رابطه بين استاد و شاگرد است اعم از اين که استاد زن باشد و شاگرد مرد، يا شاگرد زن باشد و استاد مرد. آنچه مهم است رعايت موازين شرعي است، اگر احکام الهي مراعات شود اين نوع رابطه نه تنها مجاز است بلکه مورد تأکيد اسلام است و اگر حدود الهي مراعات نشود و حريم هاي بين محرم و نامحرم شکسته شود اسلام از اين رابطه ناخشنود است و آن را نهي مي کند زيرا به ضرر زن و مردم و جامعه است.
    T}ج - رابطه شغلي و حرفه اي: {T
    فعاليت هاي شغلي موجود در جامعه به سه دسته تقسيم مي شود:
    1. شغل هايي که الزاما به عهده زنان است و با وجود زنان مردان جايز نيست آن شغل هايي را انتخاب کنند مثل شغل مامايي و کارهايي که جنبه زنانه محض دارد. در اين گونه موارد اسلام تأکيد دارد که شغل هاي حساس و مهمي که مربوط به بانوان مي شود خودشان به عهده گيرند. طبعا نوع رابطه شغلي در اينجا بين زنان است و مردان حق ورود به اين مشاغل را ندارند مگر در شرايط ضروري.
    2. شغل هايي که به مردان اختصاص دارد مثل کارهاي شاق و سختي که با فيزيک بدن زن و روحيات او سازگار نيست طبعا پذيرفتن کارهاي شاق و طاقت فرسا که براي زن يا جنين او در شکم ضرر داشته باشد جايز نيست.
    3. شغل هايي که مشترک بين زنان و مردان است که اکثر موارد و بيشتر کارها تقريبا بين زن و مرد مشترک است. در اينگونه کارها اگر زن و مرد ضوابط شرعي را رعايت کنند و مرتکب عمل حرامي نشوند مي توانند هم زنان و هم مردان مشارکت فعال داشته باشند مانند بسياري از کارها از جمله نمايندگي مجلس، معلمي و صدها کار ديگر.
    T}د - رابطه دوستي بين دختر و پسر:{T
    اين نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستي بين دختر و پسر و اينگونه روابط نهي کرده است زيرا عفت عمومي جامعه با اينگونه روابط آسيب جدي مي بيند پايه هاي ازدواج و خانواده سست مي شود و صدها مفسده اخلاقي براي دختر و پسر و جامعه دارد. بدون ترديد اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهي کرده اند اينطور نيست که اين نهي کلي و مطلق باشد بلکه سيره عملي آنها به اين امر مطلق تخصيص مي زند و نشان مي دهد که منظور ائمه اين نيست که زنان مطلقا نبايد در امور اجتماعي مشارکت داشته باشند بلکه منظور آنها اين است که زنان اولا، بدون دليل موجه نبايد در ميان مردان و مقابل چشم آنها قرار گيرند. ثانيا، در صورت لزوم بايد حضورشان در حد نياز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نيست چه اين که مفسده هاي زيادي مي تواند داشته باشد.
    نکته ديگري که بايد به آن توجه نمود اين است که اجتماعي بودن زنان و داشتن جايگاه اجتماعي مستلزم حضور بي رويه و بدون دليل در ميان مردان نيست بلکه خود زنان مي توانند تشکل هاي اجتماعي - فرهنگي داشته باشند و در اين تشکل ها حضور فعال در زمينه هاي گوناگون داشته باشند. بنابراين اسلام از حضور و مشارکت زنان در مسائل اجتماعي نهي نمي کند و صرفا ضوابط و قوانين و حدود اين حضور را مشخص مي نمايد و اين به خاطر مصونيت زنان از آسيب هاي اجتماعي است و از سوي ديگر به خاطر مصون ماندن جامعه از آسيب هايي است که از ناحيه زنان و مردان فرصت طلب به وجود مي آيد بنابراين هيچ تناقضي بين آموزه هاي ديني وجود ندارد بلکه همه آنها هماهنگ با يکديگر و متناسب با نياز جامعه انساني است.
    در ادامه گفتني است: نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مى‏دهد که البته اين يک امر طبيعى و غريزى است و کمتر مى‏توان راهى براى گريز از آن پيدا کرد.
    آنچه در اين مقوله اهميت دارد، کنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است که ممکن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
    «دوست داشتن و عشق ورزيدن» اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفا نشود، ممکن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد کند.
    شما خوب مى‏دانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) بسيار فراوان است؛ مخصوصا در سنين جوانى، که اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مى‏باشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسى و وسوسه‏هاى شيطانى قوى‏تر از آنند که انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مى‏کند انسان خود را در معرض خطرى که بسيارى از خوش باوران را گرفتار کرده قرار ندهد. روشن است که هر فرد خود بهتر مى‏تواند تشخيص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است.
    A}بل الانسان على نفسه بصيره{A ؛ M}آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست{M، V}(قيامت ، آيه 14){V.
    قرآن در دو جا يعني يکي در سوره مائده آيه 5 و ديگري در سوره نساء آيه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آيه 25 سوره نساء به مردان مي گويد با دختراني که روابط دوستي مخفيانه اي با ديگران داشته اند ازدواج نکنيد...
    A}«فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان»{A يعني آنان را با اجازه خانواده هايشان به همسري خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گيران پنهاني نباشند.
    در آيه 5 سوره مائده نيز به مردان خطاب مي کند و مي فرمايد شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنيد و خود نيز پاکدامن باشيد نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهاني دوست خود بگيريد
    A}«... ولا متخذي اخدان ...»{A
    رابطه دختر و پسر اگر به معناي داشتن ارتباط عاطفي و دوستانه باشد که از ديدن و صحبت کردن يکديگر شاد شوند و لذت ببرند, قطعا يکي از محرمات است اما اگر به صورت يک ارتباط عادي باشد, مانند اينکه در يک موضوع علمي يا شغلي با يکديگر گفتگو کنند, در صورتي که خطر تبديل شدن به رابطه دوستانه, که در نوع اول توضيح داديم, در آن وجود نداشته باشد, به جهت اينکه مقدمه معصيت مي شود, اشکال دارد. در روايات آمده است, با نامحرم بيش از پنج کلمه ضروري صحبت نکن و نيز هرگز با او درجاي خلوتي قرار نگيريد؛ زيرا گرچه نفس اين کار شايد اشکال نداشته باشد, ولي چون زمينه مبتلا شدن به معصيت را فراهم مي سازد, بايد از آن پرهيز کنيد.
    البته ما قبول داريم که ممکن است بين دختر و پسري دوستي غير جنسي وجود داشته باشد ولي اولا: ثابت نگهداشتن اين حالت با توجه به شرائط جواني مشکل است و ثانيا: گاهي چنين حالتي به صورت نهفته و ناخودآگاه در انسان وجود دارد و حتي خود را به صورت يک رابطه عاطفي و معنوي نشان مي دهد در حالي که مسأله غير از اين است در هر حال ما سعي مي کنيم بدبين نباشيم شما هم سعي کنيد سر خود را کلاه نگذاريد.
    چند توصيه:
    با توجه به شرايط خاص دوران جواني , طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشکار و پنهان غرائز نفساني , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر کمي و کيفي تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند. بنابراين , توصيه اکيد ما اين است که : اولا, اگر ضرورتي ايجاب نمي کند حتي الامکان چنين روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متکبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينکه در احکام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا مکروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا مرد و زن جوان , به اين دليل است که چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريک کند و يک الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بکاود و باطنش را عميقا مطالعه کند که مثلا صحبت کردن با افراد نامحرم چه ضرورتي براي او دارد. ثانيا: در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حريم احکام الهي منجر نشود, اشکالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشکالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامکان لازم است در کلاسها به گونه اي باشند که کمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:
    1- از گفتگوهاي تحريک کننده پرهيز شود.
    2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.
    3- حجاب شرعي رعايت شود.
    4- قصد تلذذ و ريبه در کار نباشد.
    5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي کنيد خود را عادت دهيد که :
    1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نکنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان کاملا مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تکرار و تلقين بايد ادامه دهيد.
    2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نکنيد.
    البته از نظر شرعي و اخلاقي تا هنگامي که به اين صورت تنها حرف هاي معمولي مي زنيد، نمي توانيم بگوييم که اين رابطه حرام است و يا گناه دارد، يعني مشکل شرعي ندارد، ولي مي تواند آسيب هاي تربيتي و رواني مهمي در پي داشته باشد. وقتي دو نفر مدت زيادي با هم صحبت مي کنند و رابطه دارند، کم کم به هم علاقه مند مي شوند و اين علاقه به صورت دلبستگي و وابستگي در مي آيد، بعد از اينکه اين حالت به وجود آمد، ديگر قضاوت هايي که در مورد هم دارند تحت تاثير علاقه قرار مي گيرد و نمي توانند کاملا آزاد و فارق در مورد هم فکر کنند و يکديگر را به صورت عقلاني و منطقي مورد ارزيابي قرار دهند و چه بسا عيب هاي هم را نمي بيننند و وارد راهي مي شوند که به احتمال قوي پايان خوبي ندارد.

    پيامدهاي روابط افراطي دختر و پسر پيش از ازدواج
    از دو منظر روانشناسانه [
    Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت.
    به طور کلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود:

    1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا مي‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شکل مي‏گيرد، ولي با کمي دقّت فهميده مي‏شود، روح حاکم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي کور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را کور و کر مي کند.
    در حالي که تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تکيه بر عقلانيّت و خردورزي ممکن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را کور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يک تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها که در فضايي آکنده از احساسات و عواطف انجام مي‏گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندي مشترک را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد.

    2. ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشکلي را براي دختران و پسران حل نمي‏کند بلکه بر مشکلات آنان مي‏افزايد.
    اين گونه دوستي‏ها و روابط اگر به ازدواج بي‏انجامد پس از مدتي از شکل‏گيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
    پسر به خود مي‏گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از کجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از کجا معلوم که در آينده با اين که همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نکند؟
    دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.
    بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که سريع منجر به طلاق و جدايي مي‏گردد.
    بر اساس يک يافته پژوهشي در آمريکا، زوج‏هايي که پيش از ازدواج با يکديگر زندگي مي‏کنند زندگي زناشويي آنها با مشکلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود. به گزارش ايسنا، دکتر «کاترين کوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي که پيش از ازدواج با يکديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به يکديگر بسيار بدبين هستند. کوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است که زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي که با يکديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت: مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]

    3. افت تحصيلي يا رکود علمي: اين گونه روابط باعث مي‏شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف ديدارها و ملاقات‏هاي حضوري و تلفني خود بکنند و اين بزرگ‏ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمرکز نيروهاي فکري وروحي است.
    دل‏مشغولي و اضطرابي که در اثر اين گونه پيوندها پديد مي‏آيد بزرگ‏ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاه‏ها توصيه مي‏کنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمرکز بيشتر فکر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.

    4. عدم اسقبال از تشکيل کانون خانواده: اين گونه روابط و دوستي‏ها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شکل مي‏گيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نمي‏شود. عشق حقيقي و پاک با هوس‏هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط که مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مي‏نهد. جاذبه و دل ربايي‏ها مربوط به روزها و ماه‏هاي اول دوستي است. ولي ديري نمي‏پايد که اين روابط عادي شده و به جدايي مي کشد. حس تنوع طلبي انسان از يک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي‏شود برخي سراغ ازدواج و تشکيل خانواده نروند جامعه‏اي که از تشکيل کانون خانواده استقبال نکند هيچ‏گونه ضمانتي براي رشد و شکوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبي‏ها و کمالات والاي انساني در پرتو تشکيل خانواده‏اي سالم، به فعليت مي‏رسد.

    5. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستي‏هاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي‏ها وجود دارد، اين گونه دوستي‏ها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است.
    وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت مي‏گيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
    بنابر اين وجود چنين دلهره‏ها و اضطراب‏هايي که گاهي لطمه‏هاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيب‏هاي اين گونه روابط است.

    6. محروميت از ازدواج پاک: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاکي‏ها و نجابت است. دختراني که در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و اين امر باعث مي‏شود که آن‏ها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاک را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان به چند پرسش اساسي اشاره مي‏شود:
    1. به نظر شما يک رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگي‏هايي دارد؟
    2. آيا روابطي که بر پايه هوسراني‏ها و سرگرمي‏هاي زودگذر است، مي‏تواند روابطي پايا و پويا باشد؟
    3. آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
    4. آيا پسنديده نيست که انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند.


     


    راهکار همسريابي:


    راههاي همسريابي عبارتند از:


    1. وساطت افراد خانواده، بستگان و بخصوص والدين: متدوال ترين روش در فرهنگ ملي و ديني همين روش شناسايي به واسطه افراد خانواده و يا فاميل و بستگان است. افراد خانوداه اغلب به دليل شناختي که از فرد و روحيات و عقايد و خواسته هاي وي دارند و همين طور شناختي که از افراد مورد نظر دارند و يا مي توانند با تحقيق هاي مهم همه جانيه شناخت کافي پيدا کنند بهتر مي توانند به تطابق داشتن و ميزان هم گرايي و اشتراکات آنها آگاهي پيدا کنند. اين روش ساده ترين روش عملي و سهل الحصولترين طريق کسب اطلاعات اوليه و ارتباطات بعدي و مورد نياز است و از نظر حاصل کار نيز ثمر بخش ترين شيوه به شمار مي رود.


    به عبارت ديگر اين روش از اين امتيازات برخوردار است: سهولت، سرعت کسب اطلاعات و ارتباطات، اطمينان نسبي بيشتر به صداقت و دلسوزي واسطه(که خانواده و والدين هستند) و شناخت بيشتر به روحيات، سوابق و خواسته هاي طرفين. علاوه بر اين خالي از هر گونه تعصب و سوگيري است و بدون هيچ گونه حب و بغض شخصي انجام مي گيرد. همچنين تحت تأثير احساسات و عواطف غريزي که در ارتباطهاي مستقيم به وجود مي آيد، نيست.


    2. وساطت مراکز مشاوره


     مراجعه به برخي مراکز مشاوره ازدواج که به منظور شناساندن دو فرد براي ازدواج تأسيس شده است، فرد مطلوب و مطابق با خواسته ها و توقعات خود را يافت.  چنين مراکز مشاوره محدود هستند و  کمتر با فرهنگ ملي و بومي ما تناسب دارد و افراد کمتري براي شناسايي فرد مورد نظرشان به اين مراکز مراجعه مي کنند.  اگر اين مرکز مشاوره ازدواج مورد اعتماد باشند در محيط هاي دانشگاه يا غير آن مي توانند موثر باشند و از طرف ديگر چون امکان همسريابي از راه اول يعني وساطت خانواده به هر دليلي امکان پذير نيست  اين راه مي تواند اطلاعاتي که  موردنياز را در اختيار بگذارند. تأکيد مي شود اين مراکز مشاوره بايد داراي کارشناسان دلسوز، با تجربه و مورد اعتماد و سابقه روشن و مطمئن باشند.


    3. راه ديگري که متأسفانه در حال حاضر و بخصوص در محيط هاي اجتماعي مختلط مثل دانشگاه ها از آن استفاده مي شود روش ارتباط مستقيم و بدون واسطه است. در اين روش جوانان آماده ازدواج شخصا و مستقيما اقدام به خواستگاري يا جلب خواستگار مي کنند. به نظر ما اين روش معقولي نيست و تناسبي با فرهنگ ديني و اخلاقي ما ندارد و معمولا موجب بروز و ظهور روابط نامشروع و فسادآور مي شود زيرا اين روش  به " دلباختگي در يک نگاه"  منتهي مي شود و تصميم گيرنده بدون توجه به معيارها و ارزشهاي تعيين شده در شرائط همسر ايده ال و متناسب، و بدون توجه به هدف مورد نظر خود و صرفا به خاطر جلب توجه به ظواهري همچون زيبايي، ثروت، تحصيلات، پست و مقام و ... شيفته طرف مقابل شده و تصميم گيري اش در يک فضاي فکري و رواني احساسي و عاطفي انجام مي گيرد.


    هرچند لازم است دو طرف به مسائل ظاهري مثل آنچه گفته شد توجه کنند ولي محور قرار دادن و اصالت دادن به آنها منتفي است و صحيح نيست بلکه بايد ضمن توجه به آنها، به موازين اساسي و ارزشهاي اخلاقي و زيربنايي و پايبندي به اصول اخلاقي ديني اصالت بخشيد و آنها را محور تصميم گيري قرار داد. و گر نه تصميم گيري هاي بر اساس ارتباط هاي مستقيم و بدون واسطه معمولا بر اساس خواسته هاي نفساني و احساسات زودگذر انجام مي گيرد. که عواقب ناگوار و نامطلوب دارد. بنابراين توصيه اکيد ما اين است که براي شناسايي فرد مورد نظر و همسريابي هرگز از اين روش استفاده نشود و به ايجاد ارتباط مستقيم چه حضوري و چه تلفني و چه مکاتبه اي بدون اشراف و نظارت خانواده هاي دو طرف اقدام نشود.


    4- يکي از راه هايي که امروزه براي شناسايي و ارتباط دختر و پسر بکار گرفته  مي شود, چت است, در اين زمينه گفتني است, اصل چت در صورتي که منتهي به مفسده اي نشود اشکال ندارد, ولي با توجه به حساسيت مسئله همسر گزيني و شرايط فراواني که احراز آنها لازم است, بدست آوردن همسر مناسب, از اين طريق مشکل به نظر مي رسد, مگر اينکه در مراحل بعدي در مورد او تحقيقات رسمي صورت گيرد و شما از اين بابت مطمئن شويد که همسر مورد نظر خود را يافته ايد.


    به بيان ديگر اين روش بسياري از واقعيتهاي لازم را از شما پنهان نگه مي دارد و لذا اکتفا نمودن به اين روش هرگز شما را به واقعيت نمي رساند و چه بسا يک آدم کور و کچل را پسنديده باشيد چه حتي عکس قابل اعتماد از او در اختيار نداريد و تا کنون کسي نگفته است که من زشتم که ايشان نفر دوم باشد


    البته از نظر فقهي و شرعي ازدواج با چنين فردي اشکال شرعي ندارد, ولي از آنجا که ازدواج نقطه عطف زندگي است و خوشبختي و بدبختي انسان تا حدود زيادي بستگي به موفقيت و يا شکست در اين امر مهم و حياتي است بهتر آن است در انتخاب همسر و شريک زندگي دقت زيادي کرد و تا زماني که از شايستگي و لياقت وي اطمينان پيدا نکرده ايم، اقدام صورت نگيرد و حتي وعده و قول و قرار ندهيد. بنابراين اگر آشنايي تان در حد و سطح همان چت است به نظر نمي رسد براي چنين تصميم سرنوشت سازي ، کافي باشد بلکه تحقيق هاي بيشتري در اين زمينه لازم و ضروري است و بايد از ديگر روشها نيز که نام برديم کمک بگيريد و با مراجعه مستقيم و حضوري به خانواده وي و اطلاع از سطح فرهنگي اجتماعي، ديني اخلاقي وي و خانواده اش اطمينان بيشتري حاصل نماييد و نيز با شناسايي دوستان نزديک و نيز کسب اطلاع از همکاران و محل کار وي، ميزان آشنائي تان را بيشتر کنيد. و به طور کلي با چشمي باز و آگاهي کامل از وضعيت وي و خانواده محترمشان اقدام به چنين عمل مهم و سرنوشت سازي کنيد تا در آينده دچار پشيماني نشويد و نگوييد اي کاش تحقيق بيشتري مي کردم و از تناسب وي با خود اطلاع پيدا مي کردم. بنابراين توصيه مي شود براي انتخاب همسر و شريک زندگي براي يک عمر، ابتدا ملاکها و معيارهاي همسر لايق و شايسته را مطالعه کنيد و از والدين محترم تان نيز کمک بگيريد و نظرات مشورتي آنها را نيز بشنويد و درباره فرد مورد نظر تحقيق کافي (چه توسط خود و چه توسط خانواده محترمتان) بعمل آوريد و به صرف برخي گفته ها و شنيده ها يا نوشته هايي که از طريق چت بدست آورده ايد اکتفا نکنيد.


    در عين حال شما خوب مي دانيد خاستگاه اين شيوه خواستگاري و ازدواج  فرهنگ غربي است که از بين رفتن پايه بنيادين خانواده، پاي بند نبودن به ارزش هاي ديني و وجود تفکر ليبرالي به معني آزادي خواهي در همه عرصه هاي زندگي مهمترين مشخصه آن است. طبق اظهار نظر جامعه شناسان خانواده، درغرب ازدواج به معني زن و شوهر شدن از راه شرعي و يا قانوني با هدف زندگي طولاني با يکديگر در حال منسخ شدن است و شکل جديدي از کنار هم زندگي کردن زن و مرد رواج يافته که هيچ سنخيتي با فرهنگ حاکم بر کشور ايران ندارد. اين نوع ازدواج يا کنار هم زندگي کردن در غرب به زندگي شريکي مشهور است که در آن زن و مرد به عنوان زن و شوهر مورد خطاب قرار نمي گيرند بلکه با عنوان شريک نزديک (Partener) ياد مي شود. آشنايي و خواستگاري و سپس ازدواج اينترنتي و چتي نيز برخاسته از چنين فرهنگي است.


    حاکميت چنين فرهنگي سبب مي شود آسيب هايي را براي ازدواج اينترنتي به دنبال بياورد به عنوان نمونه مي توان به ارائه اطلاعات غلط توسط يکي از طرفين به ديگري هنگام آشنايي و خواستگاري اشاره کرد. بنابراين چگونه مي توانيد به اطلاعات طرف مقابلتان اعتماد کنيد؟!


    از آن جا که معمولا وقتي از طريق چت ارتباط برقرار شد به تدريج بيشتر شده و زمينه علاقه به يکديگر فراهم مي شود و چه بسا به وابستگي بيانجامد و در صورتي که بخواهيد اطلاعات داده شده را در جلسه حضوري مورد بررسي قرار دهيد و تصميم گيري کنيد چه بسا تصميم گيريتان تحت تأثير همان عشق و علاقه قبلي شده و نتوانيد واقعيات را آن گونه که هست مشاهده کرده و تصميم عاقلنه و واقع بينانه بگيريد. خلاصه پايه واساس ازدواجتان بر احساسات گذاشتهش شده و زندگي سست و متزلزل خواهد شد. خلاصه اين که خواستگاري از طريق چت راه مطمئن معقولي نمي تواند باشد.


     


    سيد مصطفي علم خواه


     


        نقد و نظر جنابعالي

  • + ازدواج موقت!؟
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه يکشنبه 21/8/1385 ساعت 5:8 عصر

     به نام او

    بعد از درج مقاله "درمان خودارضايي" دوستان زيادي اظهار نظر کردند. از ميان ايشان دوستاني بودند که نسبت به عدم ارايه راهکار مناسب در اين زمينه اعتراض داشتند. خوب بنده گفته بودم که راهکار اصلي ازدواج است اما بحث ازدواج موقت هم مطرح شده. در اين مطلب به راهکار ازدواج موقت نيز اشاره شده است.


     غريزه جنسي:


    غريزه جنسى يکى از خواص طبيعى انسان است و انسانى که از نظر جسمى و روحى سالم باشد داراى چنين کششى مى‏باشد و اين خود يکى از نعمت‏هاى خدادادى به بشر است. در نتيجه آن چه تا حدى مقدور است کنترل آن و استفاده صحيح و معقول از اين ميل است و اين که انتظار داشته باشيم با رعايت نکات اخلاقى و عرفانى به کلى نسبت به اين مسأله بى‏احساس شويم، انتظارى واقع‏بينانه نيست. طبيعت اشخاص هم در سردى و گرمى مزاج و شدت غريزه جنسى متفاوت است و بر همين اساس مقايسه خود با ديگران نيز کار درستى نيست و ممکن است احياناً به يأس آدمى منجر گردد.


     قدرت غريزه جنسي:


    بدون ترديد غريزه جنسي و غريزه خوردن و آشاميدن در انسان از قدرت فوق العاده اي برخوردارند و تأثير فراوان آن ها در چرخه زندگي و نقش بنيادي و بسياري قوي آنها در رفتار و افکار و فعاليت هاي فردي و اجتماعي آدمي، امري غير قابل انکار است و شايد مبناي دو مکتب «فرويديسم» و «مارکسيسم» حاصل نگرش افراطي اين دو رويکرد به اين غرايز باشد. مکتب فرويديسم با مهم جلوه دادن بيش از حد غريزه جنسي و اصالت دادن به آن و مارکسيسم با اصالت دادن به نيازهاي طبيعي و مادي مانند غذا و مسکن، بيش از يک قرن در عرصه حيات فکري بشر جولان دادند و در بيشتر عرصه هاي علمي تأثيرگذار بودند. اين دو مکتب ساير نيازهاي بشر را متفرع و شعاعي از اين دو دسته نياز مي دانند البته هر دو تفکر بدليل رويکرد افراط گونه خود به غرايز در حال حاضر منسوخ شدند و فاقد اعتبار علمي هستند اما واقعيت اين است که قطع نظر از افراط و تفريط هايي که در زمينه غرايز جنسي و غير جنسي شده است؛ بايد اذعان کرد که نيازهاي جنسي نقش فوق العاده اي در فعاليت هاي فردي و اجتماعي بويژه در زندگي مشترک و دوام آن دارد. اما اين غريزه اگر رها شود، همچون موريانه که بي‏رحمانه بر درختان تناور هجوم مي‏آورد و از درون آن ها را پوک و تهي مي‏سازد، جسم و جان آدمي را به تحليل برده و رفته رفته به ويراني و سقوط مي‏کشاند.


     توانمندي جوان در حفظ پاکدامني:


    بدون ترديد اگر خداوند غريزه جنسي را در انسان قرار داده قدرت و توان مقابله با گناه را نيز در وجود وي قرار داده است بنابراين هر انساني بايد با عزم و همتي سترگ به مبارزه با گناه برخيزد و همواره کوشش کند که براي اولين بار که ميل به گناه آمد با جديت تمام در برابر آن مقاومت کند آن گاه به تدريج مبارزه آسان خواهد شد.


    گاهي اوقات ممکن است براي بعضي از افراد واقعا امکان ازدواج به هيچ وجه فراهم نشود، در اين صورت، قرآن کريم دستور به پاکدامني و عفاف مي دهد و مي‏فرمايد: «وليستعفف الذين لايجدون نکاحا حتي يغنهم‏الله من فضله» ، خداوند در اين آيه، صريحاً دستور به عفاف و خودنگهداري مي‏دهد و اين بهترين شيوه و روشي است که با به کار بستن آن روح ايمان و تقوا در انسان پرورش مي‏يابد و سبب تقويت اراده و تسلط بر نفس مي‏شود و روحيه عفت در انسان زنده مي‏گردد.


     وجوب ازدواج :


    ازدواج گاهي بر انسان واجب مي شود، در اين صورت اقدام به ازدواج به صورت يک وظيفه شرعي در مي آيد که تخطي از آن گناه محسوب مي شود. در مورد ازدواج تمامي مراجع عظام تاکيد مي کنند که اگر چه  اصل ازدواج در اسلام واجب نيست و از مستحبّاتي است که به آن بسيار سفارش شده است؛ ولي اگر کسي به واسطه نداشتن همسر، به حرام و گناه بيفتد، ازدواج بر او واجب مي‏گردد و حق ندارد مجرد بماند.


    ممکن است بگوييد: به لحاظ اقتصادي و شرايط تحصيلي ادامه مطلب...

        نقد و نظر جنابعالي

  • + جنس مخالف!
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه چهارشنبه 10/8/1385 ساعت 10:39 عصر

     حضور چندين ساله در ميان جوانان، اداره جلسات پرسش و پاسخ و ارائه مشاوره به اين قشر ارزشمند از جامعه، خاطرات تلخ و شيريني را براي من به همراه داشته است. از ميان موضوعات بسيار گوناگوني که در اين چند ساله با آن مواجه بودم بيشترين فراواني مربوط به سوالات پيرامون ارتباط با جنس مخالف بوده است و اينک بنا بر خواست دوستان اين تجربيات و مشاهدات خو را بدون به کار بردن اصطلاحات پيچيده ي علمي به رشته تحرير در مي آورم، باشد که مفيد واقع شود.

      دوستي ها اغلب با وعده ازدواج آغاز مي شود.


    بيشتر دختراني که ماجراي ارتباط خود با جنس مخالف را با من در ميان گذاشته اند مي گويند: «او به من گفت که ما با هم ازدواج خواهيم کرد.» به اعتقاد برخي صاحب نظران، انسان قبل از اينکه هر گناهي را مرتکب شود حتما آن را توجيه مي کند و الا فشار وجدان مانع انجام آن کار خواهد شد. اين توجيه مي تواند به صورت هاي گوناگون و متنوعي پديد آيد. برخي از اساس منکر خداوند مي شوند. برخي با گفتن «دنيا دو روزه» و جملات عوامانه اي از اين قبيل، خود را به غفلت مي زنند و برخي نيز به صورت موردي دست به توجيه مطالبات نفس خود مي زنند. وعده ازدواج نيز نوعاً از اين گونه توجيهات است.


    تجربه نشان داده است که قريب به اتفاق اين نوع دوستي ها به ازدواج ختم نمي شود چرا که همه مردم به صورت فطري ارزش پاک بودن را مي دانند بنابراين همان جواني که قبل از ازدواج ممکن است با چندين دختر ارتباط داشته باشد در هنگام ازدواج، از مادرش مي خواهد که براي او يک دختر پاک و مؤمن انتخاب کند. وقتي من از آنها سوال مي کردم چرا با همان دختري که با او دوست بودي ازدواج نمي کني؟ مي گفتند: «او به درد دوستي مي خورد ولي به درد ازدواج نه. ازدواج شوخي بردار نيست، يا من به او اعتماد ندارم!»


     آنها که به وعده ازدواج خود عمل مي کنند.


    البته من منکر اين نيستم که درصدي از اين دوستي ها به ازدواج ختم مي شود و حداقل دوره اي را در کنار هم احساس خوشبختي مي کنند. ولي متأسفانه اين خوشبختي ها چندان پايدار نمي ماند. بلکه ترديد و بدبيني به مرور زمان عرصه را بر اين زندگي مشترک تنگ مي کند. به عبارت ديگر بعد از اينکه يک سالي از زندگي مشترک گذشت و همه چيز به صورت عادي در آمد، اين افکار به ذهن آن جوان يورش مي برد که چرا همسرش زماني که مجرد بود به راحتي با او ارتباط برقرار کرد؟ آيا او قبلاً با کسي ارتباط داشته است؟ يا وقتي که من در خانه نيستم، او به من وفادار مي ماند؟


    يادم مي آيد که در يکي از شبهاي ماه مبارک رمضان، ادامه مطلب...

        نقد و نظر جنابعالي

  • + همسر گزيني
    نويسنده: سيد مصطفي علم خواه دوشنبه 8/8/1385 ساعت 11:51 عصر

      فرايند همسر گزيني:

    ازدواج يکى از مهمترين پديده‏هاى زندگى انسان است و در پيشرفت، کمال و سعادتمندى انسان نقش اساسى دارد و طبيعى است که هر جوانى که در آستانه ازدواج قرار دارد، همواره به فکر اين مسأله مهم و شريک زندگى خود يعنى همسر آينده‏اش مى‏باشد.بنابراين در زمان مناسب وآغاز ورود به اين جرگهبه فکر ازدواج بودن چندان بي مورد نسيت و حتي ضروري است و به فکر نبودن يک نوع خسارت تلقي مي شود . پس با ورود به دوران ازدواج بايد به آن انديشيد . چرا بايد به اين انديشه هاجهت داد تا به انحراف نگرايد.


    قبل از هر چيز بايد از معيارهاي همسر شايسته شناخت کافي پيدا کرد، بنابراين معيارها و ملاک هايي که در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود دو نوع است .


     الف . آنهايي که رکن و اساس اند و براي يک زندگي سعادتمندانه حتما" لازم اند.


     ب . آنهايي که شرط کمال هستند و براي بهتر و کاملتر شدن زندگي اند و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد.


     ملاک هاي دسته اول عبارتند از:


    1. تدين و دين دار بودن فرد. زيرا انسان