رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج:
در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور کلي سه ديدگاه مطرح است:
1. ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رويکرد ليبراليستي)
به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آنها حاکم است.
فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيتها و محروميتها و ترسها و وحشتهاي ناشي از اين ممنوعيتها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد ميکند، همين مطلب را اساس قرار ميدهد.
راسل در کتاب«جهاني که من ميشناسم» ميگويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم» (جهاني که من ميشناسم، ص 68)
2. ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويکرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نکوهش ميباشد.
اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است.
برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر ميگويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثالهاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر ميکند.
در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بودهاند که طرفداري از تجرد ميکردهاند، مانند اسنيتها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.» (کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25)
راسل در جاي ديگر ميگويد: پدران کليسا از ازدواج به زشتترين صورت ياد کردهاند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده ميشد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30)
3. ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلکه ارتباط بين دو جنس مخالف در يک چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است.
ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است.
بنابراين، توصيه اکيد ما اين است که:
اولاً، اگر ضرورتى ايجاب نمىکند حتّى الامکان چنين روابطى با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نامحرم، رفتارى متکبّرانه داشته باشند نه رفتارى صميمانه. اينکه در احکام شرعى مىفرمايند در غير ضرورت مثلاً مکروه است مرد با زن هم صحبت شود، مخصوصا مرد و زن جوان، به اين دليل است که چه بسا همين هم صحبت شدنها، غرايز جنسى افراد را تحريک کند و يک اُلفت و محبّت شهوانى بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازى براى غوطهور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بکاود و باطنش را عميقا مطالعه کند که مثلاً صحبت کردن با افراد نامحرم چه ضرورتى براى او دارد.
ثانيا: در صورت ناچارى و ضرورت، روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حريم احکام الهى منجر نشود، اشکالى ندارد.
بنابراين، گفتگو و نگاههاى متعارف بدون قصد لذّت و ريبه، اشکالى ندارد. امّا با اين حال، حتىالامکان لازم است در کلاسها به گونهاى باشند که کمترين اختلاط پديد. روشن است که هر فرد خود بهتر مىتواند تشخيص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است. «بل الانسان على نفسه بصيره؛ آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست»، (قيامت ، آيه 14).
روابط بين زن و مرد چند صورت دارد: 1. رابطه زن و شوهري، 2. رابطه علمي، 3. رابطه حرفه اي و شغلي، 4. رابطه دوستانه.
T}الف - رابطه زن و شوهري:{T
اسلام رابطه زن و شوهر را که براساس موازين شرعي و عقد رسمي تحقق پيدا مي کند مورد تأکيد قرار داده و ده ها آيه و صدها روايت از معصوم در مورد اهميت ازدواج و روابط زناشويي شاهد بر مدعاست و مهمترين کانون و نهاد اجتماعي خانواده است که با ازدواج و رابطه زن و مرد شکل مي گيرد بنابراين از نظر اسلام اين نوع رابطه اجتماعي مشروع و مورد تأکيد است و زن و مرد هر دو در شکل گيري آن سهيم اند.
T}ب - رابطه علمي بين زن و مرد:{T
اين نوع رابطه با حفظ موازين شرعي و رعايت حدود الهي از ناحيه زن و مرد مجاز است و بهترين مصداق بارز آن رابطه بين استاد و شاگرد است اعم از اين که استاد زن باشد و شاگرد مرد، يا شاگرد زن باشد و استاد مرد. آنچه مهم است رعايت موازين شرعي است، اگر احکام الهي مراعات شود اين نوع رابطه نه تنها مجاز است بلکه مورد تأکيد اسلام است و اگر حدود الهي مراعات نشود و حريم هاي بين محرم و نامحرم شکسته شود اسلام از اين رابطه ناخشنود است و آن را نهي مي کند زيرا به ضرر زن و مردم و جامعه است.
T}ج - رابطه شغلي و حرفه اي: {T
فعاليت هاي شغلي موجود در جامعه به سه دسته تقسيم مي شود:
1. شغل هايي که الزاما به عهده زنان است و با وجود زنان مردان جايز نيست آن شغل هايي را انتخاب کنند مثل شغل مامايي و کارهايي که جنبه زنانه محض دارد. در اين گونه موارد اسلام تأکيد دارد که شغل هاي حساس و مهمي که مربوط به بانوان مي شود خودشان به عهده گيرند. طبعا نوع رابطه شغلي در اينجا بين زنان است و مردان حق ورود به اين مشاغل را ندارند مگر در شرايط ضروري.
2. شغل هايي که به مردان اختصاص دارد مثل کارهاي شاق و سختي که با فيزيک بدن زن و روحيات او سازگار نيست طبعا پذيرفتن کارهاي شاق و طاقت فرسا که براي زن يا جنين او در شکم ضرر داشته باشد جايز نيست.
3. شغل هايي که مشترک بين زنان و مردان است که اکثر موارد و بيشتر کارها تقريبا بين زن و مرد مشترک است. در اينگونه کارها اگر زن و مرد ضوابط شرعي را رعايت کنند و مرتکب عمل حرامي نشوند مي توانند هم زنان و هم مردان مشارکت فعال داشته باشند مانند بسياري از کارها از جمله نمايندگي مجلس، معلمي و صدها کار ديگر.
T}د - رابطه دوستي بين دختر و پسر:{T
اين نوع رابطه از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستي بين دختر و پسر و اينگونه روابط نهي کرده است زيرا عفت عمومي جامعه با اينگونه روابط آسيب جدي مي بيند پايه هاي ازدواج و خانواده سست مي شود و صدها مفسده اخلاقي براي دختر و پسر و جامعه دارد. بدون ترديد اگر ائمه(ع) از حضور زنان در جامعه نهي کرده اند اينطور نيست که اين نهي کلي و مطلق باشد بلکه سيره عملي آنها به اين امر مطلق تخصيص مي زند و نشان مي دهد که منظور ائمه اين نيست که زنان مطلقا نبايد در امور اجتماعي مشارکت داشته باشند بلکه منظور آنها اين است که زنان اولا، بدون دليل موجه نبايد در ميان مردان و مقابل چشم آنها قرار گيرند. ثانيا، در صورت لزوم بايد حضورشان در حد نياز و ضرورت باشد و زائد بر آن به صلاح زنان و جامعه نيست چه اين که مفسده هاي زيادي مي تواند داشته باشد.
نکته ديگري که بايد به آن توجه نمود اين است که اجتماعي بودن زنان و داشتن جايگاه اجتماعي مستلزم حضور بي رويه و بدون دليل در ميان مردان نيست بلکه خود زنان مي توانند تشکل هاي اجتماعي - فرهنگي داشته باشند و در اين تشکل ها حضور فعال در زمينه هاي گوناگون داشته باشند. بنابراين اسلام از حضور و مشارکت زنان در مسائل اجتماعي نهي نمي کند و صرفا ضوابط و قوانين و حدود اين حضور را مشخص مي نمايد و اين به خاطر مصونيت زنان از آسيب هاي اجتماعي است و از سوي ديگر به خاطر مصون ماندن جامعه از آسيب هايي است که از ناحيه زنان و مردان فرصت طلب به وجود مي آيد بنابراين هيچ تناقضي بين آموزه هاي ديني وجود ندارد بلکه همه آنها هماهنگ با يکديگر و متناسب با نياز جامعه انساني است.
در ادامه گفتني است: نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مىدهد که البته اين يک امر طبيعى و غريزى است و کمتر مىتوان راهى براى گريز از آن پيدا کرد.
آنچه در اين مقوله اهميت دارد، کنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است که ممکن است فرد را به گرفتارىهاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
«دوست داشتن و عشق ورزيدن» اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفا نشود، ممکن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد کند.
شما خوب مىدانيد جاذبه بين دو جنس مخالف (زن و مرد) بسيار فراوان است؛ مخصوصا در سنين جوانى، که اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مىباشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسى و وسوسههاى شيطانى قوىتر از آنند که انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مىکند انسان خود را در معرض خطرى که بسيارى از خوش باوران را گرفتار کرده قرار ندهد. روشن است که هر فرد خود بهتر مىتواند تشخيص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است.A}بل الانسان على نفسه بصيره{A ؛ M}آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست{M، V}(قيامت ، آيه 14){V.
قرآن در دو جا يعني يکي در سوره مائده آيه 5 و ديگري در سوره نساء آيه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آيه 25 سوره نساء به مردان مي گويد با دختراني که روابط دوستي مخفيانه اي با ديگران داشته اند ازدواج نکنيد... A}«فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان»{A يعني آنان را با اجازه خانواده هايشان به همسري خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گيران پنهاني نباشند.
در آيه 5 سوره مائده نيز به مردان خطاب مي کند و مي فرمايد شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنيد و خود نيز پاکدامن باشيد نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهاني دوست خود بگيريد A}«... ولا متخذي اخدان ...»{A
رابطه دختر و پسر اگر به معناي داشتن ارتباط عاطفي و دوستانه باشد که از ديدن و صحبت کردن يکديگر شاد شوند و لذت ببرند, قطعا يکي از محرمات است اما اگر به صورت يک ارتباط عادي باشد, مانند اينکه در يک موضوع علمي يا شغلي با يکديگر گفتگو کنند, در صورتي که خطر تبديل شدن به رابطه دوستانه, که در نوع اول توضيح داديم, در آن وجود نداشته باشد, به جهت اينکه مقدمه معصيت مي شود, اشکال دارد. در روايات آمده است, با نامحرم بيش از پنج کلمه ضروري صحبت نکن و نيز هرگز با او درجاي خلوتي قرار نگيريد؛ زيرا گرچه نفس اين کار شايد اشکال نداشته باشد, ولي چون زمينه مبتلا شدن به معصيت را فراهم مي سازد, بايد از آن پرهيز کنيد.
البته ما قبول داريم که ممکن است بين دختر و پسري دوستي غير جنسي وجود داشته باشد ولي اولا: ثابت نگهداشتن اين حالت با توجه به شرائط جواني مشکل است و ثانيا: گاهي چنين حالتي به صورت نهفته و ناخودآگاه در انسان وجود دارد و حتي خود را به صورت يک رابطه عاطفي و معنوي نشان مي دهد در حالي که مسأله غير از اين است در هر حال ما سعي مي کنيم بدبين نباشيم شما هم سعي کنيد سر خود را کلاه نگذاريد.
چند توصيه:
با توجه به شرايط خاص دوران جواني , طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشکار و پنهان غرائز نفساني , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر کمي و کيفي تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند. بنابراين , توصيه اکيد ما اين است که : اولا, اگر ضرورتي ايجاب نمي کند حتي الامکان چنين روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متکبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينکه در احکام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا مکروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا مرد و زن جوان , به اين دليل است که چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريک کند و يک الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا درون خود را بکاود و باطنش را عميقا مطالعه کند که مثلا صحبت کردن با افراد نامحرم چه ضرورتي براي او دارد. ثانيا: در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حريم احکام الهي منجر نشود, اشکالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشکالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامکان لازم است در کلاسها به گونه اي باشند که کمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:
1- از گفتگوهاي تحريک کننده پرهيز شود.
2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.
3- حجاب شرعي رعايت شود.
4- قصد تلذذ و ريبه در کار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي کنيد خود را عادت دهيد که :
1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نکنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان کاملا مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تکرار و تلقين بايد ادامه دهيد.
2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نکنيد.
البته از نظر شرعي و اخلاقي تا هنگامي که به اين صورت تنها حرف هاي معمولي مي زنيد، نمي توانيم بگوييم که اين رابطه حرام است و يا گناه دارد، يعني مشکل شرعي ندارد، ولي مي تواند آسيب هاي تربيتي و رواني مهمي در پي داشته باشد. وقتي دو نفر مدت زيادي با هم صحبت مي کنند و رابطه دارند، کم کم به هم علاقه مند مي شوند و اين علاقه به صورت دلبستگي و وابستگي در مي آيد، بعد از اينکه اين حالت به وجود آمد، ديگر قضاوت هايي که در مورد هم دارند تحت تاثير علاقه قرار مي گيرد و نمي توانند کاملا آزاد و فارق در مورد هم فکر کنند و يکديگر را به صورت عقلاني و منطقي مورد ارزيابي قرار دهند و چه بسا عيب هاي هم را نمي بيننند و وارد راهي مي شوند که به احتمال قوي پايان خوبي ندارد.
پيامدهاي روابط افراطي دختر و پسر پيش از ازدواج
از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] ميتوان به اين امر پرداخت.
به طور کلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفتها و آسيبهاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيبها اشاره ميشود:
1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا ميشود اين گونه روابط و دوستيها به انگيزه ازدواج شکل ميگيرد، ولي با کمي دقّت فهميده ميشود، روح حاکم بر اين گونه دوستيها، عشقورزي کور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام ميفرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را کور و کر مي کند.
در حالي که تصميمگيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تکيه بر عقلانيّت و خردورزي ممکن است. دوستيهاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را کور ميسازد و اجازه نميدهد تا يک تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخابها که در فضايي آکنده از احساسات و عواطف انجام ميگيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقعبينانه، زندي مشترک را تلخ و آينده را تيره و تار ميسازد.
2. ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشکلي را براي دختران و پسران حل نميکند بلکه بر مشکلات آنان ميافزايد.
اين گونه دوستيها و روابط اگر به ازدواج بيانجامد پس از مدتي از شکلگيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود ميگويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از کجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از کجا معلوم که در آينده با اين که همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نکند؟
دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.
بر اين اساس اين گونه ازدواجها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که سريع منجر به طلاق و جدايي ميگردد.
بر اساس يک يافته پژوهشي در آمريکا، زوجهايي که پيش از ازدواج با يکديگر زندگي ميکنند زندگي زناشويي آنها با مشکلات عديدهاي رو به رو است و منجر به طلاق ميشود. به گزارش ايسنا، دکتر «کاترين کوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي که پيش از ازدواج با يکديگر رابطه داشتهاند بعد از ازدواج در حلّ مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به يکديگر بسيار بدبين هستند. کوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است که زوجين چندان انگيزهاي براي حل درگيريها و حمايت از مهارتهاي خود ندارند. وي افزود: به نظر ميرسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي که با يکديگر دوست نبودهاند، سرد و منجرّ به طلاق ميشود. وي در پايان گفت: ميتوانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نميشود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]
3. افت تحصيلي يا رکود علمي: اين گونه روابط باعث ميشود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف ديدارها و ملاقاتهاي حضوري و تلفني خود بکنند و اين بزرگترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمرکز نيروهاي فکري وروحي است.
دلمشغولي و اضطرابي که در اثر اين گونه پيوندها پديد ميآيد بزرگترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاهها توصيه ميکنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمرکز بيشتر فکر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.
4. عدم اسقبال از تشکيل کانون خانواده: اين گونه روابط و دوستيها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شکل ميگيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نميشود. عشق حقيقي و پاک با هوسهاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط که مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مينهد. جاذبه و دل رباييها مربوط به روزها و ماههاي اول دوستي است. ولي ديري نميپايد که اين روابط عادي شده و به جدايي مي کشد. حس تنوع طلبي انسان از يک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث ميشود برخي سراغ ازدواج و تشکيل خانواده نروند جامعهاي که از تشکيل کانون خانواده استقبال نکند هيچگونه ضمانتي براي رشد و شکوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبيها و کمالات والاي انساني در پرتو تشکيل خانوادهاي سالم، به فعليت ميرسد.
5. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستيهاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستيها وجود دارد، اين گونه دوستيها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است.
وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت ميگيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
بنابر اين وجود چنين دلهرهها و اضطرابهايي که گاهي لطمههاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيبهاي اين گونه روابط است.
6. محروميت از ازدواج پاک: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاکيها و نجابت است. دختراني که در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زدهاند و اين امر باعث ميشود که آنها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاک را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان به چند پرسش اساسي اشاره ميشود:
1. به نظر شما يک رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگيهايي دارد؟
2. آيا روابطي که بر پايه هوسرانيها و سرگرميهاي زودگذر است، ميتواند روابطي پايا و پويا باشد؟
3. آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
4. آيا پسنديده نيست که انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند.
راهکار همسريابي:
راههاي همسريابي عبارتند از:
1. وساطت افراد خانواده، بستگان و بخصوص والدين: متدوال ترين روش در فرهنگ ملي و ديني همين روش شناسايي به واسطه افراد خانواده و يا فاميل و بستگان است. افراد خانوداه اغلب به دليل شناختي که از فرد و روحيات و عقايد و خواسته هاي وي دارند و همين طور شناختي که از افراد مورد نظر دارند و يا مي توانند با تحقيق هاي مهم همه جانيه شناخت کافي پيدا کنند بهتر مي توانند به تطابق داشتن و ميزان هم گرايي و اشتراکات آنها آگاهي پيدا کنند. اين روش ساده ترين روش عملي و سهل الحصولترين طريق کسب اطلاعات اوليه و ارتباطات بعدي و مورد نياز است و از نظر حاصل کار نيز ثمر بخش ترين شيوه به شمار مي رود.
به عبارت ديگر اين روش از اين امتيازات برخوردار است: سهولت، سرعت کسب اطلاعات و ارتباطات، اطمينان نسبي بيشتر به صداقت و دلسوزي واسطه(که خانواده و والدين هستند) و شناخت بيشتر به روحيات، سوابق و خواسته هاي طرفين. علاوه بر اين خالي از هر گونه تعصب و سوگيري است و بدون هيچ گونه حب و بغض شخصي انجام مي گيرد. همچنين تحت تأثير احساسات و عواطف غريزي که در ارتباطهاي مستقيم به وجود مي آيد، نيست.
2. وساطت مراکز مشاوره
مراجعه به برخي مراکز مشاوره ازدواج که به منظور شناساندن دو فرد براي ازدواج تأسيس شده است، فرد مطلوب و مطابق با خواسته ها و توقعات خود را يافت. چنين مراکز مشاوره محدود هستند و کمتر با فرهنگ ملي و بومي ما تناسب دارد و افراد کمتري براي شناسايي فرد مورد نظرشان به اين مراکز مراجعه مي کنند. اگر اين مرکز مشاوره ازدواج مورد اعتماد باشند در محيط هاي دانشگاه يا غير آن مي توانند موثر باشند و از طرف ديگر چون امکان همسريابي از راه اول يعني وساطت خانواده به هر دليلي امکان پذير نيست اين راه مي تواند اطلاعاتي که موردنياز را در اختيار بگذارند. تأکيد مي شود اين مراکز مشاوره بايد داراي کارشناسان دلسوز، با تجربه و مورد اعتماد و سابقه روشن و مطمئن باشند.
3. راه ديگري که متأسفانه در حال حاضر و بخصوص در محيط هاي اجتماعي مختلط مثل دانشگاه ها از آن استفاده مي شود روش ارتباط مستقيم و بدون واسطه است. در اين روش جوانان آماده ازدواج شخصا و مستقيما اقدام به خواستگاري يا جلب خواستگار مي کنند. به نظر ما اين روش معقولي نيست و تناسبي با فرهنگ ديني و اخلاقي ما ندارد و معمولا موجب بروز و ظهور روابط نامشروع و فسادآور مي شود زيرا اين روش به " دلباختگي در يک نگاه" منتهي مي شود و تصميم گيرنده بدون توجه به معيارها و ارزشهاي تعيين شده در شرائط همسر ايده ال و متناسب، و بدون توجه به هدف مورد نظر خود و صرفا به خاطر جلب توجه به ظواهري همچون زيبايي، ثروت، تحصيلات، پست و مقام و ... شيفته طرف مقابل شده و تصميم گيري اش در يک فضاي فکري و رواني احساسي و عاطفي انجام مي گيرد.
هرچند لازم است دو طرف به مسائل ظاهري مثل آنچه گفته شد توجه کنند ولي محور قرار دادن و اصالت دادن به آنها منتفي است و صحيح نيست بلکه بايد ضمن توجه به آنها، به موازين اساسي و ارزشهاي اخلاقي و زيربنايي و پايبندي به اصول اخلاقي ديني اصالت بخشيد و آنها را محور تصميم گيري قرار داد. و گر نه تصميم گيري هاي بر اساس ارتباط هاي مستقيم و بدون واسطه معمولا بر اساس خواسته هاي نفساني و احساسات زودگذر انجام مي گيرد. که عواقب ناگوار و نامطلوب دارد. بنابراين توصيه اکيد ما اين است که براي شناسايي فرد مورد نظر و همسريابي هرگز از اين روش استفاده نشود و به ايجاد ارتباط مستقيم چه حضوري و چه تلفني و چه مکاتبه اي بدون اشراف و نظارت خانواده هاي دو طرف اقدام نشود.
4- يکي از راه هايي که امروزه براي شناسايي و ارتباط دختر و پسر بکار گرفته مي شود, چت است, در اين زمينه گفتني است, اصل چت در صورتي که منتهي به مفسده اي نشود اشکال ندارد, ولي با توجه به حساسيت مسئله همسر گزيني و شرايط فراواني که احراز آنها لازم است, بدست آوردن همسر مناسب, از اين طريق مشکل به نظر مي رسد, مگر اينکه در مراحل بعدي در مورد او تحقيقات رسمي صورت گيرد و شما از اين بابت مطمئن شويد که همسر مورد نظر خود را يافته ايد.
به بيان ديگر اين روش بسياري از واقعيتهاي لازم را از شما پنهان نگه مي دارد و لذا اکتفا نمودن به اين روش هرگز شما را به واقعيت نمي رساند و چه بسا يک آدم کور و کچل را پسنديده باشيد چه حتي عکس قابل اعتماد از او در اختيار نداريد و تا کنون کسي نگفته است که من زشتم که ايشان نفر دوم باشد
البته از نظر فقهي و شرعي ازدواج با چنين فردي اشکال شرعي ندارد, ولي از آنجا که ازدواج نقطه عطف زندگي است و خوشبختي و بدبختي انسان تا حدود زيادي بستگي به موفقيت و يا شکست در اين امر مهم و حياتي است بهتر آن است در انتخاب همسر و شريک زندگي دقت زيادي کرد و تا زماني که از شايستگي و لياقت وي اطمينان پيدا نکرده ايم، اقدام صورت نگيرد و حتي وعده و قول و قرار ندهيد. بنابراين اگر آشنايي تان در حد و سطح همان چت است به نظر نمي رسد براي چنين تصميم سرنوشت سازي ، کافي باشد بلکه تحقيق هاي بيشتري در اين زمينه لازم و ضروري است و بايد از ديگر روشها نيز که نام برديم کمک بگيريد و با مراجعه مستقيم و حضوري به خانواده وي و اطلاع از سطح فرهنگي اجتماعي، ديني اخلاقي وي و خانواده اش اطمينان بيشتري حاصل نماييد و نيز با شناسايي دوستان نزديک و نيز کسب اطلاع از همکاران و محل کار وي، ميزان آشنائي تان را بيشتر کنيد. و به طور کلي با چشمي باز و آگاهي کامل از وضعيت وي و خانواده محترمشان اقدام به چنين عمل مهم و سرنوشت سازي کنيد تا در آينده دچار پشيماني نشويد و نگوييد اي کاش تحقيق بيشتري مي کردم و از تناسب وي با خود اطلاع پيدا مي کردم. بنابراين توصيه مي شود براي انتخاب همسر و شريک زندگي براي يک عمر، ابتدا ملاکها و معيارهاي همسر لايق و شايسته را مطالعه کنيد و از والدين محترم تان نيز کمک بگيريد و نظرات مشورتي آنها را نيز بشنويد و درباره فرد مورد نظر تحقيق کافي (چه توسط خود و چه توسط خانواده محترمتان) بعمل آوريد و به صرف برخي گفته ها و شنيده ها يا نوشته هايي که از طريق چت بدست آورده ايد اکتفا نکنيد.
در عين حال شما خوب مي دانيد خاستگاه اين شيوه خواستگاري و ازدواج فرهنگ غربي است که از بين رفتن پايه بنيادين خانواده، پاي بند نبودن به ارزش هاي ديني و وجود تفکر ليبرالي به معني آزادي خواهي در همه عرصه هاي زندگي مهمترين مشخصه آن است. طبق اظهار نظر جامعه شناسان خانواده، درغرب ازدواج به معني زن و شوهر شدن از راه شرعي و يا قانوني با هدف زندگي طولاني با يکديگر در حال منسخ شدن است و شکل جديدي از کنار هم زندگي کردن زن و مرد رواج يافته که هيچ سنخيتي با فرهنگ حاکم بر کشور ايران ندارد. اين نوع ازدواج يا کنار هم زندگي کردن در غرب به زندگي شريکي مشهور است که در آن زن و مرد به عنوان زن و شوهر مورد خطاب قرار نمي گيرند بلکه با عنوان شريک نزديک (Partener) ياد مي شود. آشنايي و خواستگاري و سپس ازدواج اينترنتي و چتي نيز برخاسته از چنين فرهنگي است.
حاکميت چنين فرهنگي سبب مي شود آسيب هايي را براي ازدواج اينترنتي به دنبال بياورد به عنوان نمونه مي توان به ارائه اطلاعات غلط توسط يکي از طرفين به ديگري هنگام آشنايي و خواستگاري اشاره کرد. بنابراين چگونه مي توانيد به اطلاعات طرف مقابلتان اعتماد کنيد؟!
از آن جا که معمولا وقتي از طريق چت ارتباط برقرار شد به تدريج بيشتر شده و زمينه علاقه به يکديگر فراهم مي شود و چه بسا به وابستگي بيانجامد و در صورتي که بخواهيد اطلاعات داده شده را در جلسه حضوري مورد بررسي قرار دهيد و تصميم گيري کنيد چه بسا تصميم گيريتان تحت تأثير همان عشق و علاقه قبلي شده و نتوانيد واقعيات را آن گونه که هست مشاهده کرده و تصميم عاقلنه و واقع بينانه بگيريد. خلاصه پايه واساس ازدواجتان بر احساسات گذاشتهش شده و زندگي سست و متزلزل خواهد شد. خلاصه اين که خواستگاري از طريق چت راه مطمئن معقولي نمي تواند باشد.
سيد مصطفي علم خواه