بازدید امروز : 32
بازدید دیروز : 98
لطفا بفرمایید راه درمان ناامیدی شدید از درگاه خدا و اهل بیت چیه؟ چیکار کنم؟ من خیلی ناامید شدم دیگه هیج امید و اعتقادی به هیچکدوم از اذکار و دعاهای وارده ائمه و...برایم نمانده؟
از این که سوال خود را با این نهاد در میان گذاشته اید از شما متشکریم. امیدواریم پاسخ گوی مناسبی برای حس اعتماد شما باشیم.
پرسشگر گرامی سوال شما بسیار کلی است و مشخص نکرده اید که چه اتفاقی افتاده است که این ناامیدی سایه ی خود را بر زندگی شما باز کرده است و باعث دل نگرانی شما شده است.
لازم است چندین بار پرسش و پاسخ صورت بگیرد، تا بدین وسیله مسئله ی شما مشخص بشود و آن گاه بر روی آن تمرکز نموده و آن را مورد ارزیابی و کند و کاو قرار دهیم تا به نتیجه ی مطلوب نائل شویم.
به هر حال مطالبی را بیان می کنیم امیدواریم که مفید واقع شود.
«تضاد»
گاهی با خودم که فکر می کنم درمی یابم که من خدا را مثل برخی از افرادی می پندارم که هیچ توجهی به وقایعی که ما با آنها دست به گریبان هستیم ندارد.
برخی مواقع خیال می کنم ما را رها کرده است و توجهی و حتی گوشه ی چشمی ندارد.
این فکرها که از ذهنم شروع می کند به رژه رفتن، به یاد دوران داخل رحم مادر می افتم. می بینیم خدا مرا که در رحم مادر قرار داد، روزی ام را به طریق خاصی تهیه دیده بود. رحم مادر را نیز طوری طراحی نموده بود که من در داخل آن از ضربه ها و صدمه ها ایمن باشم.
بعد که به دنیا پا گذاشتم چون می دانست من دندان ندارم و برایم غذا خوردن مثل دیگران امکان ندارد، از سینه ی مادر غذای برای من ایجاد کرد. تازه این غذا خوردن چون همراه با آغوش گرفتن دل آرام مادر است، احساس آرامش و امنیت می کردم.
حالا در تضادی قرار گرفته ام و آن اینکه چطور خدای که در کودکی دست من را می گرفت، و مرا مورد توجه قرار داده بود الان در بزرگسالی من را فراموش کرده! مشکلات اطراف من، هر از چندی مانور می دهد اما او دست گیری نمی کند. پرسشگر گرامی اگر مشکل شما مثل ما است، با ما همراه شوید مقداری درباره خدا، دنیا، دعا سر صحبت را باز کنیم.
«هدف آفرینش»
فکر می کنید خدا برای چه ما را به این دنیا آورده است ؟ وقتی دست به خلقت ما زد فرشتگان گفتند، چرا انسان را خلق می کنی؟! پروردگار فرمود«قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون؛ من حقایقى را مىدانم که شما نمىدانید»(بقره/30).
تا به حال به این مطلب فکر کرده اید، این چه بود که خدا به آن علم داشت اما ملائکه نه؟
اگر ما نیز نمی دانیم برای چه خداوند ما را خلق کرده است، معلوم می شود و نتیجه ی آن چنین می شود که هدف صحیح و کارآمدی در زندگی خود نداریم. به همین جهت نیز سایه ی ناامیدی، کُنجی نشستن و غم خوردن را در فراز و نشیب های زندگی برای خود بر می گزینیم.
همه ی مشکلات ما از این ناآگاهی شروع می شود و کلید می خورد. به خاطر این ناآگاهی است که از دنیا توقع بهشت بودن و فراهم شدن امکانات بهشتی را داریم.
حال این که ساختار دنیا با بهشت بودن سازگار نیست! تجربه به ما نشان داده است که مشکل اصلی در غم و اندوه ریشه در این ناآگاهی و نگرش نادرست ریشه گرفت است، و محصول این درختی که ریشه ی آن در زمین قرار ندارد، تجربه ها و احساسات نامطلوب و رکود برانگیز است.
چرا که ما هنگامی متوجه نبودیم در این دنیا برای چه آمده ایم، چه باید بکنیم، برگشت مان به کجاست؛ همواره احساسات نامطلوب مانند ناامیدی را تجربه می کنیم. چرا که ندانستن آنها توقع و انتظارات نابجا تولید می کند، و ما را به خود فراموشی می کشاند و بنابراین توصیه می شود در مرحله ی اول نگاه تان را به خود و دنیا مورد بازیابی مجدد قرار دهید.
البته خاطر نشان کنیم، اگر چه دنیا بهشت نیست، اما این گونه هم نیست که مشکلات آن دائمی و پایدار باشد، همان گونه که دنیا خود محدود است.
خداوند در سوره ی الشرح آیه پنج می فرماید«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً؛به یقین با (هر) سختى آسانى است» و در آیه بعدی این حقیقت را دوبار گوش زد می کند«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْر؛ (آرى) مسلّماً با (هر) سختى آسانى است» توجه به این دو آیه در مشکلات می تواند، امید را در فرد ایجاد و غم را از فرد بزداید و به سوی فردای موفق در حرکت باشد.
«دعا»
کر حق را کان دعا مردود شد --- من زیان پنداشتم آن سود شد
بس دعاها کان زیان است و هلاک --- وز کرم مىنشنود یزدان پاک
خداوند به انسانها روزی می دهد، نعمت ها بی شماری ارزانی می کند، از همه اساسی تر اصل خلقت ما انسانها از اوست.
خدا بقدری بندگانش را دوست دارد که به خاطر هدایت انسان پیامبران بی شماری را فرستاده است، آن هم با سختی ها، مشقات و تلاشهای طاقت فرسا که آن بزرگواران آن را به جان خریده اند.
با توجه به این مطالب به نظر شما چنین خدای می شود و امکان دارد انسان را در این دنیا رها کند و گوشه چشمی به او نیاندازد؟!!
خدا به کسانی که نسبت به او کافران می ورزند برخواسته اند عنایت می کند و از رزق و روزی آنها را برخوردار می سازد، تا چه برسد به بندگانش چون شما؟ پس حقیقت مطلب چیست؟
ناامیدى را خدا گردن زده است --- چون گنه مانند طاعت آمده ست
چون مبدل مىکند او سیئات --- طاعتىاش مىکند رغم وشات
دوباره به ذهن می رسد که اطلاع و آگاهی ما از ذکر و دعا دچار نقصان است. به راستی شما چه اطلاعاتی درباره ی دعا دارید؟ نگاه تان به دعا و خواسته ایتان از آن چیست؟
آری ما گمان می کنیم تا دست به نیایش برداشتیم باید بلافاصله همه چیز حل و فصل بشود. حال که نشد، پس نتیجه ی آن می شود، ناامیدی، ناشکری و پشت کردن به خدا!
خدای که خود در قرآن در مورد دعا مطلب بسیار دقیق و لطیفی را بیان داشته است«و هنگامى که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعاى دعا کننده را، به هنگامى که مرا مىخواند، پاسخ مىگویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)»(بقره/186).
در مورد دعا باید خاطر نشان شویم که برخی مواقع ما باید از فکر و از راهی که خداوند برای ما قرار داده به سمت بدست آوردن خواسته ی خود برسیم. اما به خاطر کسالت و تنبلی آن را رها می کنیم، و رو به دعا می آوریم. باید بدانیم این دعا هرگز روی اجابت را به خود نخواهد دید.
گاهی نیز به خاطر رفتارهای نادرست خودمان با همسرمان و یا با اقوام دچار چالش می شویم، و دست به دعا برمی داریم. در این مورد باید بدانیم هم از خدا باید الفت قلب ها را در خواست کرد و هم هنر خود را در برخورد با دیگران افزایش داد.
«صبر»
همان طور که ما مأمور به دعا شده ایم به صبر، بردباری و استقامت نیز دعوت گشته ایم. از اینجا معلوم می شود که لازم است در مشکلات صبر را در پیش بگیریم و خود به دنبال صبر راه بی افتیم و برویم و از دعا یاری خدا را برای موفقیت در زندگی بدرقه ی راه خود کنیم.
اگر قرار بود دعا در هر موردی سریعاً مورد اجابت قرار بگیرد، صبر چه معنی دیگر داشت؟ رشد و شکوفائی ما چگونه حاصل می شود؟ آزمایشات زندگی و بندگی چه معنای داشت؟
همین مشکلات است که نقاط قوت و ضعف، رشد و سقوط را نشان و رقم می زند. به طور نمونه همین مسائلی پیش آمده ظرفیت، طاقت و ایمان تان را به نمایش گذاشته است. چرا که در مشکلات انسان خود را بهتر می شناسد و قوت و ضعف او بیشتر نمایان می شود. مومن اگر راست بگوید هرگز در مقابل سختی ها کم نمی آورد و جزع نمی کند. جزع و فزع و ضعف از صفات مومنین راستین نیست. مومن صبور و حلیم است و از صفات مهم ایمانی مقاومت در برابر دشمنان و سختی های زندگی و مصیبت ها است.
از این رو این مشکلات می تواند عاملی برای رشد دهندگی باشد.
«ایمان»
تلاش کنید ایمان و اعتقاد خود را با تلاوت قرآن و توجه به نماز اول وقت تقویت نمائید.
گر ترا اشکال آید در نظر--- پس تو شک دارى در انْشَقَّ القمر
تازه کن ایمان نه از گفت زبان--- اى هوا را تازه کرده در نهان
اگر ما همین مطلب را از قرآن در مشکلات آویزان گوش خود کنیم که« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرین؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید، از شکیبایى و نماز مدد جویید که خدا با شکیبایان است»(بقره/160)
ما اگر در زندگی این باور و این احساس دلپذیر و دل آرام کننده را در خود ایجاد کنیم که خدا با ما است، در مشکلات، در راحتی، در بیماری، در دارا بودن و ندار بودن مسئله حل می شود و چون کوه استوار و چون رود جاری خواهیم شد.
این قرآن تلاوت و تأمل در آیاتش جای برای غم و ناامیدی باقی نمی گذارد« فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون؛ بر آنها که از راهنمایى من پیروى کنند بیمى نخواهد بود و خود اندوهناک نمىشوند»(بقره/38) همین آیات بود که افرادی را تربیت کرد چون کوه در مقابل سختی ایستادگی می کردند.
هر که صبر آورد گردون بر رود--- هر که حلوا خورد واپستر رود
«بی تابی»
به راستی بی تابی، ناامیدی و دل نگران شدن کاری برای ما انجام می دهد؟ آیا مشکلات ما را رفع می کند؟ یا این که بر مسائل ما می افزاید و نمی گذارد از دعا، عقل و مشورت بهره برد؟ اگر اثر گذار است، آن را بکارگیرید! بر روی این مطلب فکر کنید؛ اگر قرار باشد کارهای شما سامان یابد صبر و مدیریت شما باید چاشنی کار باشد و هر کجا خداوند مصلحت دید، بدانید شما را یاری می کند.
حدیث پایانی:
امام صادق -علیه السلام- می فرماید:« از دو خصلت بپرهیز: بیتابی و تنبلی؛ زیرا اگر بیتاب و کم حوصله باشی، بر حقّ شکیبایی نکنی و اگر سست و تنبل باشی، حقّی را نپردازى». (میزان الحکمه/ ج3 /ص 486)
کتاب جهت مطالعه بیشتر؛
رضایت از زندگی/ عباس پسندیده/ دارالحدیث.
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
لینک دوستان
لوگوی دوستان
پیوندهای مفید
فهرست موضوعی یادداشت ها
موضوعات ساختاری وبلاگ
مشترک شوید