سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 تعداد کل بازدید : 2005221

  بازدید امروز : 307

  بازدید دیروز : 291

مرکز مشاوره و درمانگری اخلاقی آیه_قم

 
با ستیزه گریِ بسیار، دوستی در کار نیست . [امام علی علیه السلام]
 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:59 صبح

غفلت عامل اصلی گمراهی بشر:
هیچ عاملی به اندازه غفلت به انسانیت انسان آسیب نمی زند. غفلت گاهی کل عمر انسان را از بین می‌برد و آدمی را هلاک می کند. آدم غافل یک وقت می‌بینی 80 سال خودش را از دست داده و هیچ بهره ای از عمر خود نبرده است.
دنیا محلی برای کسب کمال و آمادگی و تهیه زاد و توشه برای آخرت است، کسی که 80 سال وقت دارد، ولی خود را برای زندگی پس از مرگ آماده نمی کند، غافل است.
 
جوانی فرصت خودسازی است که آن را با غفلت از دست می دهیم. خداوند به ما عمر محدودی داده تا در آن خود را برای فردای زندگی بسازیم ولی افسوس که در غفلت سپری می شود.

غفلت همچون پرده ای می ماند که بر فکر و دل انسان می افتد و آدمی را از دیدن حقایق سرنوشت ساز زندگی محروم می سازد.
قرآن کریم، در این باره می فرماید: برخی انسان ها دل دارند، ولی فهم عمیق و ژرف نگر ندارند، چشم دارند، ولی بصیرت ندارند، گوش دارند، ولی با آن نمی شنوند!
 
در ادامه ی آیه می فرماید: أُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ اینها مثل حیوانات هستند، بلکه از حیوانات نیز پست ترند، اینها همان کسانی هستند که غافلند! (اعراف، 179(
 
یعنی دل دارد، به هوش نیست. مخ دارد، فکر نمی‌کند. زبان دارد، حق را نمی‌گوید. پا دارد، جای خوب نمی‌رود. چشم دارد، مطالعه نمی‌کند. شب‌های طولانی زمستانی را دارد، اما نه سر شب مطالعه می‌کند و نه آخر شب نماز شب می‌خواند. کتاب هست، مطالعه نمی‌کند. استاد هست، با او تماس نمی‌گیرد. چشم دارد، حق با نمی بیند. گوش دارد، حق نمی‌شنود. بعد فرمود: این‌ها چهار پا هستند و بلکه از حیوان بدتراند.
 
غفلت مهمترین عاملی است که آدمی را از کمال باز می دارد، غافل آن چنان حواس خود را صرف امور دون پایه می کند که از امور حقیقی ومطلوب باز می ماند.
 
غافل، مانند شخصی می ماند که خواب است، در حالی که خانه اش در میان شعله های آتش می سوزد.
حضرت علی(ع) می فرمایند: اهل دنیا مانند کاروانی هستند که آنها را می برند، در حالیکه خواب اند و زمانی چشم باز می کنند که عمر به سر آمده و دیر شده و از جوهره انسانیت بی بهره مانده اند. 
 
رسول اکرم (ص) می فرماید:غافل ترین مردم کسی است که از دگرگونی دنیا، پند نپذیرد.
 
در روایت داریم: إِنَّ الْغَفْلَةَ مُصْطَادُ الشَّیطَانِ وَ رَأْسُ کُلِّ بَلِیةٍ وَ رَأْسُ کُلِّ حِجَابٍ. انسان وقتی غافل شد، شیطان او را شکار می کند. وَ رَأْسُ کُلِّ بَلِیةٍ. همه بلاها وقتی به سراغ انسان می‌اید که غافل می شود. وَ رَأْسُ کُلِّ حِجَابٍ. بدترین حجابی است که انسان را از دیدن حقیقت باز می دارد. (مصباح‏الشریعة، ص‏99)

پس غفلت در حقیقت گناه مادر و سرمنشأ تمام گناهان و گمراهی های انسان است.


 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:59 صبح

حقیقت فراگیر توحید و شرک:
 
توحید، یعنی زندگی بر اساس خداپرستی و شرک، یعنی زندگی بر اساس پرستش غیر خدا.  توحید  بر اساس کلمه: لا اله اله الله، دو جهت دارد، یکی پرستش خدای یگانه و  دیگری مبارزه با کفر و شرک.  مبارزه با شرک داخلی و خارجی علامت و نشانه مومن خداپرست واقعی است.
توحید معنای بسیار گسترده ای دارد و تمام جهان هستی و زندگی فردی و اجتماعی انسان را پوشش می دهد. 
ما سه نوع خداپرستی داریم، فردی و احتماعی و تاریخی. کل تاریخ مومنان صحنه یک عبادت تاریخی تا عصر ظهور است.
ما در مذهب شیعه دو مفهوم مهم و کلی بیشتر نداریم و آن توحید و ولایت است. بقیه اعتقادات و آموزه های اسلام و شیعه همه تحت این دو عنوان ساختار بندی می شود.
در مورد معنای توحید از بچه گی به ما آموخته اند که توحید؛ یعنی خدا یکی است و دو تا نیست. این آموزش درست است اما نیاز به توضیح و تبیین فراوان دارد.
باید این اعتقاد باز شود و وقتی باز می شود، شما مشاهده می کنید که تمام حوزه های فردی و اجتماعی زندگی انسان را در بر می گیرد.
 
بر این اساس توحید یعنی:
تبیین و اجرای هدف زندگی، اخلاق، پرستش، رفتار فردی و اجتماعی، سیاست، اقتصاد، مدیریت، فرهنگ و حکومت، بر اساس جهان بینی و ایدئولوژی توحیدی و خداپرستی.

شرک یعنی:
تبیین و اجرای تمام این حوزه ها که نام برده شد، بر اساس جهان بینی و ایدئولوژی مادی که شامل: ماده پرستی و پول پرستی و دنیا پرستی و قدرت پرستی، شخصیت پرستی، شاه پرستی، جمال پرستی، شهرت پرستی، لذت پرستی، نفس پرستی و مانند آن است.

توحید یک مصداق بیشتر ندارد و آن خداپرستی است. ولی شرک مصادیق فراوانی دارد که عرض شد.
 
سرمایه داری و پول پرستی:
برای روشن شدن شرک به یک مصداق آن اشاره می کنیم:
به طور مثال امروز پول پرستی خیلی گسترش دارد. امپریالیسم، یعنی سرمایه داری و  پول پرستی .
در نظام های سرمایه داری، خدا همان پول و سرمایه و منافع مادی است و چون آنها ماده پرست هستند، بر سر منافع  مادی هرگز با کسی سازش نمی کنند. غربی ها به شدت به خدایان خود معتقد اند و پول و سرمایه را می پرستند.
ریشه تمام جنگ ها و تجاوزهایی که نظام های استکباری در جهان برپا می کنند، منافع مادی نامشروع آنان است.
پول پرستی و سرمایه داری، ریشه تمام غارت ها و ظلم هایی است که نظام های استکباری و امپریالیسم آمریکا در طول تاریخ نسبت به بشریت داشته اند.
استعمارگری و نفوذ غربی ها به کشورهای جهان سوم و غارت منابع مادی آنان ریشه در جهان بینی مادی و دنیا پرستی و پول پرستی آنها دارد.
در روایت داریم که: دنیاپرستی سرآمد تمام مفاسد و رذایل اخلاقی اقتصادی و فرهنگی است. الدنیا راس کل خطیئه. به همین دلیل نظام های مادی و غربی، عملا ریشه تمام مفاسدی هستند که در جهان واقع می شود.
تمام انحرافات و تاثیرات منفی غیر انسانی موجود در سطح جهان، توسط سکولارها و لائیک ها و ملحدین اشاعه می شود.
سکولاریسم همان کفر جدید و جهانی است که متاسفانه مبنای زندگی بسیاری از مردم در کشورهای غیر مسلمان قرار گرفته است.
دشمنی غرب با انقلاب اسلامی ایران به دلیل توحیدی بودن این انقلاب و دعوت اسلام به خداپرستی است. آنها با خداپرستی به شدت دشمن هستند و سر جنگ دارند. چون خداپرستی تمام منافع مادی آنان را در معرض خطر قرار می دهد. خداپرستی انسان ها را آگاه و بیدار می کند و به انسانیت کرامت و آزادی می بخشد و انسان را را از یوغ اسارت نظام سلطه و سرمایه داری خارج می سازد.
به همین دلیل است که مشاهده می کنید، آنها هرگز با انقلاب اسلامی و توحیدی ایران سازش نمی کنند.


 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:58 صبح

تقابل تاریخی توحید و شرک:
 
تقابل و درگیری بین جبهه توحید و شرک در تمام تاریخ بشر وجود داشته است و این بحث سابقه ای به اندازه تاریخ انسان دارد. ما دراین نوشته تنها به یک مقطع انقلاب اسلامی ایران اشاره می کنیم. 
بعد از انقلاب اسلامی و توحیدی ایران در سال 57 علت اینکه آمریکا و غرب با ما درگیر شدند، هویت توحیدی انقلاب اسلامی بود. آنها با تعجب شاهد قیام خداپرستان و قدرت یافتن آنها بودند.
آنها کاملا درک می کردند که اگر تفکر توحید و خداپرستی در جهان قدرت بگیرد و رواج یابد و صادر شود، مردم جهان به خصوص مسلمانان را بیدار می کند و آنها دیگر از قدرت های استکباری و شیطانی اطاعت نخواهند کرد.
دنیاپرستان دنبال سلطه بر ملت های جهان هستند تا بتوانند منابع مادی آنها را غارت کنند و آنها را مصرف کننده کالاهای خود نمایند و از این طریق منافع مادی خود را تامین کنند و هر چه بیشتر به خدای خود که سرمایه است نزدیک شوند.
جریان انقلاب اسلامی و توحید درست در مقابل این جریان قرار دارد. توحید به انسان ها روش آزاد زیستن و زیر بار سلطه هیچ انسانی نرفتن و فقط بنده خدا بودن را آموزش می دهد و این برای نظام سرمایه داری خیلی خطرناک است.
دعوا و اختلافاتی هم که ما در طول این سال های اخیر با آمریکا و نظام سلطه داریم، ظاهرا سر انرژی هسته ای و موشک و حقوق بشر است، ولی در باطن ریشه در خداپرستی ملت ما دارد. بنابراین تا زمانی که ما خدارا بپرستیم برای آنها خطر تولید می کنیم و آنها با ما سرجنگ خواهند داشت.
اصلاح طلب ها خیال می کنند: اگر ما کوتاه بیاییم و قدرت خود را تضعیف کنیم، دست از انرژی هسته ای برداریم و موشک آزمایش نکنیم و نسازیم، آنها دست از سر ما برمی دارند.
در حالی که آنها دشمن خداپرستی و توحید ما هستند و تا بساط خداپرستی را برنچینند، هرگز دست از سر ما برنمی دارند.


 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:57 صبح

منظور از توحید در خودسازی توحیدی:

منظور از توحید در این مباحث پرستش خدای یگانه و نفی هر گونه شرک و غیر پرستی است. مبنای توحید عملی که به آن اشاره شد، توحید نظری است.
 
در توحید نظری ما بر این اعقادیم که تمام تاثیرات عالم از خدای متعال است. لا موثر فی الوجود الا الله. به همین دلیل هم هست که باید تنها او را بپرستیم. زیرا فلسفه پرستش در انسان مبدئت تاثیر است. انسان معبودی را می پرستد که برای او اثر بخشی داشته باشد. حتی کسانی که بت می پرستیدند خیال می کردند که بتها خاصیت و اثر بخشی دارند، مثلا مشکلات آنها را برطرف می کنند یا بیماری های آنها را شفا می دهند و مانند آن.
 
اما در دین توحیدی مبنای اعتقاد بر این است که تنها خداوند مبدا تاثیر است و هیچ موجود و مخلوقی مستقلا مبدا تاثیر نیست.
 
این اعتقاد مبنای دعوت به پرستش خدای یگانه می باشد. ما خدای یگانه را می پرستیم چون تنها او را خالق و رازق و شافی و کافی و مربی و حامی و مبدا تاثیر می دانیم. 
 
بنابراین معنای توحید کاملا روشن است. در توحید نظری می گوییم: تنها خدا مبدا تمام تاثیرات در عالم و زندگی انسان است و در توحید عملی می گوییم: به همین دلیل - ایاک نعبد و ایاک نستعین- تنها خدای یگانه را می پرستیم و تنها از او کمک می خواهیم.
 
بر این اساس خودسازی توحیدی به این معنا است که انسان افکار و اخلاق و اعمال خود را از هرگونه شرک تخلیه نماید و در تمامی ابعاد خداپرست شود.
مبنای اصلاحات جامعه هم همین است. جامعه نیز باید بر اساس توحید سازمان دهی و اداره شود. برای اصلاح جامعه و داشتن جامعه ای سالم که جزء آرمان های بزرگ بشر است، باید آنرا از هرگونه افکار شرک آمیز و اخلاق شرک آلود و رفتار مشرکانه تخلیه و تمامی حوزه های علمی و عملی را به توحید و خداپرستی مزین نمود.
سید مصطفی علم خواه  


 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:56 صبح

سی و هشتمین سالگشت انقلاب توحیدی ایران را به موحدان و خداپرستان جهان تبریک می گوییم.
انقلاب توحیدی
انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب توحیدی بود. برای اثبات این مدعا لازم است ببینیم رژیم شاه چه رژیمی بود تا در مقابل به چرایی و ضرورت مبارزه با شاه و براندازی حکومت پهلوی و انگیزه امام خمینی (رض) از برپایی انقلاب اسلامی پی ببریم.
حکومت شاه و همچنین پدر او رضا شاه، یک حکومت طاغوتی بود. طاغوت، یعنی حکومت شیطانی، یعنی دست نشانده شیطان. شاه دست نشانده شیطان بزرگ آمریکا بود و منویات و اهداف استکباری و شیطانی آمریکا و غرب را پی گیری می کرد.
شیطان دشمن توحید است و کار اصلی اش مبارزه با توحید و یکتاپرستی و صراط مستقیم الهی است و این مبارزه را از طریق اشاعه و ترویج انواع شرک و غیر خداپرستی انجام می دهد.
کار طاغوت و دست نشاندگان شیطان هم چیزی جز مبارزه با توحید و اشاعه فرهنگ شرک نیست. رضا شاه هم که کشف حجاب کرد و با دین و روحانیت به مبارزه مستقیم پرداخت، هدفش مبارزه با توحید و ترویج شرک بود.
پسرش محمد رضا هم دقیقا همین راهبرد را دنبال می کرد، یعنی دنیا پرستی و شهوت پرستی و نفس پرستی و شاه پرستی و پول پرستی و تجمل پرستی و قدرت پرستی و انواع پرستش غیر خدا را ترویج می کرد.
محمد رضا رسما آمریکا و فرهنگ غرب را می پرستید و بدون اجازه آنها آب نمی خورد. او یک شیطان پرست واقعی بود. کسانی که زمان شاه را درک کرده اند به خوبی با فرهنگ مشرکانه حکومت شاه در آن زمان آشنا هستند.
 نظام شاهی در ایران نظام سلطه و خودپرستی و استکبار و دیکتاتوری و استبداد بود، این نظام چیزی جز نظام طاغوتی ضد توحید نبود.
نظام توحیدی دقیقا ضد نظام سلطه انسان ها بر انسان های دیگر است. در نظام توحیدی خدا بر مردم حکومت می کند و ولی خدا هم چه معصوم و چه فقیه، از طرف خدا به حکومت منصوب و بر مردم حکومت می کند.  حکومت اولیای خدا بر مردم خدایی است، یعنی حکم خدا را در جامعه اجرا و ترویج می کند. در نظام توحیدی استکبار افراد انسانی و استبداد و خودپرستی و دیکتاتوری انسان ها نسبت به انسان های دیگر جایی ندارد.
اکنون آشکار می شود که چرا امام خمینی (رض) در مقابل نظام شاهنشاهی قیام کرد. امام خمینی (رض) ویژگی اصلی اش این بود که عارف بود، موحد بود، استاد عرفان دیده بود. راه عرفان رفته بود. یک موحد خالص بود، کسی که در زندگی اش هرگز شرک و دنیاپرستی مشاهده نشده است. شجاعتی هم که او داشت، حاصل همین روحیه و اعتقاد عمیق توحیدی او بود.
امام خمینی (رض) هرگز به چیزی جز خدا فکر نمی کرد و به چیزی جز خدا دعوت نمی کرد و تمام فکر و ذکر و سخن و عمل اش الهی و توحیدی بود. این ویژگی بود که او را موفق به این کار بزرگ کرد. با توحید بود که او توانست حکومت دو هزاروپانصد ساله شاهنشاهی در ایران را منقرض کند و شاه را با آن ارتش قوی و ساواک مخوف اش به زباله دان تاریخ بفرستد و حکومت اسلامی ایران را بنیان گذاری نماید.
هدف امام از انقلاب اسلامی تشکیل حکومت توحیدی بود. هدف حکومت توحیدی، ساختن جامعه توحیدی و ترویج فرهنگ توحیدی و اقتصاد توحیدی و اخلاق توحیدی و در نهایت رسیدن به تمدن  توحیدی، یعنی همان آرمان شهر اسلام است.
البته طبیعی است که موفقیت امام و انقلاب و حکومت توحیدی در ایران برای تحقق تمدن تمام عیار توحیدی قبل از ظهور امام عصر (عج) نسبی خواهد بود و ما هرگز توقع نداریم که با انقلاب اسلامی ایران به نهایت موفقیت در این زمینه دست یابیم؛ چرا که می دانیم: تحقق نهایی آن در عصر ظهور و به دست توانای امام عصر عج خواهد بود.
امام زمان (عج) است که بساط شرک و کفر را به کلی از جهان برمی چیند و حکومت توحیدی و عدالت که ظهور اجتماعی توحید است را در جامعه انسانی گسترده می کند، اما امام خمینی (رض) در این زمان به حسب وظیفه ای که احساس می کرد، به منظور زمینه سازی برای انقلاب حضرت مهدی عج باید این کار بزرگ را شروع می کرد که در این زمینه هم کاملا موفق شد.
اما اکنون یک سوال مهم مطرح می شود و آن اینکه: وظیفه ما در این زمان چیست و چگونه باید از این انقلاب توحیدی حفاظت کنیم؟
در پاسخ به این سوال مهم باید توجه کنیم که راه حفاظت از انقلاب توحیدی هم اشاعه تفکر توحیدی و فرهنگ توحیدی و مبارزه با انواع شرک و فرهنگ شرک آمیز غرب و واکسینه کردن افکار و اخلاق و سبک زندگی مردم در مقابل هجوم فرهنگی دشمنان توحید و یکتاپرستی است.
والسلام. علم خواه 


 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:55 صبح

خطر جهل و خودعالم پنداری در عصر انفجار اطلاعات:

به طور طبیعی توده و نوع مردم عالم نیستند و تحصیلات علمی اکادمیک و حوزوی ندارند. اما در زمان های گذشته معمولا مردم می دانستند که عالم نیستند و به خاطر همین نیاز خود را به علم و عالمان دینی حس می کردند و با عالمان حشر و نشر داشتند. از آنها می آموختند و تبعیت می کردند و لذا کمتر گمراه می شدند، یعنی جهل آنها بسیط بود، ولی متاسفانه انفجار اطلاعات در عصر حاضر باعث شده است که بسیاری از مردم دچار نوعی توهم خود عالم پنداری شوند و خیال کنند آنچه در رسانه ها و شبکه های مجازی به عنوان اطلاعات جریان دارد علم است.
این موضوع آسیب های جدی فراوانی دارد. یکی از این آسیب ها غرور علمی است. متاسفانه مردم این زمان دچار نوعی غرور علمی هستند و علاوه بر اینکه خود را عالم می پندارند، گاهی فتوا هم می دهند و فهم خود را برتر از فهم رهبران دینی و انقلابی جامعه می دانند و بسیار دیده می شود که از ایشان به راحتی انتقاد می کنند و در حالی که خودشان از حماقت رنج می برند، به صاحبان علم و اندیشه به راحتی نسبت حماقت می دهند.
در حقیقت عمیق ترین بیماری بسیاری از مردم زمان ما جهل مرکب است. یعنی نمی دانند و نمی دانند که نمی دانند بلکه خیال می کنند می دانند.
یکی از مشکلات جدی خود عالم پنداری و جهل مرکب، عدم هدایت پذیری است که خیلی خطرناک است. یعنی اگر هم به صورت اتفاقی با عالمی برخورد کنند و همنشین گردند، حاضر نیستند به راحتی سخنان او را بپذیرند و هدایت شوند و لذا گاهی برای همیشه ناآگاه و غافل می مانند و در نهایت این جهل آنها را به هلاکت می افکند و سر از جهنم در می آورند.
آنهمه تاکیدی که در اسلام نسبت به تحصیل علم شده و ارزش فراوانی که برای عالمان قایل شده است به خاطر این است که ریشه تمام خوبی ها و کمال ها و هدایت های انسان در علم نهفته است و برعکس ریشه تمام بدی ها و انحرافات و گمراهی ها در جهل می باشد.                                                                                         در این گروه درباره خودسازی توحیدی نظر بدهید.


 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:53 صبح

مردم در رابطه با علم و دانش سه دسته اند:                                                                                                                                                                                                                                                 علی (ع) فرمودند: الناس ثلاثه . عالم و متعلم علی سبیل النجات و همج رعاع.
مردم یا عالم ربانی اند، یعنی حقیقتا خداشناس شده و مردم را در مسیرخداپرستی تربیت می کنند و یا در مسیر خداپرستی هستند و در غیر این دو صورت از حقیقت انسانیت خارج اند.
همج رعاع؛ فرومایگان: از گروه سوم به علت حقارت و پستی و سقوط ازانسانیت، تعبیر به همج رعاع نموده اند؛ یعنی پشه های ریز و کوچکی که حقیر وبی ارزش و پستند.
 
تفسیر روایت:
مردم سه دسته اند. علما و صاحبان علم که از طریق تحصیل و تحقیق و ممارست علمی به حقیقت دست می یابند این دسته هدایت می شوند و می تواننند دیگران را هم هدایت کنند، چون ریشه هدایت در شناخت حقیقت است. کار عالمان دینی شناخت حقیقت توحید و ولایت و راهنمایی مردم به سوی خدا است.
 
دسته دوم کسانی هستند که صاحب علم نیستند و سابقه ای در تحصیل علم ندارند و می دانند که نمی دانند و نیاز خود را به علم و عالمان حس می کنند و با مراوده با علما نیازهای علمی خود را تامین می نمایند و با آنها مشورت می کنند و راه هدایت را از ایشان می گیرند و عمل می کنند. این گروه هم  در سبیل نجات هستند.
 
دسته سومی هستند که سابقه تحصیل علم ندارد و حقیقت را نمی دانند اما به جهل خود هم وقف نیستند؛ یعنی جهل مرکب دارند و خیال می کنند اطلاعات روزنامه ای و عوامانه ای که در سایت ها و کتاب های دم دستی و اخبار رسانه ها و ماهواره ها هست علم است. و خود را عالم می دانند و از عقل خود تبعیت می کنند و به عالمان رجوع نمی کنند. این دسته دچار غرور علمی هستند و قطعا هلاک می شوند و کمراه می گردنند.
 
اطلاعاتی که در رسانه ها و فرهنگ عمومی هست اطلاعات خام پردازش نشده است و ارزش علمی ندارد. علم تنها در کتاب های علمی است و باید  توسط استاد به انسان منتقل شود. البته تحصیل و شاگردی تنها هم کفایت نمی کند و باید شخص خودش با تفکر شخصی در اطلاعات علمی حقیقت را از درون خود کشف نماید و عالم شود. عالم شدن کار آسانی نیست.
 
نمی شود کسی که هیچ زحمتی نکشیده صرفا با جمع آوری یک سری اطلاعات خام تایید نشده عوامانه خیال کند که عالم شده است. این گروه البته گاهی خود را از عالمان هم بالاتر می دانند و به دلیل غرور شیطانی که دارند، خود را فهیده تر از آنها می دانند و تا جایی پیش می روند که مدعی برتری علمی نسبت به مراجع و رهبری فقیه جامعه می شوند و خیال می کنند که از ایشان بهتر می فهمند.
 
متاسفانه این گروه در معرض انواع آسیب های مهلک قرار دارند، یعنی هم دچار انحراف درعقیده می شوند هم دچار انحراف سیاسی می گردند و هم در معرض آسیب های اخلاقی و انسانی هستند و در نهایت اگر بیدار نشوند و خود را به عالمان وارسته دینی نرسانند، هلاک می شوند.
همانگونه که علم ریشه همه خوبی ها در انسان است، جهل نیز آسیب های فراوانی برای انسان و انسانیت دارد که این گروه از این آسیب ها در امان نیستند.
 
امام زین العابدین علیه السلام فرمودند: هلک من لیس له حکیم یرشده.
 قطعا هلاک شده است کسی که حکیمی برای ارشاد ندارد.  انسان به حکیم حقیقت شناس نیاز دارد. یا باید خودش حکیم باشد یا از یک حکیم حقیقت را بگیرد و عمل کند وگرنه حتما صید شیطان می شود و هلاک می گردد.


 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:49 صبح


هدف نهایی اسلام = تربیت انسان های موثر (خلیفه الله) است.

هدف نهایی تربیت دینی رساندن انسان به جایگاه خود در هستی یعنی خلافت و ولایت الهی است

معنای خلیفه الله:
خدا یعنی مبدا تمام تاثیرگذاری ها در هستی. انسان خلیفه خدا است؛ یعنی همانگونه که خداوند مبدا تمام تاثیرات در جهان است، انسان هم توانایی تاثیرگذاری در جامعه و اطراف خود را دارد.
مقام خلافت و ولایت الهی در انسان دارای مراتب است، یعنی به هر مقداری که انسان به خدا نزدیک می شود توانایی تاثیر گذاری اش بیشتر می گردد. بنابراین هر کسی به مقداری که می تواند تاثیر مثبت انسانی ایجاد کند از کمال انسانی بهره دارد.

معیار ارزشمندی انسان ها:
معیار ارزشمندی و احترام هر کسی نیز به مقدار تاثیر گذاری مثبت او است.
انسان ها از نظر تاثیر گذاری به چند دسته تقسیم می شوند:
 
1.  دسته اول ارازل و اوباش هستند که تاثیراتشان منفی و آزار دهنده است. نیروهای پلیس کارشان این است که با این دسته برخورد کنند و نگذارند آنها جامعه را به فساد و تباهی بکشانند. این گروه نه تنها احترامی ندارند بلکه باید تادیب و سرکوب شوند.
 
1.  بعضی از افراد هم تاثیر منفی ندارند اما تاثیر مثبتی هم نمی توانند ایجاد کنند. یعنی بی خاصیت هستند. کسی که تاثیری ندارد احساس شخصیت نمی کند. احساس ارزش نمی کند.این افراد ارزش و احترام خاصی در جامعه ندارند.
 بعضی افراد حتی نمی توانند یک لطیفه تعریف کنند و دیگران را بخندانند.
 
3.  ولی بعضی از اشخاص انسان های با خاصیتی هستند در هر حرفه ای که مشغول شوند، شاخص و عنصر تاثیر گذار می باشند. این افراد احساس بزرگی و شخصیت و ارزشمندی دارند.
 
این افراد دو نوع تاثیرگذای دارند. بشری و انسانی. و بسته به نوع تاثیر گذاری دارای ارزش و احترام خاص هستند. تاثیر گذاری انسانی بسیار با ارزش تر از تاثیر گذاری بشری است. بشری مانند پزشک و انسانی مانند استاد اخلاق.
 
4.  بعضی انسان ها بسیار پر خاصیت اند. یعنی دایره تاثیر گذاری آنها بسیار وسیع است . اینها خلیفه خدا در زمین هستند.
امام خمینی از این دسته است. تاثیرات او بعد از بیست و پنج سال که از وفاتش می گذرد هنوز جریان دارد و عالم گیر است. تفکر امام همین الان در میان فکر های مردم جهان نفوذ می کند و تاثیر گذار است. بسیاری از مردم دنیا تحت تاثیر تفکر وشخصیت و منش و روحیه انقلابی امام هستند .
این شخصیت ها بسیار باارزش هستند و از احترام بسیار زیادی برخودارند.
 
هدف خودسازی توحیدی تربیت انسان های با ارزش و با خاصیت است. بنابر موضوع تاثیر گذاری دررشد انسانی و بروز کمال در ما بسیار مهم است و بلکه معیار کمال محسوب می شود.


 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:48 صبح


هدف تربیتی خودسازی توحیدی = انسان با شاخصه های زیر است:
 
انسان:
 
1.  آگاه
2.  هدفمند
3.  بیدار
4.  مومن
5.  خداپرست
6.  متخلق
7.  پاک
8.  سالم
9.  شاد
10.  قوی
11.  شجاع
12.  متخصص
13.  ولایتی
14.  انقلابی
15.  بصیر
16.  مجاهد
17.  موثر
      
هدف نهایی اسلام، تربیت انسان تاثیر گذار مثبت (خلیفه الله) است ، ولی این کمال در یک جوان مسلمان، همراه با شاخصه های بالا ظهور پیدا می کند.


 
تهیه کننده: سید مصطفی رئوفی ::: شنبه 95/11/23::: ساعت 8:47 صبح

خودسازى و جوانى
?خودسازی برای یک جوان چیست؟ چرا همه وقتى پیر مى‏شوند از جوانى‏ها و حسرت زمان ازدست رفته مى‏گویند؟!
??لطافت روحى جوان زمینه بسیار مناسبى براى ارتباط با خداوند و انس با او است و چون هنوز حب دنیا و وابستگى به لذت‏هاى مادى در دل جوان رسوخ نکرده، در این سنین راحت‏تر مى‏تواند خود را از دوستى دنیا دور نماید و به جاى آن حب الهى را جایگزین کند.
??جوانى بهترین فرصت براى سازندگى و پیمودن مسیر کمال است، زیرا در این سن انسان در اوج قدرت بدنى و روانى است و براى خودسازى به این قدرت نیاز دارد.
??فلسفه اصلى وجود قدرت در دوران جوانى صرف آن در جهت خودسازى و توانمندسازى روح است. انسان به هر مقدار که از این  دوران فاصله مى‏گیرد، اگر در مسیر خودسازى باشد، انرژى جسمانى‏اش صرف قوّت روح مى‏شود و در نتیجه آن اگرچه از قدرت جسمانى‏اش کاسته مى‏شود، ولى روحش قوى و توانا مى‏گردد. ولى اگر در این مسیر نباشد، نیروهایش را از دست مى‏دهد، بدون اینکه چیزى در خور عمر بیابد و در نتیجه احساس خسارت و ضرر خواهد کرد.
??قرآن کریم در سوره عصر در این باره مى‏فرماید:
«به درستى که انسان در خسارت و زیان کارى است مگر کسانى که در مسیر ایمان و عمل (خودسازى) قرار دارند».
??بنابراین بهترین راه صرف نیروى جوانى در مسیر خودسازى است و دوران جوانى سکوى پرش به قله کمال و کلید رسیدن به سعادت جاودانه است.
??با وجود این واقعیت آشکار، متأسفانه غالبا فرصت ارزشمند جوانى به رایگان از دست مى‏رود و زمانى انسان متوجه این خسران مى‏گردد که کار از کار گذشته و فرصتى براى جبران باقى نمانده است. 
??ناآگاهى‏ها و سوار شدن بر موج احساسات و عواطف ناپایدار در سنین جوانى، و از طرفی فوران میل‏هاى غریزى در پرتو قدرت و قوت جسمى، او را تحت تأثیر قرار مى‏دهد و به دنبال همین امیال به حرکت در مى‏آورد و بدین‏ترتیب دوران جوانى را که بهترین فرصت براى تکامل فکرى و روحى است، بدون هیچ حاصل و نتیجه‏اى، پشت سر مى‏گذارد.
??امام خمینى(قدس‏سرّه) در توصیه‏اى به جوانان فرموده: «شما تا جوان هستید مى‏توانید کارى انجام دهید، تا نیرو و اراده جوانى دارید مى‏توانید هواهاى نفسانى، مشتهیات دنیایى و خواسته‏هاى حیوانى را از خود دور سازید؛ ولى اگر در جوانى به فکر اصلاح و ساختن خود نباشید دیگر در پیرى کار از کار گذشته است. تا جوانید کارى کنید. نگذارید پیر و فرسوده شوید. قلب جوان لطیف و ملکوتى است و انگیزه‏هاى فساد در آن ضعیف مى‏باشد؛ لیکن هر چه سن بالا رود ریشه گناه در قلب قوى‏تر و محکم‏تر مى‏گردد تا جایى که کندن آن از دل ممکن نیست».
 ??یامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «کسى که در جوانى بیاموزد (علم او) همچون نقش زده بر سنگ (ماندگار)  است و کسى که در حالى که پیر است بیاموزد (علم او) همچون نوشته بر آب است».
??همچنین آن حضرت فرمود: «شما را به نیکى درباره جوانان سفارش مى‏کنم، زیرا آنان قلب نرم‏ترى دارند. خداوند مرا به پیامبرى برانگیخت تا مردم را نوید و انذار دهم پس جوانان با من پیمان بستند، ولى پیران با من مخالفت کردند. سپس این آیه را قرائت فرمود: زمان طولانى بر آنها گذشت و دلهایشان سخت گردید». . .


 
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >
 
 
 

جستجوی واژه ها

 

حضور و غیاب

 

فهرست موضوعی یادداشت ها

بندگی[49] . خودسازی[46] . زندگی[44] . اخلاق[42] . عرفان[39] . سوال و پاسخ کوتاه[32] . سیاست[29] . نماز[27] . توحید[23] . خودشناسی[21] . اخلاق جنسی[18] . عشق[17] . گناه[16] . ایمان[15] . سوال و پاسخ کوتاه[13] . غفلت[12] . عبادت[11] . دعا[11] . اعتقاد[9] . توبه[8] . شناخت[8] . شیطان[7] . غیبت[7] . علم[7] . دنیا[7] . تربیت[7] . ازدواج[6] . احکام[6] . مذهب[6] . مرگ[6] . سیر و سلوک[6] . ولایت[6] . وظیفه[5] . معنویت[5] . ریا[5] . اجابت دعا[5] . خانواده[5] . توکل[5] . حجاب[5] . جامعه[4] . اخلاص[4] . امام زمان[4] . سلوک[4] . صبر[4] . عاشورا و عزاداری[4] . مراقبه[4] . عقل[4] . نماز شب[4] . نگاه[3] . والدین[3] . نهی از منکر[3] . غزلیات حافظ[3] . عادت[3] . عاشورا[3] . شوخی[3] . شرک[3] . ریاضت[3] . زیارت[3] . دین[3] . رمضان[3] . امید[3] . تبلیغ[3] . تصوف[3] . بصیرت[3] . انقلاب[3] . تفکر[3] . خدا[3] . حوزه و دانشگاه[3] . دروغ[3] . حیا[2] . حب دنیا[2] . حج[2] . خواب[2] . خداشناسی[2] . ارشاد[2] . تقوا[2] . حقوق[2] . چله نشینی[2] . توحیدی[2] . اهل بیت[2] . انتقاد[2] . انسان[2] . پرورش روح[2] . ترس[2] . اخلاق اجتماعی[2] . آخرت[2] . آرامش[2] . رزق و روزی[2] . دینداری[2] . ذکر[2] . رابطه با خدا[2] . زهد[2] . سعادت[2] . شخصیت[2] . شهادت[2] . شهوت[2] . سیر و سلوک[2] . شادی[2] . طلسم[2] . غضب[2] . فحش[2] . فکر[2] . فکر گناه[2] . قرب[2] . عمل[2] . عمل صالح[2] . عزاداری[2] . عزت[2] . گریه[2] . گذشت[2] . گناه و توبه[2] . معاشرت[2] . قلب[2] . کربلا[2] . کمال[2] . گوناگون[2] . هدف[2] . نماز صبح[2] . نفس[2] . مهدویت[2] . مهمانی . موسیقی . موفقیت . مومن . ناامیدی . نامحرم . نبوت . نسبیت . نفاق . نفرت . نفس اماره . نقش زنان . معیشت . مهار نفس . نماز قضا . نماینده،مجلس . همت و اراده . همسر . هنر . هو . هوس . واجب . نوحیدی . نیت . نماز جمعه . وحدت وجود . ورزش . ولایت فقیه . ولایت مداری . یاد خدا . کرامت، شفای بیماران . کربلا، عاشورا . لباس . لذت نماز . لعن . لواط . ماه رجب . مجادله . مجذوب، سالک . محاسبه . محبت . محبوبیت . محیط آلوده . مدپرستی، مدگرایی . کمال-خودشناسی-خودسازی . کینه . کم خوری . قلب سلیم . قهر . قیصر امین پور . کرامت . معرفت . معرفت خدا . معروف،منکر . معصومین . مسافرت . مسلمان واقعی . مصاحبه . گناهان صغیره . گرایش به بدی . گره در کار . عرفان کاذب . عریضه . عشق الهی . عشق مجازی . عصبانی . غذا خوردن . غرور . علم و عمل . عمر . عمره . قرب به خدا . قساوت . قضاوت . قطب . فنای فی الله . فیلم . قبر . قبولی عمل . قدرت . فطرت . فقر . غلفت . غم و غصه . طول عمر . ظرفیت . عاقبت به خیری . عبودیت . عجب و خودپسندی . شیعه . شیعه، شهادت طلبی . صحت عمل . صراط . صفات . صوفیه . طلبگی . طلبه . شادی و نشاط . شانس . سیره ائمه . سیاسی . سید حیدر آملی . سوال و پاسخ کوتاه 21 . شهید،شهادت . شناخت امامان . شخصیت ها . شرک . شکر . شلوار لی . سکس . سکولاریسم . سلامت . سلوک، عرفان، شیعه . سوء عاقبت . زیبایی . سالمندان . سالک، مجذوب . سختی ها . زبان . زنا . رابطه با دختران . رجبعلی خیاط . رحمت . رحمت خدا . دین داری . دین، وحی . خودسازی-رشد- . خودسازی-سیر و سلوک- . رضایت . رضایت خدا . رفاقت . روابط نامشروع . روزه . روشنفکر . آرزو . آرزوی مرگ . آزادی معنوی . ابتلا . آداب سلوک . احترام والدین . احضار ارواح . اخلاق اجماعی . اراده . اراده، گناه . ارامش . انتخاب، مجلس . امامان . امتحان . اعتماد به نفس . اعتکاف . اقتصاد . استجابت . استجابت دعا . استراتژی . اسلام . اسم ذات . اشک . اصولگرایی . تجلی . تجمل گرایی . تصوف و درویشی . تعادل . تغذیه . تفکر . پسر و دختر . پوشش . بصیرت- . بهشت، برزخ . بی نماز . بینش سیاسی . پائولوکوئیلو . پاکی قلب . پرخوابی . انسان، خوب و بد . انرژی . اهل بیت- . اولیای خدا . اینترنت . بخشش گناه . بخل .
 

مشترک شوید