بازدید امروز : 142
بازدید دیروز : 549
چند کتاب راجع به اخلاق پیامبر(ص)(معتبر) می خواستم البته اگر چند ویژگی خوب که به کار ما نیز بیاید را همراه کتابها بنویسید، خیلی ممنون می شوم؟
اخلاق پیامبر(ص) در حقیقت همان اتصاف به مکارم اخلاقی است. اگر انسان رزایل اخلاقی را از خویش دور کند و به فضایل اخلاقی متصف شود، به اخلاق پیامبر(ص) و اخلاق یک مسلمان واقعی نزدیک شده است. مباحث مربوط به اخلاق بسیار گسترده است، بنابراین لازم است در این زمینه شخصا مطالعه کنید.
برای مطالعه اولا به کتابهایی که در خصوص صفات اخلاقی و سیره رسول خدا صل الله علیه و آله نگاشته شده مراجعه فرموده و اخلاق و سیره ایشان را الگوی خود قرار دهید. در این رابطه می توانید به کتابهای زیر مراجعه نمائید .
1- ترجمه سنن النبی - علامه طباطبایی
2- سیره رسول خدا – رسول جعفریان – انتشارات دلیل ما
3- سیری در سیره نبوی – شهید مطهری
4- سیمای آفتاب – ابوالفضل موسوی گرمارودی – انتشارات دلیل ما
5- یکصدو بیست درس زندگی از سیره حضرت محمد (ص) - حمید رضا کفاش
گوشه هایی از اخلاق خاتم الانبیا حضرت محمد(ص):
در ادامه جهت آگاهی شما ما تنها به گوشه ای از اخلاق و رفتار کریمانه پیامبر خاتم(ص) اشاره می کنیم زیرا ذکر تمام ویژگیهای آن بزرگوار از عهده بشر عادی بر نمی آید، لذا توجه شما را به این مطالب جلب می کنیم:
وقتى از همسر پیامبر(صلى الله علیه وآله) درباره اخلاق او پرسیدند، گفت:
«کان خلقه القرآن»1 ؛ «اخلاقش قرآن بود».
او قرآن مجسّم بود و اخلاق نیک او را قرآن مىستاید و مىفرماید: «إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ »2.
ماه فروماند از جمال محمد(ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)
قدر فلک را کمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با کمال محمد(صلى الله علیه وآله)
سعدى اگر عاشقى کنى و جوانى
عشق محمد بس است و آل محمد3
به چند زاویه از ویژگىهاى رفتارى پیامبر خدا اشاره مىکنیم:
الف) عبادت
نشست و برخاستش، همراه با ذکر خدا بود. با آن که «معصوم» بود، ولى آن قدر از خشیت خدا مىگریست که سجدهگاهش خیس مىشد. «بنده خدا» بود و هنگام نیایش، همچون مسکینان نیازمند، دستها را بالا مىگرفت.
نماز را نور چشم خود مىدانست و «وقت» نماز را انتظار مىکشید و هنگام نماز که مىشد، مىگفت: اى بلال! خوشحالمان کن.(اذان بگو)
پارهاى از شب (گاهى نصف، گاهى ثلث و گاهى دو ثلث) را به عبادت مىپرداخت. با این که تمام روز، خصوصاً در اوقات توقف در مدینه، در تلاش بود، از وقت عبادتش نمىکاست و آرامش کامل خویش را در عبادت و راز و نیاز با حق مىیافت. عبادتش به منظور طمع بهشت و یا ترس از جهنم نبود ؛ بلکه عاشقانه و سپاسگزارانه بود.
روزى یکى از همسرانش گفت: تو دیگر چرا این قدر عبادت مىکنى ؛ تو که آمرزیده هستى!
جواب داد: آیا یک بنده سپاسگزار نباشم؟
در حال تنهایى، عبادت را طول مىداد و گاهى ساعتها سرگرم تهجد بود ؛ اما در جماعت، به اختصار مىکوشید و رعایت حال ضعیفترین افراد را لازم مىشمرد و به آن توصیه مىکرد.
بسیار روزه مىگرفت ؛ علاوه بر ماه رمضان و قسمتى از شعبان، یک روز در میان روزه مىگرفت. در دهه آخر ماه رمضان، بسترش را به کلى جمع مىکرد و در مسجد، معتکف مىشد و یکسره به عبادت مىپرداخت ؛ ولى به دیگران مىگفت: کافى است در هر ماه، سه روز روزه بگیرید.
با رهبانیت، انزوا، گوشهگیرى و ترک اهل و عیال، مخالف بود. بعضى از اصحاب که چنین تصمیمى گرفته بودند، مورد ملامت وى قرار گرفتند و به آنها فرمود: بدن، زن، فرزند و یاران شما، همه حقوقى بر شما دارند که باید آنها را رعایت کنید4.
ب) ادب ورزى
وقتى به در خانه کسى مىرفت - چون خانهها گاهى پردهاى نداشتند - برابر آستانه نمىایستاد ؛ طرف راست یا چپ آن مىایستاد و مىفرمود: سلام بر شما ؛ سلام بر شما.
چنان شرم داشت که به چهره کسى خیره نمىشد. شرم آن حضرت، چنان بود که اگر ناگزیر به انتقاد از کسى بود، به صراحت نمىگفت و مقصود خویش را با کنایه بیان مىداشت.
سکوتش به درازا مىکشید و بدون ضرورت، لب به سخن نمىگشود5.
ج) خوش خلقى
انس مىگوید: ده سال خدمتش را کردم ؛ هرگز دشنامم نداد و کتکم نزد ؛ نه مرا از خود راند و نه به رویم اخم کرد. وقتى در کارى که دستور فرموده بود، سستى مىکردم، سرزنشم نمىکرد
جز براى آفریدگار، خشمگین نمىشد و [ هرگاه خشمگین مىشد]، چیزى توان ایستادگى در برابر خشم وى را نداشت.
او مىفرمود: بدانید که بهترین مردمان کسى است که دیر به خشم آید و آسان خشنود شود و بدترین انسانها کسى است که زود به خشم آید و دیر خشنود شود. اگر مردى دیر به خشم آید و دیر خشنود شود یا زود به خشم آید و زود خشنود شود، آن هم چیزى است. همگان را به خوش اخلاقى توصیه مىکرد و مىفرمود:
نزدیکترین همنشین من در رستاخیز،خوش اخلاقترین شماست و در ترازوى عمل کسى در روز قیامت، چیزى بهتر از خوش خلقى گذاشته نمىشود.
وى از همه خندهروتر بود ؛ یارانش مىگفتند: هیچ کس را ندیدیم که بیش از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بر لبانش تبسم باشد. تا وقتى قرآن نازل نمىشد یا در موقعیت موعظه نبود، اهل مزاح و شوخى بود. خندههایش از حد تبسم فراتر نمىرفت و به قهقهه نمىرسید.
در خوراک و پوشاک، خویش را برتر از غلامان و خادمان خود قرار نمىداد. هرگز به کسى دشنام نداد و با کسى به درشتى و تندخویى صحبت نکرد.
براى خدا خشمگین مىشد ؛ نه براى ارضاى خویش. اهل انتقام گرفتن نبود ؛ عفو مىکرد و مىگذشت.
عذرِ عذرخواهنده را مىپذیرفت و مىفرمود: آیا به شما خبر دهم که بدترینتان کدام است؟ گفتند: آرى اى پیامبر خدا! فرمود: کسى که از اشتباه در نمىگذرد ؛ پوزش را نمىپذیرد و از لغزش، چشم پوشى نمىکند.
او مىفرمود: آدمى با بردبارى، به مقام انسان روزهدارى مىرسد که شبها را به عبادت مىگذراند.
بر جفا و تندخویى دیگران، صبور و حلیم بود.
مىفرمود: خدا مرا به مدارا فرمان داده است ؛ آن گونه که به نماز دستور داده است. مردمدار و خوش خلق بود و با یاران خود، حلقهوار مىنشست6.
د) با خانواده
پیامبر در خانواده، مهربان بود. انس مىگفت: کسى با زن و فرزندش مهربانتر از رسول گرامى نبود. او نسبت به همسران خود، هیچگونه خشونتى نمىکرد و این، بر خلاف خلق و خوى مردم مکه بود. بدزبانى برخى از همسران را تحمل مىکرد ؛ تا آن جا که دیگران از این همه تحمل، رنج مىبردند. به حسن معاشرت با زنان توصیه مىکرد و مىگفت: همه مردم داراى خصلتهاى نیک و بد هستند. مرد، نباید تنها جنبههاى ناپسند همسر خویش را در نظر بگیرد و او را ترک کند ؛ زیرا هرگاه از یک خصلت او ناراحت شود، خصلت دیگرش، مایه خشنودى اوست و این دو را باید با هم به حساب آورد. در کارهاى خانه، به خانواده کمک مىکرد.
با فرزندان و فرزندزادگان خود، مهربان بود و به آنها محبت مىکرد. آنها را روى دامن خویش مىنشاند و بر دوش خویش سوار مىکرد. آنها را مىبوسید و اینها، همه برخلاف خلق و خوى رایج آن زمان بود. چون صبح مىشد، بر سر فرزندان و نوههایش دست مىکشید. روزى در حضور یکى از اشراف، یکى از فرزندزادگان خویش، حضرت مجتبى(علیه السلام) را مىبوسید. آن مرد گفت: من دو پسر دارم و هنوز حتى یک بار، هیچ کدام از آنها را نبوسیدهام. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «کسى که مهربانى نکند، رحمت خدا، شامل حالش نمىشود»7.
هـ) آراستگى
به نظافت و بوى خوش، علاقه زیادى داشت ؛ هم خودش رعایت مىکرد و هم به دیگران دستور مىداد.
به یاران و پیروان خود تأکید مىکرد که تن و خانه خویش را پاکیزه و خوشبو نگه دارند ؛ به خصوص روزهاى جمعه وادارشان مىکرد که غسل کنند و خود را معطر سازند که بوى بد از آنها استشمام نشود و آن گاه، در نماز جمعه حضور یابند.
به آیینه یا آب مىنگریست و موهایش را شانه مىزد.
افزون بر آراستگى براى همسرانش، براى دوستانش نیز خود را مىآراست. عایشه مىگوید: دیدم در پیاله آبى که در خانه بود، خود را مىنگرد و موهایش را مرتب مىکند و مىخواهد نزد دوستانش برود ؛ به او گفتم: پدر و مادرم فدایت! تو پیامبر و بهترین آفریدهها هستى ؛ به آب مىنگرى و خود را مىآرایى؟ فرمود: خداوند دوست دارد هرگاه بندهاى نزد دوستانش مىرود، خود را بیاراید.
همواره لباسش پاکیزه بود و مىفرمود: از عوامل ارجمندى مؤمن نزد خداى والا، پاکیزگى لباس اوست.
هنگامى که هیئتى بر او وارد مىشدند، هم خود زیباترین لباسش را مىپوشید و هم مهتران اصحابش را به این کار دستور مىداد. لباس خشنى از پنبه یا کتان مىپوشید و بیشترین لباسهایش سفید بود و لباس مخصوصى براى نماز جمعه داشت8.
و) معاشرت
در معاشرت با مردم، مهربان و گشادهرو بود. به هر کسى که مىرسید، سلام مىکرد. در سلام کردن، از همه، حتى کودکان و بردگان، پیشى مىگرفت.
پاى خود را جلوى هیچ کس دراز نمىکرد و در حضور کسى، تکیه نمىزد.
غالباً دو زانو مىنشست و در مجالس، دایره وار مىنشست تا مجلس، بالا و پایینى نداشته باشد و همه، جایگاه مساوى داشته باشند.
از اصحابش، تفقد مىکرد و اگر سه روز یکى از اصحاب را نمىدید، سراغش را مىگرفت ؛ اگر مریض بود، او را عیادت مىکرد و اگر گرفتارى داشت، کمکش مىکرد.
در مجالس، تنها به یک فرد نگاه نمىکرد و یک فرد را مخاطب قرار نمىداد ؛ بلکه نگاههاى خود را میان جمع تقسیم مىکرد.
از این که بنشیند و دیگران خدمت کنند، تنفر داشت ؛ از جا برمىخاست و در کارها شرکت مىکرد.
با هر مسلمانى که برخورد مىکرد، مصافحه مىکرد و دست خود را در دست او نگه مىداشت تاطرف مقابل، دست خود را عقب بکشد.
هرگاه کسى نزد او مىنشست و با او کار داشت، نمازش را سریع تمام مىکرد و به کار او مىرسید.
متواضع بود و در مجلس، هر جا که جا بود، مىنشست و جاى خاصى براى خود اختصاص نمىداد و دیگران را هم از این کار، نهى مىکرد.
هر کسى را که به خدمتش مىرسید، مورد اکرام و احترام قرار مىداد. بزرگ هر قومى را احترام و او را به ریاست و سرپرستى آنان تعیین مىکرد.
در پاسخ دوستان و غیر دوستان و هر کس که صدایش مىکرد، مىگفت: لبیک.
وقتى با دوستانش برخورد مىکرد، دستانشان را مىگرفت و مىفشرد و مىفرمود:
سه چیزند که دوستى آدمى با برادر مسلمانش را زلال مىسازند ؛
1- هنگام دیدار با چهرهاى گشاده با دوستش رو به رو شود؛
2- زمان نشستن در مجلس، برایش جا باز کند؛
3- او را با محبوبترین نامش بخواند9.
ز) سادهزیستى
زهد و سادهزیستى، از اصول زندگى پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود.
او ساده غذا مىخورد ؛ ساده لباس مىپوشید و ساده حرکت مىکرد.
زیراندازش، غالباً حصیر بود. بر روى زمین مىنشست و عبایى داشت که هر جا مىرفت، آن را «دولا» مىکرد و زیر خود مىانداخت.
با دست خود، از بز، شیر مىدوشید و بر مرکب بىزین و پالان سوار مىشد و از این که کسى در رکابش حرکت کند، به شدت جلوگیرى مىکرد.
قوت غالبش، نان جو و خرما بود.
کفش و جامهاش را با دست خویش وصله مىکرد.
در عین سادگى، طرفدار فقر نبود و مال و ثروت را به سود جامعه و براى صرف در راههاى مشروع، لازم مىشمرد و مىگفت: «چه نیکوست ثروتى که از راه مشروع به دست آید ؛ براى آدمى که شایسته داشتن ثروت باشد و بداند چگونه صرف کند» و نیز مىفرمود: «مال و ثروت، کمک خوبى است براى تقوا»10.
امیرمؤمنان(علیه السلام) در وصفش مىفرمود:
«پیامبر(صلى الله علیه وآله)، از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند و به دنیا با گوشه چشم نگریست. دو پهلویش از تمام مردم، فرورفتهتر و شکمش، از همه خالىتر بود. دنیا را به او نشان دادند؛ اما نپذیرفت و چون دانست که خدا چیزى را دشمن مىدارد، آن را دشمن مىداشت. چیزى را که خدا خوار مىشمرد، خوار مىانگاشت و چیزى را که خدا کوچک مىشمرد، کوچک و ناچیز مىدانست.
پیامبر(صلى الله علیه وآله)، بر روى زمین مىنشست و غذا مىخورد و چون برده، ساده مىنشست و با دست خود، کفشش را وصله مىزد. جامه خود را با دست خود مىدوخت و بر الاغ برهنه مىنشست و دیگرى را پشت سر خود سوار مىکرد.
وقتى پردهاى بر در خانه او آویخته شد که نقش و تصویر در آن بود، به یکى از همسرانش فرمود: «این پرده را از برابر چشمان من دور کن» و همواره دوست داشت تا جاذبههاى دنیا از چشمانش پنهان بماند و از آن، لباس زیبایى تهیه نکند و آن را قرارگاه دائمى خود نداند و امید ماندن در دنیا نداشته باشد ؛ پس یاد دنیا را از جان خود بیرون کرد و دل از دنیا برکند و چشم از دنیا پوشاند و کسى که چیزى را دشمن دارد، خوش ندارد که به آن بنگرد یا نام آن، نزد او بر زبان آورده شود.
در زندگانى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)، براى شما نشانههایى است که شما را به زشتىها و عیبهاى دنیا راهنمایى مىکند ؛ زیرا پیامبر، با نزدیکان خود، گرسنه به سر مىبرد و با آن که مقام و منزلت بزرگى داشت، زینتهاى دنیا از دیده او دور ماند ؛ پس پیروىکننده، باید از پیامبر(صلى الله علیه وآله) پیروى کند و به دنبال او راه رود و قدم بر جاى قدم او بگذارد وگرنه از هلاکت، ایمن نمىباشد. همانا خداوند، محمد(صلى الله علیه وآله) را نشانه قیامت و مژده دهنده بهشت و ترساننده از کیفر جهنم قرار داد. او با شکمى گرسنه از دنیا رفت و با سلامت جسم و جان، وارد آخرت شد ؛ سنگى بر سنگى نگذاشت تا جهان را ترک کرد و دعوت پروردگارش را پذیرفت.
وه! چه بزرگ است منتى که خدا با بعثت پیامبر(صلى الله علیه وآله) بر ما نهاد و چنین نعمت بزرگى به ما عطا فرمود ؛ رهبر پیشتازى که باید او را پیروى کنیم و پیشوایى که باید راه او را تداوم بخشیم»11.
ح) نظم و انضباط
پیامبر(صلى الله علیه وآله) کارهایش را منظم انجام مىداد و نظم بر امور زندگىاش حاکم بود. او اوقات خویش را تقسیم مىکرد و چنین توصیه مىکرد:
براى رسیدگى به کارها، تقسیم وقت کن و همه تلاش خود را به کار گیر و کار هر روز را همان روز انجام بده و بهترین وقتهایت را براى رابطه خودت و پروردگارت اختصاص بده و چیزى را بر اداى واجبات، مقدم مشمار و بین خود و مراجعان، حجاب طولانى قرار مده که بدگمانى مىآفریند و کارها را بر تو آشفته مىسازد12.
ط) تشویق به علم
پیامبر(صلى الله علیه وآله)، مردم را به علم و سواد تشویق مىکرد. کودکان اصحابش را وادار کرد تا سواد بیاموزند و به برخى از یارانش فرمان داد تا زبان سریانى بیاموزند. او مىگفت: «طلب دانش، بر هر مسلمان، واجب است» و نیز فرمود: «حکمت را در هر کجا و در نزد هر کس (حتى مشرک یا منافق( یافتید، از او اقتباس کنید». همچنین فرمود: «علم را جستوجو کنید ؛ حتى اگر لازم باشد که تا چین سفر کنید».
دانش را پیشواى خرد مىدانست و مسلمانان را به پرسشگرى تشویق مىکرد و مىگفت: «دانش، گنجینه است و کلیدش، پرسش ؛ خدایتان بیامرزد»،! او مىفرمود:
بپرسید ؛ (زیرا در پرسش و پاسخهاى علمى)، چهار تن پاداش مىبرند ؛
پرسشگر، پاسخگو، شنونده و شیفته آنان13.
کلام آخر14 این که امیرمؤمنان(علیه السلام) فرمود:
پس به پیامبر پاکیزه اقتدا کن که مایه فخر و بزرگى است ؛ براى کسى که خواهان بزرگوارى است15.
جان گرامى، دریغ نیست زعشقش
جان من و صد چو من فداى محمد16
البته شما خواهرگرامی میتوانید به کتاب سنن النبی نوشته علامه طباطبایی مراجعه نموده و بیشتر از این مسائل با رفتار پیامبر(ص)آشنا شوید.
-------------------
1- المعرفه و التاریخ، ج 3، ص 361 .
2- قلم (68 )، آیه 4 .
3- کلیات سعدى، به کوشش مظاهر مصفا، کانون معرفت، تهران، ص 694 .
4- بحارالانوار، ج93، ص 363 ؛ مجمع الزوائد، ج 3، ص 150 ؛ سنن النبى، ص 251 .
5- سنن ابى داود، ج 2، ص 195 ؛ فتح البارى، ج 11، ص 21 .
6- طبقات الکبرى، ج 1، ص 372 ؛ شرح اصول کافى ج 1، ص 240 ؛ سنن النبى، ص 103 ؛ مسند احمد، ج 3، ص 19 ؛ عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج 1، ص 41 ؛ وسائل الشیعه، ج 8، ص 507 ؛ اصول کافى، ج 2، ص 99 ؛ بحارالانوار، ج 7، ص 249 .
7- صحیح مسلم، ج 5، ص 114 ؛ مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 2، ص 254.
8- مجمع الزوائد، ج 5، ص 132 ؛ بحارالانوار، ج 16، ص 249 ؛ کنزالعمال، ج 7، ص 122 .
9- مستدرک الوسائل، ج 8، ص 281 ؛ سنن النبى، ص 123 ؛ بحارالانوار، ج 73، ص 23 ؛ مکارم الاخلاق، ج 1، ص 55 .
10- فیض کاشانى، محجة البیضاء، ج 6، ص 44 ؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص 16 ؛ مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 2، ص 258 .
11- نهجالبلاغه، خطبه 160 .
12- دعائم الاسلام، ج 2، ص 251 ؛ مجموعه آثار، ج 2، ص 258 .
13- تحف العقول، ص 28 ؛ خصال، ص 522 ؛ کنزالعمال، ج 10، ص 135.
14- براى آشنایى بیشتر با ویژگىهاى رفتارى - اخلاقى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آثار ذیل مراجعه کنید:
الف) سنن النبى، علامه طباطبایى .
ب) وحى و نبوت، مرتضى مطهرى .
ج) همنام گلهاى بهارى، حسین سیدى .
15- نهج البلاغه، خطبه 160.
16-عبدالرحمن جامى .
از شما می خواهم در مورد ریای خفی و اخفی و جلی و اجلی و خلاصه در مورد ریا، اطلاعاتی کامل بدهید و لطف کنید به هر مورد که اشاره می کنید به حرام بودن یا نبودن آن اشاره کنید؟
از نظر علمای اخلاق، ریا، یعنی طلب منزلت و مقام در دلهاى مردم به وسیله عبادات و طاعات خداوند متعال. اینگونه ریا حرام است و سبب باطل شدن عبادت مىشود.
شخص ریاکار در بین مردم نشان مىدهد که مخلص و مطیع واقعى خداوند است. در صورتى که در حقیقت چنین نیست.
باید توجه داشت که اولاً، تحقق ریا مشروط به قصد ریا است یعنى اگر قصد و نیت بر ریا نباشد، گناه نیز محسوب نمىشود اگر چه مردم عبادت انسان را ببینند و احیانا تعریف هم بکنند. ثانیا، ریا وابسته به داشتن غرض از اغراض دنیوى نظیر کسب محبوبیت، ثروت و جاه و مقام مىباشد.
ریشههاى این رذیله اخلاقى عمدتا به بینش و معرفت و شناخت فرد باز مىگردد. پس در مبارزه با این مفسده و گناه بزرگ مىبایست در ابعاد معرفتى کار شود.
1- ریشه ریا گاهى دوستى جاه و مقام، شهرتطلبى و کسب آوازه نزد مردم است که باید با این عوامل مبارزه کرد.
2- باید ضرر ریا را شناخت که چگونه قلب را تیره کرده و توفیق اصلاح نفس را مىگیرد و اعمال نیک انسان را نابود ساخته و تبدیل به آتش دوزخ مىنماید.
عقل مهمترین وسیله و ابزار شناسایى را در اختیار انسان قرار مىدهد. عقل ایجاب مىکند که آدمى به چیزى که سودى در بر دارد رغبت نشان داده و از چیزى که ضرر و زیان دارد بپرهیزد. در واقع عقل به دنبال لذت پایدار و سود بىمنتهی است.
اما در خصوص اقسام ریا خدمت شما دوست گرامی عرض می نمائیم که علمای اخلاق از جهات مختلفی ریا را مورد تقسیم بندی قرار داده اند. یکی از تقسیم بندی هایی که برای « ریا » انجام داده اند و شما به آن اشاره نموده اید تقسیم بندی ریا به حسب ظهور و خفاء می باشد که در اینجا به توضیح آن می پردازیم .
ریا به حسب ظهور و خفا به چهار قسم تقسیم مىشود.
1 - ریاى جلىّ (آشکار).
2 - ریاى خفىّ (پنهان).
3 - ریاى اجلى (آشکارتر).
4 - ریاى اخفى (پنهانتر).
ریاى اجلى آن است که صاحبش را به عمل وا مىدارد به طورى که علت انجام عمل است.
2 - ریاى جلىّ که از اجلى پنهانتر است، آن است که صاحبش را به عمل وادار نمىکند ولى انجام عمل را برایش آسانتر مىکند مثلا کسى که اهل نماز شب است ولى بیدار شدن براى او مشکل است در صورتى که گرفتار این مرتبه ریا باشد هنگامى که مهمان دارد براى بیدار شدن آمادگى بیشترى پیدا مىکند.
3 - ریاى خفىّ که مرتبه بعد از ریاى جلىّ است آن است که عمل خود را با اظهار شمایل به دیگران ارائه دهد مثل اظهار لاغرى و رنگ زردى، آهسته صحبت کردن، خشکى دهان، آثار اشک در صورت و غالب شدن چرت که همگى بر شب زنده دارى دلالت مىکنند.
4 - ریاى اخفى که پنهانترین نوع ریاى است آن است که صاحبش عمل خود را پنهان مىکند و نمىخواهد که دیگران از آن اطلاع پیدا کنند و از ظهور عملش خوشحال نمىشود ولى از دیگران انتظار سلام و احترام دارد و دوست دارد او را بستایند و در رفع حوائج او کوشا باشند و چون وارد مجلسى مىشود براى او جا باز کنند و اگر کسى در این امور کوتاهى کند ناراحت مىشود.
و تمام این انتظارات را به خاطر عباداتش دارد به طورى که اگر آن عبادات را انجام نمىداد این توقعات را نداشت.
( برای مطالعه بیشتر به کتاب «الأخلاق» - آیت الله مرحوم سید عبد الله شبر قدسسره – ترجمه : حجة الإسلام و المسلمین آقاى شیخ محمدرضا جباران چاپ : مؤسسهى انتشارات هجرت - نوبت چاپ : چهارم - سال انتشار : 1378 شمسى.ص : 265 تا صفحه 272 مراجعه نمائید ) (1)
--------
پی نوشت :
1- در خصوص ریا در کتب اخلاق بطور تفصیل توضیح داده شده که می توانید به آنها مراجعه نمائید
برخی از این کتاب ها از قرار ذیل می باشد :
- اخلاق اسلامی, ترجمه جامع السعادات ملا مهدی نراقی
- معراج السعاده، ملا احمد نراقی
- نقطه های آغاز در اخلاق عملی آیت الله مهدوی کنی
- خودشناسی برای خودسازی، مصباح یزدی
- جهاد با نفس، ج 3، حسین مظاهرى
اگر کسی با بخشهایی از عرفانهای شرقی که از لحاظ اسلام رد نشده اند، انس گیرد و مثلا جملات زیبای آقای(اوشو ) را ترویج دهد، کار بدی می کند؟
با توجه به تمایلات دینی و اسلامی شما ترجیح دادیم با شما صریحتر سخن بگوییم .
اول اشاره ای به اشو و راه و روش وی می شود تا کمی محتوای ایده های وی روشن شود.
راجینیش بگوان معروف به اشو مروج معنویتی جدید و نو ظهور است که عشق را محور اصلی تعالیم خود قرار داده است. نظریه اصلی او این است که عشق جنسی و مراقبه را به هم آمیخته است. اشو ، دلبستگی زیادی به مذهب تانترا یکی از فرقه های بین مذهبی بودایی و هندویی دارد . این مذهب مبنی براین است که :
شهوات یا خواهش های نفسانی را با تخلیه کامل آنها در مراسم مذهبی بهتر می توان تحت فرمان درآورد . غریزه جنسی را نباید سرکوب کرد ، بلکه باید به دقیق ترین وجه به اظهار آن پرداخت و در ارضائش کوشید. به خاطر همین نظریات است که شاخصه مهم آموزه های او آزادی جنسی بوده و در یک کلام عرفان او «عرفان سکس» تلقی میگردد.
البته او این عقاید عجیب را در قالب هایی بیان میکند که زشتی و استهجان آنها را از ذهن مخاطب مخفی بدارد. به عنوان مثال به این جملات توجه کنید: «در تانترا عقیده بر این است که آن چه دیگران را به شقاوت میرساند یک «یوگی» (سالک در مذهب تانترا) را به سعادت میرساند.
پلید ترین و آلوده ترین اعمال برای کسی که میخواهد به خدا برسد، مقدس میشود. کسی که برای خود لذت ها و ماندن در آنها به کام جویی رو می آورد، تیره بخت و شقی است؛ اما کسی که برای گذر از آنها واردشان میشود، راه سعادت و روشنی را در پیش گرفته است.» ( برگرفته از داریوش شایگان؛ ادیان و مکتب های فلسفی هند؛ ج2 ص 713)
با دقت در این آموزه مکتب تانترا میبینیم که چگونه کوشیده اند به وسیله بازی با کلمات و توجیهاتی سازگار با نفس؛ قبح اعمال زشت و قبیح را مقدس جلوه دهند. آیا شیطنت و تزویر معنایی جز این دارد؟
او عشق را محور اصلی تعالیم خود قرار داده و از این نظر مورد محبوبیت عده ای قرار گرفته است یعنی ترکیبی ازعشق و مراقبه را برای تامین معنویت بشر دنیایی این روزگار پیشنهاد می کند. او عشق جنسی را نقطه شروع حرکت به سوی خداوند میداند. به این صورت که عشق ابتدا به صورت جنسی ظهور میکند. سپس ارضای آزادانه آن نیروی درون را رها کرده رو به شکوفایی میبرد....باید نیروی عشق جنسی رها شود ببالد و فرا رود تا نیلوفر هزار برگ شکوفا شود. تانترا کلیدهایی را در اختیارت قرار میدهد که لجن را به نیلوفر آبی بدل کنی... (الماس های اشو ص 240)
اشو مدعی است که راهی تازه گشوده و به کمک شرق و غرب گمراه آمده است تا زندگی معنوی را با تلفیق عشق و مراقبه تجربه کنند، اما با پی بردن به عمق گفته های او به نظر می رسد که او دارد راه غرب را ادامه می دهد و در راستای تحقق اهداف تمدن غرب، روش های شرقی را با تحریف و تهی کردن از محتوای اصیل خود و پرکردن از محتوای مطلوب تمدن غرب باز تولید می کند.
به نظر شما چه میشود که درمکتب اشوحیاء و عفت جای خود را به سکس و بی بندباری می دهد؟چنانکه اشو به پیروان خود توصیه می کند: از همان لحظه ای که احساس کردید از چیزی خوشتان نمی اید و ان چیز جاذبه اش را از دست داده است از ان دست بردارید-ولو همان زنی باشد که قبلا او را دوست داشته ای-. فقط بگو : متاسفم. (تفسیر اواهای شاهانه ساراها، ج4-ص 107 -اشو) . این خلاصه و گزارشی کوتاه بود از معنویت خود ساخته این مرد هندی.
با توصیفات بالا ایا می توان مطالب این فرد را ترویج کرد در حالیکه مطالب و تعلیمات وی با مسلمات احکام الهی ناسازگار است.
توصیه می کنیم به جای برخورد خوش بینانه و سطحی با جملات اشو بیشتر با مبانی افکار وی اشناشوید تا بهتر بتوانید اعتقادات وی را تحلیل نمایید.
برای آشنایی بیشتر با عقاید و تعالیم اوتوصیه میکنیم بخش مربوط به اشو از کتاب جریان شناسی انتقادی عرفان های نوظهور (- حمید رضا مظاهری سیف - ناشر: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی)مطالعه کنید همین طورکتاب آفتاب و سایه ها - اثر استاد دکتر محمد تقی فعالی- ناشر: نجم الهدی.
در پایان خاطر نشان میکنیم بهترین راه برای رهیدن از دام این مدعیان وشیادان و رسیدن به معرفت حقیقی خدای متعال دل سپردن محض و پناه بردن به عرفان و خداشناسی اهل بیت علیهم السلام و شاگردی نمودن در مدرسه تعالیم ایشان است. به راستی برای ما که در کنار اقیانوس بی کران معارف قرآن و پیامبر اکرم و علی بن ابیطالب علیهم السلام هستیم، برکه های کوچک و متعفن و مرداب ها چه جاذبه ای میتواند داشته باشد؟؟
چرا باید نماز را به عربی بخوانیم، نمی شود به زبان خودمان نماز بخوانیم؟
خواندن نماز به زبان عربى، حکمتهاى متفاوتى دارد که در ذیل به برخى از آنها اشاره مىشود:
1- غنای زبان عربى از جهت واژگانى، ساختارى و معنایى - به ویژه در حوزه معارف دینى - به گونهاى است که با دیگر زبانها قابل قیاس نیست. بررسىهاى انجام شده، نشان مىدهد که برخى از مفاهیم قرآنى، در زبانهاى دیگر معادل ندارد.
رایجترین آیه قرآن؛ یعنی «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم به هیچ زبانى ترجمه دقیق نشده است و گویى هیچ مترجمى نمىتواند معادلهاى دقیق براى برخى از واژههاى به کار رفته در آن بیابد.
جالب است بدانید که برخى از مترجمین قرآن در مواردى به جاى معادلگذارى، خود واژههاى قرآن را به کار مىبرند و از این طریق، واژههاى قرآن وارد بسیارى از زبانها (چون فارسى، انگلیسى و...) شده است. به عنوان مثال، مارمادوک پیکتال - یکى از مترجمان نامدار قرآن به زبان انگلیسى - هرگز کلمه Godرا به جاى الله به کار نبرده است؛ بلکه Allah را استعمال نموده و آن را از جهات متعددى برتر از God مىداند. بنابراین فارسىسازى نماز، مساوى با از دست دادن بسیارى از وجوه معنایى دقیق و ژرف نماز است.
2- لطافت و زیبایى و اعجازین بودن سورههاى قرآن، در صورت ترجمه از دست خواهد رفت و زیباترین ترجمههاى بشرى، هرگز جانشین لطافت و زیبایى کلام خداوند و آهنگ دلنشین و دلنواز آن نخواهد شد.
«مارمادوک پیکتال» - در مقدمه ترجمه انگلیسى خود از قرآن - مىنویسد: «قرآن را نمىتوان ترجمه کرد؛ زیرا نغمه و آواى بىنظیر و آهنگ دلنشین آن، انسان را دگرگون مىسازد و او را به خشوع و گریه و یا شور و شوق وا مىدارد».
3- زبان عربى نه تنها زبان یک قوم؛ بلکه زبان دین ما است و آشنایى با آن، ما را مستقیما با پیام خدا و سنت قولى پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و ائمه هدىعلیهم السلام آشنا مىسازد. عربى بودن نماز، موجب انس و ارتباط دائمى مسلمانان با زبان دین و کتاب آسمانى مىشود و زمینه آشنایى هرچه بهتر و مستقیمتر از معارف دینى را فراهم مىآورد.
4- از منظر جامعهشناسى زبان، یکى از مهمترین ابزارهاى انتقال و پویایى فرهنگى است. فرهنگپذیرى(Acculturation) و جامعهپذیرى(Socialization) در حد بسیار بالایى وامدار زبان مىباشد. اگر استعمار جدید(Neo_colonialism) با تمام توان خود در بسط زبان خود مىکوشد، از آن روست که بهترین راه تحمیل فرهنگ خود و بیگانه سازى ملتها با هویت خویش، در گرو تغییر زبان و ادبیات است. براى مسلمانان، پیوند دائمى و فزاینده با زبان عربى - که حاوى فرهنگ، ادبیات و معارف دینى است - یک ضرورت اجتنابناپذیر است و بدون آن جامعه اسلامى، با شتاب بیشترى دستخوش استحاله فرهنگى خواهد شد. از این رو شارع مقدس اسلام از طریق نمازهاى پنجگانه، پیوند با زبان دین را نهادینه و دائمى ساخته تا به این وسیله انتقال و پویایى فرهنگ اسلامى، در همه نسلها و صیانت آن در برابر تهاجمات فرهنگى بیگانگان، در حد بالایى تضمین شود.
5- یکى از ابزارهاى وحدت انسانها اشتراک در زبان است و نماز الگویى بسیار زیبا از وحدت بشرى را به نمایش مىگذارد. پرستش خداى یگانه در سراسر جهان با افعال، اذکار و زبان واحد، چیزى است که در هیچ جاى جهان، نظیرى براى آن نمىتوان یافت.
دکتر محمد جواد شریعت خاطره برخورد با مرحوم حاج آقا رحیم ارباب را چنین بیان مىکند:
سال 1332 شمسى بود، من و عدهاى از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلى دارد نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسى بخوانیم و همین کار را هم کردیم. والدین کم کم از این موضوع آگاهى یافتند و به فکر چاره افتادند.
آنها پس از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهى دیگر برگزینند. چون پند دادن آنان مؤثر نیفتاد؛ ما را نزد یکى از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز مىخوانیم، به شیوهاى اهانتآمیز نجس و کافرمان خواند. این عمل او، ما را در کارمان راسختر و مصرتر ساخت.
عاقبت یکى از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیةاللَّه حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آنان نزد آقاى ارباب شتافتند و موضوع را با وى در میان نهادند. او دستور داد در وقتى معیّن، ما را خدمتش رهنمون شوند. در روز موعود ما را - که تقریباً پانزده نفر بودیم - به محضر مبارک ایشان بردند. در همان لحظه اول، چهره نورانى و خندان وى ما را مجذوب ساخت. آن بزرگ مرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتى استثنایى روبه رو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسى نماز نمىخوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید.
وقتى آنها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکى یکى خودتان را معرفى کنید و بگویید در چه سطح تحصیلى و چه رشتهاى درس مىخوانید. آن گاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسشهاى علمى مطرح کرد و از درسهایى مانند جبر، مثلثات، فیزیک، شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسید که پاسخ اغلب آنها از توان ما بیرون بود. هر کس از عهده پاسخ بر نمىآمد، با اظهار لطف وى و پاسخ درست پرسش رو به رو مىشد.
پس از آنکه همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شدهاند که شما نمازتان را به فارسى مىخوانید، آنها نمىدانند من کسانى را مىشناسم که - نعوذبالله - اصلاً نماز نمىخوانند. شما جوانان پاک اعتقادى هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانى مىخواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم؛ ولى مشکلاتى پیش آمد که نتوانستم.
اکنون شما به خواسته دوران جوانىام جامه عمل پوشانیدهاید، آفرین به همت شما. در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کردهاید. اکنون یکى از شما که از دیگران مسلطتر است، بگوید «بسم اللَّهالرحمن الرحیم» را چگونه ترجمه کرده است. یکى از ما به عادت دانشآموزان، دستش را بالا گرفت و براى پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما یک نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند بر نمىآمدم.
بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید «بسم اللَّه» را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جارى به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست «بسم اللَّه» چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه آن به نام عیبى ندارد. اما «اللّه» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمىتوان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسى «حسن» باشد، نمىتوان به آن گفت زیبا چون ترجمه «حسن» زیبا است؛ امّا اگر به آقاى حسن بگوییم آقاى زیبا، خوشش نمىآید. کلمه «اللَّه» اسم خاصى است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مىکنند. نمىتوان «اللّه» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کردهاید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولى کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکى از صفات خدا است که شمول رحمت و بخشندگى او را مىرساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست؛ «رحمن»؛ یعنى، خدایى که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم مىکند و همه را در کنف لطف و بخشندگى خود قرار مىدهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا مىفرماید. در هر حال، ترجمه بخشنده براى «رحمن» در حد کمال ترجمه نیست.
خوب، «رحیم» را چطور ترجمه کردهاید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». آیةاللَّه ارباب فرمود: اگر مقصودتان از «رحیم» من بودم - چون نام وى رحیم بود - بدم نمىآمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمهاى قرآنى و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهى به دهى مىبرد؛ زیرا «رحیم»؛ یعنى، خدایى که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مىکند.
پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آوردهاید، بد نیست؛ ولى کامل نیست و اشتباهاتى دارد. من هم در دوران جوانى چنین قصدى داشتم؛ امّا به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسى منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلى پیچیدهتر مىشود. امّا من معتقدم شما اگر باز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسى برندارید؛ زیرا خواندنش، از نخواندن نماز به طور کلى بهتر است.
در اینجا همگى شرمنده و منفعل و شکست خورده از وى عذرخواهى کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربى، نمازهاى گذشته را اعاده کنیم. ایشان فرمود: من نگفتم به عربى نماز بخوانید، هر طور دلتان مىخواهد بخوانید. من فقط مشکلات این کار را براى شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وى طلب بخشایش و از کار خود اظهار پیشمانى کردیم. آیةاللَّه ارباب، با تعارف میوه و شیرینى، مجلس را به پایان برد. ما همگى دست مبارکش را بوسیدیم و در حالى که ما را بدرقه مىکرد، خدا حافظى نمودیم. بعد نمازها را اعاده کردیم و از کار جاهلانه خود دست برداشتیم.
بنده از آن به بعد گاهى به حضور آن جناب مىرسیدم و از خرمن علم و فضیلت وى خوشهها بر مىچیدم. وقتى در دوره دکتراىزبان و ادبیات فارسى دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاه نامهها و پیغامهاى استاد فقید مرحوم بدیعالزمان فروزانفر را براى وى مىبردم و پاسخهاى کتبى و شفاهى حضرت آیةاللَّه را به آن استاد فقید مىرساندم و این افتخارى براى بنده بود. گاه ورقههاى استفتایى که به محضر آن حضرت رسیده بود، روى هم انباشته مىشد. آن جناب دستور مىداد آنها را بخوانم و پاسخ را طبق نظر وى بنویسم. پس از خواندن پاسخ، اگر اشتباهى نداشت، آن را مهر مىکرد. در این مرحله با بزرگوارىهاى بسیار آن حضرت، رو به رو بودم که اکنون مجال بیان آنها نیست. خدایش بیامرزد و در دریاى رحمت خویش غرقه سازد؛ انّه کریمٌ رحیم؛ مجله پرسمان، پیش شماره 4، صفحه 6 و 7.
راههای جبران آثار باطنی گناه بر روح انسان از دیدگاه قرآن و روایات:
1- انجام کارهای نیک
و یدرئون بالحسنة السیئة (سوره ی رعد / 22) اندیشمندان کسانی هستند که با حسنات, (کارهای نیک) سیئات(کارهای بد) را از بین می برند. و یا در سوره ی هود آیه ی 14 می خوانیم: نماز را در دو طرف روز و اوائل شب بر پا دار چرا که نیکیها, بدیها را بر طرف می سازند.
بطور حتم, بسیاری از گناهان کوچک هستند که نه تنها به یادمان نمی آید که چه زمانی و در کجا مرتکب آنها شده ایم و بلکه چه بسا آنها را بعنوان گناه بحساب نمی آوریم. قرآن راه چاره را در ترک گناهان کبیره ذکر می کند و می فرماید: اگر از گناهان کبیره ای که از آن نهی شده اید اجتناب کنید, گناهان کوچک شما را می پوشانیم. (سوره ی نسا/ 31)
برخی از مفسرین معتقدند که منظور از پوشاندن گناه محو آثار آن است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: در هر جا هستی از خدا بترس و با مردم با خلق نیک برخورد کن و هر گاه گناهی کردی, کار نیکی بعد از آن انجام بده که آن گناه را محو می کند.
امام صادق(علیه السلام) نیز در حدیثی دیگر فرمود:کسی که در پنهانی گناه کند, پس در پنهانی کار نیک انجام بدهد, و کسی که آشکارا گناه کرد پس آشکارا کار نیک انجام دهد. (نقل از بحار الانوار/ ج 71 / ص 242 و وسائل الشیعه / ج 11 / ص 383)
2- بلند سلام کردن, اطعام دادن, نماز شب خواندن
امام باقر(علیه السلام) فرمود: سه کار کفاره و جبران کننده ی گناه است: 1- بلند سلام کردن 2- اطعام دادن 3- نماز شب و عبادت در آن هنگام که مردم خوابیده اند.
3- سختی ها, بیماری ها, غم ها و سایر مشکلات زندگی
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: السقم یمحوا الذنوب بیماری, گناهان را محو می کند. (به نقل از کتاب اخلاق اسلامی / تألیف محمد علی سادات)
در روایات آمده است که : هر رنجی که به مؤمن می رسد, اگر چه خاری باشد که در پایش می خلد, کفاره گناهان وی است.
البته نه به این معنا که خود را به عمد, گرفتار بیماری و رنج کنیم, بلکه مقصود گرفتاریها و سختیهایی است که در طول زندگی به سراغ انسان می آید.
4- خدمت به همنوعان:
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: من کفارات الذنوب العظام اغاثة الملهوف و التنفیس عن المکروب (حکمت 24 نهج البلاغه) از کفاره ی گناهان بزرگ, به فریاد رسیدن مردم, و آرام کردن مصیبت دیدگان است.
5- راستگویی, حیا, نیک خلقی و شکر از خدا
امام باقر(علیه السلام) فرمود: چهار خصلت است که اگر کسی دارای آن باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد, خداوند آن گناهان را به نیکی تبدیل می کند:1- راستگویی 2- حیا 3- نیک خلقی 4- شکر از خدا (به نقل از بحار الانوار/ ج 71 / ص 332)
6- سجده های طولانی
شخصی به حضور رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: گناهانم بسیار شده اند و اعمال نیکم اندک است. پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: سجده های بسیار به جا بیاور, چرا که سجده, گناهان را آنچنان می ریزد که باد, برگهای درخت را می ریزد.(میزان الحکمه/ ج 3 / ص 477)
از ذکر این مطالب نتیجه می گیریم که بهترین راه جبران آثار گناهان بازگشت حقیقی به سوی خدای مهربان است, چرا که تنها با توبه می توان زنگارهای روی قلب را زدود و دل را از تاریکی به سوی روشنایی و از مردگی به حیات و زندگی تبدیل کرد و چون یکی از نامهای خدای مهربان, جبار- یعنی بسیار جبران کننده- است, پاداش بنده ی توبه کارش را محو گناهان و از بین بردن اثر آنها قرار خواهد داد.
7- استغفار و طلب بخشش. حتی رسول خدا (ص) هر روزی هفتاد مرتبه استغفار می کرد و آن را کفاره تاریکی هایی می دانست که از معاشرت با برخی از مردمان بر روح می نشست.
پیروز و مؤید باشید.
علاقه خیلی زیادی نسبت به دانستن درجات انسانی دارم یعنی دوست دارم بدونم انسان با عبادت به چه درجاتی در این دنیا می رسد؟
دوست عزیز از اینکه چنین علاقه ای در وجود شما بوجود آمده خوشحالیم و امیدواریم با حفظ این علاقه و قدم گذاشتن در مسیر معرفت الهی بتوانید به بالاترین درجات کمال دست پیدا کنید .
در خصوص سؤالتان خوب است بدانید انسان خلیفه خدا در روی زمین است و اگر بخواهد واقعا به این مقام برسد، باید قدرت ولایی پیدا کند و به مقام قرب خداوند برسد. از نظر اسلام چنین وصولی جز از طریق عبادت و ریاضت شرعی تحصیل نمی شود. برای توضیح بیشترخوب است به حدیث قرب نوافل توجه کنید.
راوى از حضرت صادق (ع) و ایشان از جد بزرگوار خود پیامبر (ص) و پیامبر (ص) از خداوند عزوجل چنین نقل مى کند: «و انه لیتقرب الى بالنافله حتى احبه، فاذا احببته کنت سمعه الذى یسمع به و بصره الذى یبصر به ولسانه الذى ینطق به و یده الذى یبطش بها » به درستى که بنده من با نافله و کارهاى مستحبى قرب را مى جوید تا این که او را دوست بدارم و هنگامى که او را دوست داشتم گوش او مى شوم که با آن مى شنود و چشم او مى شوم که با آن مى بیند و زبان او مى گردم که با آن سخن مى گوید و دست او مى گردم که با آن قهر خود را ابراز مى کند»(اصول کافى، ج 2، ص 352، ح 7) ( برگرفته از آدابالصلاة - حضرت امام خمینى «ره»- ص : 11 )
بنابر این انسان با عبودیت می تواند خود را به درجه ای برساند که به مقام قرب حق و خلافت الهى نائل گردد و صفات و کمالات حق در وی ظاهر و آشکار گردد و به طور خلاصه انسان خداگونه مى گردد و این نهایت قرب انسان است که در پرتو معرفت الهی و عبادت در این دنیا نصیب انسان مى گردد.
در ادامه توجه شما را به چند نکته جلب می نمائیم :
اول : به طور کلی مراحل تذکیه نفس و خودسازی عبارت است از:
1- ترک محرمات : برای شروع در این مسیر ابتدا ترک گناهان و محرمات الهی و پاک نمودن خود از گناهان گذشته – هر چند کوچک و ناچیز – می باشد .
در قرآن کریم آمده است : إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ (البقرة : 222) خداوند، توبهکنندگان را دوست دارد، و پاکان را(نیز) دوست دارد.
2- انجام واجبات الهی : از امام صادق (ع) است ایشان نقل نموده اند که خداى عزوجل چنین فرموده است که محبوبترین چیزهائى که بندگان من بوسیله آنها به من نزدیک مى شوند، انجام اعمالى است که به ایشان واجب نموده ام (وسایل الشیعه، ج 4، ص 72، باب 17 (.
3- از آنجا که انجام وظایف عبادی و تحصیل صفت تقوی و پرهیزکاری, از طریق آشنایی با واجبات دینی و گناهان و پایبندی به احکام دینی . لذا توصیه می کنیم نسبت به فراگیری واجبات و محرمات دینی مطالعه بیشتری نموده و به کتابهای ذیل مراجعه فرمائید :
-مطالعه رساله عملیه مرجع تقلید خود
-پرسش و پاسخ دانشجویی شماره 18 (احکام نگاه و پوشش )
-کتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام / آیت الله مشکینی / دفتر نشر الهادی / 1378
-کتاب گناهان کبیره شهید دستغیب
4- سیر مطالعاتی و افزایش اطلاعاتی که منتهی به آگاهی و بیداری شما می شود. در این زمینه شرکت در جلسات مذهبی و استماع سخنرانی ها و مواعظ و همچنین تلاوت مداوم قرآن کریم و خواندن روایات اسلامی و شرح زندگی بزرگان و اهل عرفان و سلوک و مباحث مربوط به معاد و رستاخیز نیز بسیار مفید است.
5- پاکسازی و تهذیب نفس از عادت های بد و دلبستگی ها و وابستگی ها و اموری که مانع کمال و سیر و سلوک انسان به سوی خدا تلقی می شود.
6- اصلاح صفات شخصیتی و پاک سازی دل و درون از رزایل اخلاقی و آراسته شدن به فضایل اخلاقی از طریق راهکارهای علم اخلاق و تمرین آن ها در معاشرت با مردم و رعایت اخلاق اجتماعی.
7- تفکر شخصی در سوال های اساسی انسان که در بینش دینی مطرح می شود مانند, خداشناسی و انسان شناسی و هستی شناسی و دین شناسی و معاد شناسی.
8- تقویت ارتباط عاشقانه با خداوند و اولیای معصومین(ع) و مومنان اهل ولایت و محبت, از طریق انجام مستحبات و زیارات و مانند آن.
در صورتی که این مسیر به درستی و عالمانه طی شود, به طور قطع حالات انسان دارای ثبات خواهد بود و دگرگونی ها و تحولات سامان یافته تر می شود و نگرانی ها رفع خواهد شد.
نکته دوم : منتها غایتی که عارفان حقیقی به دنبال آن هستند برداشتن حجابهای ظلمانی نفس و وصول به فناء فی الله می باشد ( آدابالصلاة - حضرت امام خمینى «ره»- ص : 11 ) بنابراین نباید فراموش کرد که هدف از سیر و سلوک رسیدن به کراماتی که عارفان الهی انجام می داده اند (همچون طی الارض و تجرد روح از بدن و ... ) نیست ؛ بلکه هدف رسیدن به معرفه الله می باشد و داشتن هدفی غیر از آن ، انحراف از مسیر سیر سلوک بوده و رسیدن به قدرت از نتایج این راه است .
نکته سوم : مسیر سیر و سلوک مسیری ناهموار و به همراه افت و خیز های فراوان می باشد که لازمه آن صبر وتحمل و امید است . و به همین دلیل خداوند متعال بهترین پاداش را به کسانی اختصاص داده که در این مسیر استقامت داشته باشند لذا فرموده : إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ (فصلت : 30)
به یقین کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مىشوند که: «نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به شما وعده داده شده است!
نکته چهارم : مراقب باشید در این مسیر افراد سودجو از روحیه پاک و لطیف شما سوء استفاده ننموده و به دام کسانیکه به دنبال نام و نان بوده و اهل مرید و مراد بازی می باشند نیفتید .
نکته چهارم : در دین مبین اسلام افراط و تفریط و خودسری در تعیین روش سیر و سلوک مورد مذمت قرار گرفته است چرا که ممکن است اجرای اینگونه دستور العمل ها و ریاضت کشیدن های افراطی و سرخود ، علاوه بر اینکه انسان را به جایی نرساند ، حتی زمینه هلاکت انسان را نیز فراهم نماید .
در روایتی از حضرت علی علیه السلام نقل شده که ایشان در بصره به عیادت ربیع بن زیاد رفتند ؛ ربیع بن زیاد عرضه داشت یا امیر المؤمنین آیا شکایت برادر خود عاصم بن زیاد را بشما ننمایم؟ فرمود چه شده او را؟ عرض کرد لباس پشمینه و خشن بر تن کرده و از مردم کنارهگیرى نموده و در فکر زن و فرزند نیست و آنها را در غم و اندوه نشانده حضرت فرمود: عاصم را احضار کنید. چون عاصم وارد شد حضرت با چهره عبوس و ناراحتى با او مواجه شد و فرمود اى دشمن خود ؛ شیطان پلید تو را دیوانه کرده، واى بر تو اى عاصم چنین تصور می کنى که خداوند (از یک سو ) تمتعات و لذتها را بر تو مباح کرده ( و از سویی دیگر ) دوست ندارد که تو از آنها بهرهمند شوى؟ تو در نظر خدا کوچکتر از این هستى (که از خود چنین راى دهى) آیا نشنیدهاى که ... خداوند همان گونه که پیامبران خود را مورد خطاب قرار داده و فرموده: یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً (مومنون / 51)
اى رسولان و پیامبران از غذاهاى پاکیزه بخورید و استفاده کنید و اعمال شایسته و برنامه نیک خود را هم انجام دهید.
مؤمنین را هم مورد خطاب قرار داده و فرموده یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَیِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ اى اهل ایمان از غذاهاى پاکیزه که روزى شما نمودهایم بخورید و بهرهمند شوید (سوره مائده/87 )..... عاصم گفت یا امیر المؤمنین علیه السّلام پس چطور شما خود به لباس خشن و کم ارزش و به غذاى اندک و ناگوار اکتفا نمودهاید؟
فرمود (این لباس و غذا مربوط به موقعیت و مسئولیت من است) که خداوند متعال بر رهبران حق و پیشوایان عدل و داد لازم و فرض نموده که در زندگى خویش با طبقات ضعیف و کم درآمد هم سطح و هماهنگ باشند تا در نتیجه فقر و تهیدستى مستمندان آنان را در فشار روحى قرار ندهد. (بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج1، ص: 120)
نکته پنجم : یکی دیگر از جهات دستور العمل های عرفانی و سیر و سلوک برای برطرف نمودن حجاب ها و موانع کمال انسانی می باشد لذا اگر اجرا نمودن برنامه های سلوکی با گناه همراه گردد ، خود حجابی در برابر عابد و معبود و عاشق و معشوق می باشد .
دوم : از امام صادق (ع) است ایشان نقل نموده اند که خداى عزوجل چنین فرموده است که محبوبترین چیزهائى که بندگان من بوسیله آنها به من نزدیک مى شوند، انجام اعمالى است که به ایشان واجب نموده ام (وسایل الشیعه، ج 4، ص 72، باب 17 (. بنابراین انجام مستحبات و ریاضات هنگامی است که سالک از انجام واجبات و ترک محرمات شرعی مطمئن شده باشد.
نکته ششم : در ایامی که آمادگی و نشاط کافی جهت انجام اعمال عبادی را ندارید خیلی به خود فشار نیاورد (مثلا خود را ملزم به حضور در مراسم های مذهبی طولانی شرکت نکنید ) تا این کار موجب نفرت ،خستگی و بی حوصلگی نسبت به انجام اعمال عبادی نگردد . حضرت علی علیه السلام در اینخصوص فرموده اند : إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً- فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ- وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِضِ یعنی براى دلها گاهى اقبال و رو کردن است (دارای میل واشتیاق است ) و گاهى ادبار و پشت کردن،( در حالت بی میلی و بی حوصلگی )؛ هرگاه اقبال کرد به نوافل و مستحبات بپردازید و هرگاه پشت کرد به واجبات اکتفا کنید .
نکته هفتم : در عبادات میانه روی و اعتدال را رعایت نمائید :
در این باره توصیه های فراوانی از معصومین علیهم السلام به ما رسیده است که به یک روایت بسنده می نمائیم : پیامبر اکرم صل الله علیه و آله در توصیه هایی به امیرالمومنین علی علیه السلام فرموده اند : اى على این دین استوار و محکم است پس روش و حرکت دینى تو باید با حوصله و مدارا باشد و عبادت خدا را در نظر خودت مبغوض و ناپسند نکن چون کسى که افراط و تندروى داشته باشد (مانند کسی است که ) پشت و کمر مرکب را زخمى و رنجور کرده و در عین حال مسافتى را هم طى نکرده (کنایه از زحمت بیهوده کشیدن است ) (بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص: 224)
در این زمینه می توانید به منابع اصلی اخلاق اسلامی مراجعه فرمائید :
-راه روشن, ترجمه مهجه البیضاء فیض کاشانی
- اخلاق اسلامی, ترجمه جامع السعادات ملا مهدی نراقی
- معراج السعاده، ملا احمد نراقی
- نقطه های آغاز در اخلاق عملی آیت الله مهدوی کنی
- اخلاق در قرآن (3 جلد) مصباح یزدی
- تهذیب نفس، ابراهیم امینی
- مقالات استاد محمد شجاعی
- خودسازى، شهید باهنر
- خودسازى، محمد یزدى
- جهاد با نفس، ج 3، حسین مظاهرى
به لطف خداوند بنده چند وقتی است که نافله شب می خوانم. اما پدر و مادرم با این موضوع مخالفند و بعضی اوقات به صورت کنایه وار این ناراحتیشان را ابراز می کنند مثلاً چند وقت پیش پدرم به مادرم می گفت باید رسول(بنده) را آنقدر در طول روز خسته کنم که دیگر توان نافله شب خواندن نداشته باشد و شما هم مطمئنا از اهمیت نافله شب در رشد انسان آگاه هستید و آنقدر در احادیث، آیات، اشعار و گفتار عرفا به این مسئله مهم اشاره شده است که اهمیت آن اظهر من الشمس است، حالا بنده موقتاً خواندن نماز شب را تعطیل کرده ام ولی شما یک راهکار ارائه بفرمایید؟
در پاسخ به چند نکته توجه نمایید :
1- هیچ پدر و مادر مومنی با اصل عبادت و نماز شب فرزندشان مخالف نیستند بلکه گاهی دلسوزی و شفقت آنها و این تصور که بیداری شب موجب خستگی و ملالت فرزندشان می گردد با آن مخالفت می کنند . حال اگر شما برای آنها توضیح دهید که این نماز موجب شادابی و نشاط جسمی و روحی من می شود و موفقیت مرا در امور تحصیلی و فعالیت روز مره بیشتر می کند شاید آنها با شما مخالفت نکنند .
2- بیان آثار مثبت جسمی و روحی و معنوی نماز شب و اجر و پاداش عظیمی که دارد تامین شدن سعادت دنیا و آخرت با خواندن نماز شب در تغییر رای و نظر آنها موثر است .
3- اگر مخالفت آنها ادامه پیدا کند شما می توانید قبل از خواب نماز شب را بخوانید و نیز می توانید قضای آن را در روز بخوانید و علما گفته اند که قضای نماز شب در روز از خواندن ان در اول شب و قبل از خواب بهتر است و اجر بیشتری دارد .
4- توجه داشته باشید که اگر انسان قصد کار خیری را داشته باشد و به هر دلیل موفق به انجام آن نشود خداوند ثواب آن را به او می دهد و در مورد نماز شب به خصوص روایت شده که اگر کسی نیت خواندن نماز شب را داشته باشد وبه خاطر مانعی مانند خواب ماندن موفق نشود، خداوند ثواب این نماز را به او می دهد .
5- اگر ایستاده خواندن نماز شب توجه والدین شما را جلب می کند و آنها متوجه می شوند می توانید به صورت نشسته بخوانید .
6- در پایان بدانید آنچه شرعا حرام است آزار و اذیت والدین است. در صورتی که ایشان از نماز شب شما اذیت می شوند، موقتا آن را ترک کنید و در صورتی که اذیتی در کار نیست و تنها اظهار مخالفت است، می توانید ادامه دهید. البته اگر این مخالفت به صورت امر و دستور باشد، یعنی بگویند نباید بخوانی یا باید ترک کنی، اطاعت ایشان واجب است.
در رابطه با انجام مستحبات به خصوص نافله شب است. در احادیث آمده است که اگر عبادتی به صورت مرتب و منظم انجام بگیرد اثر بخش و مفید خواهد بود لذا می خواهم از شما بپرسم، آیا در شبهایی که حال و حوصله نماز شب خواندن نداریم هم باید این کاررا انجام دهیم یا باید موکول به وقتی کنیم که نشاط عبادت داشته باشیم؟ آیا ایجاد وقفه و به صورت یک خط در میان انجام دادن عبادات مستحبی اثر بخشی آن را کم نمی کند؟
پاسخ به این سؤال نیاز به ذکر مقدمه ای به شرح زیر دارد :
روح انسان دارای حالات مختلف و نشیب و فرازهای فراوانی است. گاه اقبال و میل و توجه انسان به عبادات فراوان و شدید است و گاه این میل کمتر و کم رنگ می گردد.
هر چند کم شدن میل به عبادت و دعا و معنویات معلول عوامل متعددی است که به برخی اشاره می کنیم ولی گاهی اوقات حالت قبض و گرفتگی و بی رغبتی به عبادات (ادبار) برای این است که انسان قدر و لذت زمان اقبال و توجه و میلش به عبادت را بهتر درک کند و متوجه گردد چه نعمتی داشته و ارزش آن را نمی دانسته است.
در نهج البلاغه از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: ان للقلوب شهوه واقبالا وادبارا. بنابراین قلب انسان گاه اقبال به خدا ومعنویات دارد و گاه پشت می کند. در این رابطه فرموده اند: در هنگام اقبال دل به مستحبات و مندوبات بپردازید و در صورت ادبار به واجبات اکتفاکنید.
البته هر قدر انسان مجاهده نفس بیشتری کند و با خدا و قرآن واهل بیت (علیهم السلام ) انس بیشتری گرفته و دل از هواهای نفسانی تخلیه کند به تدریج اقبالش بیشتر شده و به صورت ملکه راسخه در می آید. آن گاه است که درهمه حالات به یاد خدا و متوجه اوست و هیچ چیز نمی تواند او را از محبوب حقیقی باز دارد.
البته در مرحله اول باید انسان خود را مقید به انجام واجبات و ترک محرمات نماید و پس از مدتى که بدین کار عادت کرد و انجام آن برایش آسان شده خود را مقید به انجام مستحبات و ترک مکروهات نماید و گرنه چنین تقیدى در قدمهاى اولیه آثار سوئى به دنبال خواهد داشت. به هر حال رعایت تقوا و انجام تکالیف الهى در هر مرحلهاى خود زمینه ساز درک بیشتر و توفیق افزونتر و توجه و تقرب والاترى به ذات بارى تعالى خواهد بود.
نشاط در اعمال مستحبی یک اصل اساسی است. چنانکه در متون دینی ما هم وارد شده است: زمانی که رغبت به انجام عمل مستحبی ندارید, به واجبات اکتفا کنید؛ چنانکه اگر انسان بر خلاف میل قلبی, خود را مجبور به انجام آن عمل کند پس از مدتی, نفس رم کرده, در واجبات نیز کوتاهی می کند.
برای انجام اعمال مستحبی رعایت این نکته ضروری و مهم است که در ابتدا و بدون مقدمه عمل سنگین عبادی را در برنامه ی خویش قرار ندهید؛ چون عادت به انجام آن عمل ندارید, پس از مدتی خسته شده, آن را ترک کرده, احساس شکست می کنید و این حالت بسیار نا مطلوب است و انسان را تا مدتها از حرکت متوقف می کند.
برای انجام اعمال مستحبی- از جمله نماز شب- باید به تدریج و آرام آرام شروع کنید. مثلا ً اگر اهل نماز شب نیستید, زمانی که تصمیم می گیرید این عبادت با فضیلت را انجام دهید نباید در ابتدا - بعنوان مثال- دو ساعت قبل از اذان صبح بیدار شوید؛ بلکه حدود 10 الی 15 دقیقه قبل از اذان بیدار شده و به خواندن دو یا چهار رکعت نماز شب اکتفا کنید. انجام مستمر این عمل پس از مدتی- مثلا ً یک ماه- برایش ملکه و آسان می شود.
بعد از این مدت, حدود 10 دقیقه ی دیگر به ساعت بیداری اضافه کنید و به همین ترتیب...
دوست عزیز, رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود؛ لذا یکی از عوامل عدم شوق و نشاط در عبادت, تکلیف سنگین و یکباره ی مستحبات به نفس است که با عمل به برنامه ای که ذکر شد, سختی آن برطرف می شود.
پس از عمل کردن به این ترتیب, اگر شبی برخاستید و نسبت به نماز شب چنان بی رغبت بودید که حالت زجر و بی میلی شدید در شما به وجود آمد, در چنین حالتی به این روایت معروف امیر مؤمنان علی ( علیه السلام ) عمل کنید که فرمودند: ان للقلوب اقبالا ً و ادبارا ً فاذا اقبلت فاحملوها علی النوافل و اذا ادبرت فاقتصروا بها علی الفرائض ( نهج البلاغه / حکمت 312 ) دلها را روی آوردن و نشاط و پشت کردن و فراری است؛ پس آنگاه که نشاط دارند آن را بر انجام مستحبات وادارید و آنگاه که پشت کرده بی نشاط است به انجام واجبات قناعت کنید.
البته از این نکته غفلت نورزید که انجام عبادات و مستحبات، در حقیقت همان ریاضت های شرعی است که همراه با سختی و تحمل انجام می شود ولی این تحمل و ریاضت نباید به گونه ای بر نفس تحمیل شود که باعث نفرت گردد. بنابراین در این زمینه نباید نفس را به تنبلی عادت داد و به بهانه ی نداشتن نشاط, مستحبات را ترک کرد. مثلا ً نمی توان با این بهانه که: من هنگام خواندن قرآن نشاط ندارم از قرآن فاصله گرفت؛ بلکه چنین شخصی تلاوت قرآن را از روزی یک صفحه آغاز کند و با مداومت بر این کار و با دقت و تدبر در معانی قرآن کم کم به تلاوت قرآن, علاقمند شود.
همانطور که اشاره شد نکته ی مهم اینست که: هنگام بی رغبتی به مستحبات, حالت تنفر و انزجار نداشته باشیم؛ در این صورت نه تنها عمل مستحبی سودی به حال ما ندارد بلکه به ضرر نیز خواهد بود.
پس ترک عمل مستحبی, با کوچکترین بی میلی و بی رغبتی اشتباه و خسارت آور است؛ چرا که این حالت موجب سستی و تنبلی نفس می گردد. در طی این مسیر هر چه انسان کوشاتر باشد لحظات ادبار ( پشت کردن و بی رغبتی دل ) کم تر خواهد شد.
رعایت نکات زیر در ایجاد شوق و رغبت در عبادات, تأثیر زیادی دارد:
1 – کسب معرفت نسبت به خدای تعالی
مسلما ً هر چه شناخت انسان نسبت به خدای متعال، یعنی خورشید عالم هستی و خودش بیشتر شود و و بداند که روح و حقیقت انسان نسبت به خوشید هستی همچون گل آفتاب گردان است. همانگونه که گل آفتاب گردان با توجه به آفتاب با نشاط و شکوفا می شود و رشد می کند, انسان هم با توجه به خدای متعال و عبادت او، توانایی هایش شکوفا می گردد ، کم کم به جایی می رسد که همچون بزرگان دین, برای خواندن نماز لحظه شماری کند.
2 – مطالعه ی روایات اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) و سخن بزرگان درباره ی نماز شب
امام صادق ( علیه السلام ) می فرماید: لا تدع قیام اللیل فان المغبون من حرم قیام اللیل. شب زنده داری را فرو مگذار زیرا بازنده کسی است که شب زنده داری را ببازد.
آیت الله قاضی ( رحمة الله علیه ) به علامه طباطبایی فرمود: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان, آخرت می خواهی نماز شب بخوان ( صراط سلوک / علامه حسن زاده ی آملی )
حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: به راستی که پروردگارت مباهات دارد با ملائکه با سه کس... مردی که شبانگاه بر خیزد و در خلوت گاه, یکه و تنها به نماز خیزد...( به نقل از کتاب ساغر سحر / استاد کریم محمود حقیقی )
3 – زود خوابیدن و سبک غذا خوردن در شب, تأثیر زیادی در برخاستن توأم با نشاط در سحر دارد.
4 – برای توفیق خواندن نماز شب همراه با حضورو توجه قلب, بسیار دعا کنید و از حضرت حق انس با خودش را در دل شب – بویژه قبل از خواب - طلب نمائید.
5 – اگر یک شب تهجد را به دلیل بی رغبتی شدید, ترک کردید – در طول شبانه روز - حتما ً قضای آن را به جا آورید.
شخصی از آیت الله بهجت ( رحمة الله علیه ) سؤال کرد: در نماز شب و سحر خیزی قدری کسل هستم؛ لطفا ًمرا راهنمایی بفرمایید. آیت الله بحجت پاسخ می دهند : کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق به خواندن آن نشدید قضای آن را به جا آورید. ( به سوی محبوب / رهنمودهای آیت الله بهجت / ص 77 )
6 – اگر بی رغبتی شما در زیادی رکعات نماز شب است, به میزانی که رغبت دارید اکتفا کنید.
امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند : قلیل مدوم علیه خیر من کثیر مملول منه ( حکمت 444) چیز اندک که با اشتیاق تداوم یابد, بهتر از فراوانی است که رنج آور باشد.
7 – خواندن ابیاتی از حافظ, عطار, فیض کاشانی و ... در دل شب, در پیدا کردن حال و هوای معنوی بسیار مؤثر است.
8 – قبل از خواندن نماز شب دقایقی را در عظمت حق تعالی و آفریده هایش تفکر کنید و به یاد آورید که مرگ به زودی انسان را به کام خود فرو می برد و پرونده ی عمل بسته خواهد شد و فرصت ها از دست خواهد رفت.
9 – تصور کنید در این ساعت امام زمان ( علیه السلام ) نیز مشغول به عبادت اند و به یاد سجود و رکوع حضرت افتاده, به او متوسل شوید.
10- از مجالست و همنشینى با اهل دنیا و دور از معنویت پرهیز کنید. چه آنکه از رسول اکرم(صلی الله علیه و اله) نقل شده است که فرمود: «به خاطر برخورد با اهل دنیا قلبم زنگار گرفته و مکدر مىشود و براى جبران آن روزى هفتاد مرتبه استغفار مىکنم».
11- بهرهگیرى از ثقل اکبر و قرآن کریم و انس با آن. چه این که هم تلاوت و حفظ قرآن به انسان نورانیت بخشیده و معنویت مىدهد و هم آشنایى با معارف آن (هرکسى در حد خودش حتى در حد ترجمه) موجب رشد روحى مىباشد. زیرا معارف قرآن و آیاتش نسخههایىاست براى درمان دردها و مشکلات.
تداوم در عمل
در پاسخ به بخش دوم سؤال شما باید گفت: به طور قطع آثاری که در روایات برای عبادت ذکر شده در صورتی است که در انجام آن عبادت تداوم داشته باشید. اثرگذاری عمل مستحبی در صورتی است که یک سال تداوم داشته باشد. البته برخی از اعمال مستحبی همچون نماز شب, باید تا آخر عمر ادامه پیدا کند تا اثر آن قطره قطره در جان انسان نفوذ کند.
با این توضیح, اگر بر اثر کسالت و تنبلی یا بی رغبتی, به قول شما یک خط در میان به انجام عمل مستحبی بپردازید حقیقت معنوی آن عمل, به طور تام و کامل نصیبتان نخواهد شد؛ هر چند به جا آوردن آن عمل به همین صورت ناقص, بهتر از ترک آن و انجام ندادن آن است.
گفتم: که روی خوبت از من چرا نهان است؟ گفتا: تو خود حجابی, ورنه رخم عیان است
گفتم: که از که پرسم جانا نشان کویت؟ گفتا: نشان چه پرسی؟ آن کوی بی نشان است
گفتم: مرا غم تو خوشتر ز شادمانی گفتا: که در ره ما غم نیز شادمانی است
گفتم: فراق تا کی ؟ گفتا که تا تو هستی گفتم: نفس همین است گفتا سخن همان است
گفتم: که حاجتی هست گفتا بخواه از ما گفتم: غمت بیفزا گفتا که رایگان است
معرفی کتاب برای مطالعه:
- اصرار الصلوة / مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی
- ساغر سحر / استاد کریم محمود حقیقی
هر چه تلاش می کنم در دل شب برای نمازشب بیدارشوم، نمی توانم و حتی بعضی اوقات نماز صبح را هم ازدست می دهم یعنی می خواهم ابرو را درست کنم، میزنم چشم راهم کور می کنم. بنابراین مجبورم اول وقت نمازشب بخوانم و بخوابم و می دانم با این وضع در سیروسلوک به هیچ جا نمی رسم؟
دوست عزیز خوشحالیم که نگرانی شما در دوران شور و حال جوانی رسیدن به کمالات انسانی می باشد و امیدواریم با مطالبی که در این نوشتار خدمت شما ارائه می گردد بتوانیم راه حل مناسبی جهت دغدغه های ذهنیتان ارائه نمائیم . باشد که ما را نیز از دعای خیر خود فراموش نفرمائید .
از آنجا که سؤال شما حول سه محور مطرح شده است ؛ مطالب مندرج در این نوشتار نیز در سه بخش تنظیم گردیده که خدمت شما ارائه می گردد .
بخش اول : در خصوص آنچه که راجع به نماز شب نوشته اید باید توجه داشته باشید که از دست دادن نماز شب معلول علتهای مختلفی می باشد .
شما می توانید با بررسی اعمال و رفتار خود در طول شبانه روز ، علت اصلی آن را یافته و با توصیه هایی که در همین نوشتار ذکر می گردد در رفع آن کوشش نمائید .
به طور کلی عوامل سلب توفیق از نماز شب به دو گروه دسته عمده بندی می شود
الف : عوامل مادی
برخی از این عوامل شامل موارد ذیل می باشد
1- فقدان برنامه ریزی و نظم در زندگی
از مهمترین عوامل مادی که مانع از توفیق درک نماز شب می گردد فقدان برنامه ریزی و نظم در زندگی می باشد که برخی از نمونه های آن اشاره می شود :
نمونه اول : فقدان برنامه منظم برای خواب : مسلما کسیکه شبها را به شب نشینى و بیهودگى به نیمه مىرسانند و تا ساعات پایانی شب خود را با رایانه و اینترنت و چت و ... مشغول نماید ؛ نباید توقع داشته باشد که بتواند نماز شب بخواند (اگر نگوئیم که چنین کسی حتی نمی تواند برای نماز صبح بیدار شود ).
نمونه دوم : ایجاد مشغله های ، فراتر از توانایی های فردی که نتیجه ای به جز ایجاد خستگی مفرط ندارد : مثل دانشجویی که بدون دلیل منطقی ، واحد های درسی زیادی را انتخاب نماید و خود را دچار سختی زیادی نموده و در نتیجه به دلیل خستگی مفرط شب ها تا به صبح مانند افراد بی هوش به خواب می رود .
نمونه سوم : پراکندگی در کارها : این امر موجب بی حوصلگی هم در امور مادی و هم معنوی می گردد مانند دانشجویی که واحد های درسی خود را به گونه ای انتخاب نموده که در هفته چند روز آن به بطالت گذرانده می شود .
2- پرخوری در شب
خود علتی دیگر برای خواب طولانی و سنگین می باشد. حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام ) خطاب به بنی اسرائیل فرمود: ای بنی اسرائیل ! خوردن خود را زیاد نکنید, زیرا هر کس بر خوردن خود بیفزاید, بر خوابیدن خود هم می افزاید و هر کس که بر خواب خود بیفزاید, از نماز کم می گذارد (و در نتیجه) در زمره غافلان نوشته می شود«, (همان , ج 1, ص 117, ر 590).
3- تنبلی افراد
از دیگر عواملی که موجب سلب توفیق از نماز شب می شود کسالت و تنبلی می باشد .
به همین دلیل این مساله نیز در ادعیه ما مورد توجه قرار گرفته و در دعاى ابوحمزه ثمالی در سحرهای ماه مبارک رمضان مىخوانیم: «اللهم انى اعوذ بک من الکسل و الفشل و الجبن و النعاس...» یعنی خداوندا پناه می برم به تو از کسالت و تنبلى و ترس و خواب آلودگى ...
4- غرق شدن در مسائل مادی و دنیویی
متاسفانه برخی از افراد بدلیل ضعف ایمان تمام همت خود را بر سر همین زندگی دنیایی خلاصه نموده اند و تمامی نیازها و احتیاجات خود را در مسائل دنیوی می بینند ، به همین دلیل تمامی افکار و انرژی خود را در این مساله صرف نموده و تنها به دنبال لذت های دنیایی می باشند و از درک لذت های معنوی خود را محروم می نمایند .
حضرت عیسی (علی نبینا و آله علیه السلام ) نقش دنیا زدگی را در بی حوصلگی افراد نسبت به عبادات اینچنین ترسیم می نماید که : همچنان که بیمار بر غذاى لذیذ نگاه می کند و بدلیل شدت درد لذّت آن را نمىچشد، همچنان فرد دنیادار نیز همراه با عشق به مال نه لذّتى از عبادت مىبرد و نه شیرینى و حلاوتش را مىچشد، (تحف العقول-ترجمه جعفرى ص 483 )
5- خوردن غذاهای نامناسب در شب
برخی از غذاها بگونه ای می باشند که اعصاب و بدن را سست می نمایند . لذا اگر شب ها از ماست , دوغ , کشک و مانند آن استفاده شود خواب بر انسان چیره می شود ؛ همچنین خوردن غذاهای چرب و سنگین موجب سنگینی خواب می گردد .
ب : عوامل معنوی
1- گناه
این عامل از عواملی است که نقش بسیار مهمی در سلب توفیق از نماز شب دارد ؛ لذا باید نسبت به این مساله بسیار حساس بود تا بواسطه گناه درک لذت نماز شب را از دست نداد .
شخصى به خدمت امام المتّقین امیر المؤمنین علیه السّلام آمد و گفت که:
مدتى شده است که از نماز شب خواندن محروم شدهام، حضرت فرمودند: تو مردى هستى که گناهانت ترا به بند کشیده و مانع از نماز شب شده است» کنایه از آنکه گناه کردن در روز باعث محرومى از نماز شب است.( منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح ص : 355)
بعضی از گناهان که معمولا دامنگیر دانشجویان می باشد از قرار ذیل است .
1- دیدن صحنه های و تصاویر غیر اخلاقی از طریق اینترنت ، ماهواره ، تلفن همراه و ...
2- چشم چرانی
3- برقراری روابط نامشروع با جنس مخالف
5- استفاده از غذاهایی که حلال نیستند.
6- استفاده از غذاهایی که پاک نیستند.
7- دروغ گفتن
امام صادق علیه السّلام فرموده اند :
مردى دروغ مىگوید به اندازهاى که از نماز شب محروم مىگردد، و هر گاه از نماز شب محروم شد از روزى هم محروم مىشود. (ایمان و کفر-ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار ج2 ص 468 )
8- استهزاء و تحقیر مؤمنان است (نقطههاىآغازدراخلاقعملى ص : 289)
9- تکرار گناه به حدی که دل سیاه گردد و شوق عبادت گرفته شود. که با تفحص در نفس خود باید علت را پیدا کرد و مداوا نمود.
10- ایجاد مزاحمت و آزار همکلاسی ها و یا هم خوابگاهی ها
2- ضعف اراده : نماز شب اراده و عزم می خواهد. خواستن تنها کافی نیست , باید با تصمیم جدی خوابید. ضعف اراده از مهم ترین عوامل محروم ماندن از نماز شب و سحرخیزی می باشد. باید با این ضعف و سستی اراده مبارزه کرد. امام علی (ع )می فرمایند: »ضادوا التوانی بالعزم ; به وسیله عزم , با سستی مبارزه کنید«, ( تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: 476).
براساس آنچه که تا کنون گفته شد در راستای رسیدن به هدف خود باید نسبت به موضوعات ذیل دقت نظر ویژه داشته و به نکاتی که در خصوص آنها گفته می شود توجه نمائید .
این موضوعات به شرح ذیل می باشد :
اول : فعالیت های روزانه
1- برای طول روز خود برنامه ای منسجم تنظیم نمائید بگونه ایکه خسته نشوید
امام صادق علیه السّلام توصیه نموده اند که افراد ساعات روز خود را به سه قسمت تقسیم نمایند :
یک قسمت برای اعمال عبادی ؛ قسمتی دیگر برای همنشینی با برادراین ایمانی و دوستان و قسمت سوم نیز جهت تفریحات سالم و بدور از گناه ( الحدیت-روایات تربیتى، ج2، ص: 134)
2- سعی کنید فعالیتهایی که در شب انجام می دهید را ، به بعد از نماز صبح که بازدهی بیشتری نیز دارد منتقل نمائید .
3- از سیستم مراقبه ، مشارطه ، محاسبه استفاده کنید، یعنی در طول روز مراقب اعمال خویش باشید (چه در زمان حضور در کلاس و کتابخانه و خوابگاه و ... ) و شب هنگام محاسبه کنید تا ببینید تقوی را رعایت نموده اید و در طول روز آیا گناهی مرتکب شده اید و در صورتی که تقوی را رعایت ننموده اید با خود شرطی را بگذارید تا دیگر مرتکب آن گناه نشوید .
4- تماشاى فیلم ها و صحنه هاى مبتذل و آلوده به گناه و همین طور رفتن به محیط هاى نامناسب را ترک نمائید
5- از گفتگو با جنس مخالف، نگاه کردن به آنها، خندیدن در منظر نامحرم جدا خودداری کنید.
6- در صورت گناه کردن سریع توبه نمائید
7- به نماز اول وقت اهتمام بیشتری بورزید و در جلسات مذهبی بیشتر شرکت کنید.
8- از آنجا که ممکن است ارتکاب برخی از گناهان به دلیل عدم اطلاع از آنها باشد ، لذا جهت فراگیری واجبات و محرمات دینی مطالعه بیشتری نموده و به کتابهای ذیل مراجعه فرمائید :
- مطالعه رساله عملیه مرجع تقلید خود
- پرسش و پاسخ دانشجویی شماره 18 (احکام نگاه و پوشش )
- کتاب واجبات و محرمات در شرع اسلام / آیت الله مشکینی / دفتر نشر الهادی / 1378
دوم : خوراک شبانه
در خصوص خوراک شبانه نکات زیر را رعایت فرمائید :
1- شام را در ابتدای شب بخورید زیرا هر چه وقت خوردن شام به اول شب نزدیک تر بوده و با وقت خواب فاصله داشته باشد هم خواب راحت تری خواهید داشت و هم برای نماز شب با مشکل کمتری مواجه خواهید شد .
2- بلافاصله قبل از خواب چیزی نخورید:
اگر در فاصله ی زمانی کمتر از دو ساعت به خوابیدن، چیزی بخورید وبعد به رختخواب بروید بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلا زمان به خواب رفتنتان را طولانی کند.
4)سعی کنید زود بخوابید ، زیرا تحقیقات نشان داده است که خواب یک سوم ابتدای شب کاملتر و با آرامش تر می باشد و لذا خستگی را از تن انسان، بهتر خارج می کند.
3- پر خوری نکنید : باید از افراط و تفریط در خوردن پرهیز شود. کم خوری غیر از نخوردن یا بد خوردن است . میزان کم خوری را رسول اکرم (ص ) چنین می فرمایند: » اصل دیگری را نیز پیامبر اکرم فرموده اند وَ قَالَ ص کُلْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی وَ أَمْسِکْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی در حالی که اشتها داری , بخور و در حالی که (هنوز) اشتها داری , از خوردن دست بکش (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج59 ص 290 )
4- غذای مناسبی میل نمائید : کیفیت غذا جوری باشد که اعصاب و بدن سست نشود. شب ها از ماست , دوغ , کشک و مانند آن استفاده نشود یا در کنار آن ها چند دانه خرما یا کشمش یا مویز و مانند آن تناول شود. هر کس باید با توجه به مزاج خود, برنامه غذایی مناسبی برای خود داشته باشد. دقت کنید چه غذاهایی قوت می بخشد, چه غذاهایی سستی و نسبت به چه غذاهایی حساسیت دارید. مثلا خرما برای بعضی مزاج ها سازگار نیست , زیرا موجب جوش صورت و دمل می شود.
سوم : چگونگی خواب و استراحت برای بیدار شدن در سحر
در خصوص خواب و استراحت نیز موارد ذیل را رعایت نمائید :
1- زود بخوابید : بگونه ای برنامه ریزی نمائید که حداکثر تا ساعت ده شب در رختخواب خود باشید .
2- خواب قیلوله و قبل از ظهر - که استحباب شرعی هم دارد - ترک نشود. این خواب مختصر, ولی بسیار مفید است . اگر قبل از ظهر میسر نیست با فاصله ای بعد از ناهار انجام گیرد. اگر اصلا خواب روز میسر نیست , حداقل باید دقایقی دراز کشید.
پیامبر گرامی اسلام فرمود: از خوردن غذاى سحر براى روزهى روز کمک بگیرید و از خواب قیلوله براى بیدارى یارى بخواهید( إرشاد القلوب إلى الصواب ج1 ص 91 )
3- محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد کنید:
جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد .هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید، سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.
4- به اندازه کافی بخوابید: این یکی از عوامل اصلی است که سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشکل داشته باشند، در اصل داشتن خواب کافی ، زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر میکند.
5- بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید: سعی کنید همیشه راس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.
6- به بدن خود گوش دهید: بدن شما خیلی خوب می تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوید هنوز احساس خستگی میکنید سعی کنید شبها زودتر به رختخواب بروید بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا میکند و کاملا بر آن منطبق خواهد بود.
7- برای بیدار شدن در سحر آیه زیر را بخوانید :
هنگام خواب برای آنکه به موقع بیدار شوید آیه آخر سوره کهف را قرائت کنید
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً.(کهف – 110)
پس از آن این دعا را بخوانید:
«اللّهمّ لا تنسنی ذکرک و لا تؤمنّی مکرک و لا تجعلنی من الغافلین و انبهنی لأحبّ السّاعات إلیک أدعوک فیها فتستجیب لی، و أسئلک فتعطینی و استغفرک فتغفر لی إنّه لا یغفر الذّنوب إلّا أنت یا أرحم الرّاحمین».
.امام صادق(ع) فرموده است که اگر این آیه را بخوانی در هر ساعت از شب که اراده کنی بیدار می شوی و این به تجربه هم ثابت شده است . (الآداب الدینیة للخزانة المعینیة با ترجمه عابدى ص 323)
8- هنگام خوابیدن با وضو باشید،از تلاوت قران،دعا و تسبیحات حضرت زهرا(س) غافل نشوید و از خدا بخواهید توفیق بیدار شدن را به شما بدهد .
چهارم : به هنگام بیدار شدن در سحر
به هنگام بیدار شدن در سحر ممکن است کسلی تمام وجود انسان را فرا گرفته باشد ، لذا برای رفع این کسلی و خواب آلودگی می توانید کارهای زیر را انجام دهید :
1- در رختخواب به خودتان برای بیدار شدن دروغ نگوئید:
همیشه سعی کنید بلافاصله بعد از بیدار شدن رختخواب خودتان را ترک کنید، اینکه مثلا 10 یا 20 دقیقه ی دیگر از جایم بلند خواهم شد در حالی که بیدار شده اید اصلا به شما کمکی نخواهد کرد و هر چه بیشتر در زمانی که بیدار شده اید در رختخواب بمانید بدنتان تمایلش برای بازگشت به خواب عمیق بیشتر می شود.
2- بعد از بیدار شدن به پاس این نعمت سجده شکر بجای آورید
3- پس از بیدار شدن سپس مسواک بزنید .
در روایات آمده پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله هر شب سه بار مسواک مىکرد: یک بار پیش از خواب، یک بار وقتى از خواب براى نماز شب برمىخاست، و یک بار پیش از آنکه براى نماز صبح از خانه بیرون رود. (آداب، سنن و روش رفتارى پیامبر گرامى اسلام ص 116)
4- می توانید یک دوش آب سرد بگیرید
5- مقداری نوشیدنی مانند چای و آب و یا میوه میل کنید
6- به فضای باز رفته و نفس عمیق بکشید و 15 ثانیه نگه دارید
پنجم : محیط اطراف خود
باید توجه داشت که بسیاری از عوامل سلب توفیق از نماز شب ممکن است برخاسته از شرایط زندگی، دوستان، محیط دانشگاه و جو حاکم بر آن باشد که توانسته در وضعیت روحی شما تأثیر بگذارد بنابراین
اولا : سعی کنید در محیط دانشگاه با دانشجویانی که بیشتر اهل معنویت، نماز و دعا و با نشاط هستند معاشرت داشته باشید و از گعده های دانشجویی که توأم با گناه و رفتارهای غیراخلاقی است اجتناب کنید.
ثانیا : تا آنجا که ممکن است در فضاهای معنوی همچون مساجد نمازهای مستحبی را بجا بیاورید .
چراکه فضاهایی که معنوی باشند، ناخودآگاه انسان را تحت تأثیر قرار میدهند و به طور غیر مستقیم، بدون حساسیت فرد، سبب تأثیر گذاری میشوند. ( علل نماز گریزی و نقش رسانه در گسترش نماز – محسن محمدی – مرکز پژوهشهای صدا و سیما )
ششم : بالا بردن انگیزه و اشتیاق به نماز شب
در این باره نکات ذیل را رعایت فرمائید :
9- نتایج دنیوی و اخروی نماز شب را برای خود یاد آوردی نمائید
به عنوان نمونه از نتایج دنیوی و اخروی نماز شب که از روایات استفاده می شود این است که : نماز شب باعث صحت بدن و کفاره گناهان روز و برطرف کننده وحشت قبر است . روی را سفید و بوی را پاکیزه و روزی را جلب می نماید والبته روایات در این باب بسیار است و ما به همین مقدار بسنده می کنیم . ( برای آگاهی بیشتر ر.ک : شب مردان خدا. )
البته برای تاثیر گذاری بیشتر می توانید برخی از آنها را با خط درشت نوشته و در اتاق خود نسب نمائید .
10- از ثقل اصغر و ائمه هدا(ع) و توسل به ایشان بهرهگیرى نمائید .
11- بدانید به هر اندازه که کارهای خوب در این دنیا خود را سخت نشان دهد در آخرت پاداش ان به همان اندازه بیشتر خواهد بود کما اینکه امام باقر علیه السلام فرموده اند : کار نیک و عمل خیر بهمان نسبتى که در قیامت سنگین و موجب سنگینى میزان انسان مىشود براى مردم دنیا سنگین و دشوار است. و کار زشت بر اهل دنیا خفیف و سبک است (زود انجام میدهند) همچنان که در آن جهان خفیف و موجب سبکى میزان اعمال مىشود. (بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص: 225)
12- این نکته را باید توجه داشته باشید که عمر گذرا می باشد و فرصت ها به سرعت از دست می رود و بهترین فرصت برای خود سازی و رسیدن به کمال همین دوران جوانی می باشد .
6- سیره چهارده معصوم ، اولیاء دین و علما دینی و حالات آنها را به هنگام برپایی نماز شب مطالعه نمائید و به دنبال این نکته باشید که چه انگیزه ای موجب می شد تا آنها با چنین شور و حالی به نماز شب بپردازند .
7- معاشرت با افراد صالح ونیکوکار را در برنامه های خود قرار دهید
از آنجا که دوستان در شکل دهی شخصیت انسانی نقش بسیار مهمی دارند همنشینی با افراد مقید به اعمال عبادی جهت تشویق انسان بسیار مؤثر می باشد
در پایان این بخش توجه شما را به چند نکته مهم جلب می نمایم .
نکته : برای اینکه سحر خیزی برای شما ملکه شود و بتوانید طعم لذیذ مناجات شبانه را درک نمائید باید برنامه ای بلند مدت را با صبر و حوصله طراحی و پیاده نمائید و چه بسا این برنامه چندین سال نیز به طول انجامد که در این خصوص مراحل ذیل به شما پیشنهاد می گردد .
مرحله اول : ابتدا سعی کنید که نماز صبح را اول وقت خود بخوانید
مرحله دوم : بعد از مدتی به این مساله عادت نمودید به اندازه چند دقیقه زودتر از اذان صبح از خواب بیدار شوید و یک کار بسیار ساده انجام دهید (مثلا تصمیم بگیرید در آن ساعت مشخص یک لیوان آب بخورید و یا برای خود یک چای درست کنید و یا میوه بخورید )
مرحله سوم : وقت را بگونه ای تنظیم نمائید که قبل از اذان صبح به مقداری بیدار شوید که بتوانید یک رکعت نماز وتر را بدون سوره و دیگر مستحبات بخوانید .
مرحله چهارم : بعد از مدتی نماز شفع را نیز بدون انجام اعمال مستحبی بجا بیاورید .
درمراحل بعدی ، بقیه رکعات نماز شب را اضافه نمائید و بعد از اینکه به سحر خیزی عادت کردید می توانید مستحبات دیگر نماز شب را نیز اضافه نمائید .
البته برای موفقیت در مراحل گفته شده موارد ذیل را رعایت نمائید
اول : تا زمان عادت به سحر خیزی ، هر یک از مراحل تا چهل شب پیاده نمائید
دوم : مىتوانید جدولى روزانه در رابطه با کیفیت انجام هر یک از مراحل تنظیم نموده و اموری را که موجب عدم موفقیت شما در هر شب شده را بررسی کرده و آنرا برطرف نمائید .
سوم: براى آنکه بهطور کاملا جدى مقید به انجام هر یک از مراحل گفته شده شوید مىتوانید انجام آن را تامدتى (مثلًا 40 شب) نذر کنید تا بر شما واجب شود و دیگر نتوانید از آن کنارهگیرى کنید. آن گاه پس از مدتى کم کم به صورت عادت و ملکه در مىآید .
چهارم : هرگاه در وقت نماز شب از خواب بیدار نشدید در طول روز بعد قضاى آن را بجا آورید. این مساله تقید نفس شمارا به برخاستن از خواب جهت انجام آن بیشتر مىکند.
پنجم : از آنجا که خواندن نماز مستحبی بطور نشسته صحیح می باشد می توانید در مراحل اولیه نماز شب خود را نشسته بخوانید و به مرور زمان آنرا ایستاده ادا نمائید .
نکته دوم : وقت نماز شب از نیمه شب تا فجر صادق است، و هنگام سحر از سایر مواقع بهتر است و تمامی ثلث آخر شب سحر محسوب می شود. و افضل از آن خواندن نماز شب نزدیکیهای فجر است(1).( تحریر الوسیله، ج 1، ص 136). بنابراین در صورتی که تا نیمه شب شرعی بیدار بودید در اینصورت می توانید نماز شب خود را بخوانید و ثواب نماز شب را درک نمائید .
نکته سوم : از احکامی که در خصوص نماز شب مطرح گردیده این است : جوانی که می ترسد خواب بماند و نماز شب از او فوت شود می تواند نماز شب را پیش از نیمه شب بخواند .
بنا براین شما تا زمانیکه به سحر خیزی عادت نکرده اید می توانید قبل از خواب نماز شب خود را بخوانید و از ثواب آن بهره مند گردید .
نکته چهارم : از نکات بسیار مهم این است که انسان برای انجام مستحبات همواره از لحاظ روحی دارای آمادگی نمی باشد بلکه گاهی اوقات در حال نشاط و آمادگی معنوی و گاهی اوقات هم آمادگی و نشاط لازم را ندارد ؛ لذا در تعالیم دینیمان توصیه شده در زمانیکه انسان آمادگی و نشاط کافی جهت انجام اعمال عبادی را ندارد خیلی به خود فشار نیاورد تا این کار موجب نفرت و بی حوصلگی نسبت به انجام اعمال عبادی نگردد . (برگرفته از سخن امیرالمؤمنین علیه السلام در این زمینه - بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68، ج2، ص: 227)
سوال من این است که اگر کسی در کودکی (قبل از سن تکلیف شرعی) گناه کبیره ای مرتکب شده باشد آیا این مسئله در بزرگ سالی در زندگی او تاثیر سوء می گذارد؟ چگونه می تواند جبران کند؟
در پاسخ به چند نکته توجه کنید :
1- انسان قبل از بلوغ شرعی تکلیفی ندارد و در مورد تاثیر گناه قبل از بلوغ بی شک تاثیر آن در زندگی انسان نسبت به گناه پس از بلوغ بسیار کم رنگتر و ضیفتر است .
2- چنین آثار کم رنگی نیز با توبه و با بندگی خداوند و اطاعت امر الهی و عبادت خالصانه بر طرف می گردد .
3- در مورد گناهان قبل بلوغ باید توجه کرد که میان گناهان مالی و حق الناس با گناهان غیر مالی تفاوت هست. قبل از سن بلوغ تکلیفی برای انسان اعم از دختر و پسر نیست و گناهی به لحاظ تکلیفی برای آنان نوشته نمی شود. اما در صورتی که به طور مثال مالی را سرقت کرده و بعد از بلوغ متوجه مسئله شده باشد، باید مالی را که غصب یا سرقت کرده است برگرداند.
4- در هرصورت خوب است انسان نسبت به گناهان قبل از بلوغ نیز توبه کند و از خدای متعال طلب بخشش نماید و این کار در نورانیت قلب و آمادگی پیدا کردن برای فیض و لطف خدواند تاثیر عمیقی دارد .
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
لینک دوستان
لوگوی دوستان
پیوندهای مفید
فهرست موضوعی یادداشت ها
موضوعات ساختاری وبلاگ
مشترک شوید